همیشه همگان از من می‌‌پرسند که آیا تو ضد اسلام هستی‌ و چرا ؟

من هم مثل هر آدم عاقل دیگری جواب می‌‌دهم که،بله من مسلمان نیستم و ضّد آن و احکامش هستم،خب به یک دلیل ساده،چون اسلام ضّد من است و ضّد هر ارزش اخلاقی‌ که به آن باور دارم،اگر قرار بود احکام اسلام را بپذیرم،مجبور بودم تمام چیزهائی که به آن باور دارم را نقض کنم و فکر می‌کنم این یک در خواست غیر منطقی‌ و در نتیجه دیکتاتوری و اسلامی است.

mohsen daraei

در کّل من دوست ندارم ضّد چیزی باشم،ترجیح می‌‌دهم حامی‌ چیزی باشم ولی‌ چیزی در اسلام نیست که آدم بخواهد طرفدارش باشد،کّل این دین بر اساس قضاوت غلط ،ناعدالتی و انسان ستیزی است و من کاملا مخالف همه این‌ها هستم و مردم میگویند :تو به چیزهای بد اسلام توجه میکنی‌ ،آره ناچارم اعتراف کنم که اگر چیزهای بد اسلام را نادیده بگیرید اگر خشونت،جدا سازی مرد و زن،خود برتر پنداری،ناسازگاری اجتماعی،انتظار‌های خاص و عجیب،تجارت عزاداری،زن ستیزی شدید و روان پریشانه.قتل‌های ناموسی که توسط پیامبرش مجاز شمرده شده ،نفرت از یهودی‌ها ،سانسور حقیقت و تهدید خشونت آمیز دائم که مسائل اجتماعی را نادیده بگیرید.

اسلام زیاد مشکلی‌ ندارد،مشکل این است که وقتی‌ این چیزها را از اسلام بگیرید،دیگر چیزی ازش باقی‌ نمی‌ماند و دیگر اسلام نیست،چون اسلام توسط همین چیزها تعریف میشود و ما می‌‌توانیم نمونه‌هایش را با چشمان خودمان ببینیم.

میشود دید که هر جایی که این دین پا گذاشته ،خشونت و ناسازگاری و اختلاف اجتماعی را ایجاد کرده و اگر به قدرت برسد به آزار مردم می‌پردازد و در نهایت احکام بی‌ رحمانهٔ شیطانیش را اجرا می‌کند و آزادی مردم،به خصوص زن‌ها از آنها گرفته میشود.

به خاطره این موارد و همه مواردی که که در اسلام وجود دارد و باعث نقض انسانیت و حقوق شهروندی هر انسانی‌ است که آزاد آفریده شده،به من این جرات و حس تنفر از اسلام را میدهد که با این اهرم تاریکی‌ مبارزه کنم و به حکومت‌های خونخوار اسلامی از جمله جمهوری اسلامی ایران که با اسلام ناب محمدی ا‌ش کمر به نابود کردن تاریخ و فرهنگ و اعتبار ایران‌و کشتار فرزندان این مرز پر گوهر کرده است  و با ظهورش سیاه‌ترین صفحات تاریخ کشورم را رقم زده است مبارزه کنم و تا رسیدن به ایرانی‌ آباد و آزاد دست از مبارزه بر ندارم و با آگاهی‌ رساندن و کمک کردن به افرادی که به صورت ناآگاهانه و بدون شناخت این دین شیطانی آن را پذیرفته اند اسلام را محو کنیموا اندیشینسنهأی که گرفتار این بیماری و ایدئولوژی ضّد انسانی‌ هستند را پاک کنیم و  برای رسیدن به این مهم باید از خود و از خانواده خود و از شهر و کشور خودمان شروع کنیم و به این هدف برسیم.

آری تنها راه رسیدن به این مهم آگاه ساختن مردم و شناساندن چهره حقیقی‌ اسلام است نه به زور و نه به جنگ،بلکه از راه حقیقت که بزرگترین صلاح است و نور بر تاریکی‌ و آگاهی‌ و خرد و دانش بر جهالت و بی‌ خردی پیروز است.

پس سعی‌ کنیم تا با همت و تلاش بی‌ وقفه چهره واقعی‌ اسلام را بر همگان آشکار سازیم و جهانی‌ بدون جنگ و تروریسم داشته باشیم و عشق و محبت را با برابری و حقوق انسانی‌ بر روی زمین و ایران عزیزمان جاری سازیم وی‌ به حقوق والای انسانیّت برسیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)