نوروز باستانی ایرانیان یا عزای اسلامگرایان تندرو در جمهوری اسلامی

شاید فقط 5 دقیقه از وقت پر ارزشت را بتوانی برای خواندن این مقاله ی کوتاه بگذاری . این یاد آور واقعیات است و دیدن بلعیده شدنمان از سوی سیاست‌ها .
با نزدیک شدن به جشن بزرگ ایرانیان ؛ نوروز جشن کهن است که از دوران باستان یعنی از زمان هخامنشیان می‌ آید ، در این جشن که خاستگاه و بنیان آن در ایران است ، نه تنها در سرزمین خودمان بلکه در کشورهای دیگر همچون افغانستان ، تاجیکستان، روسیه ، قرقیزستان ، ،قزاقستان سوریه ، کردستان ، گرجستان ، جمهوری آذربایجان ،آلبانی ،چین ، تاجیکستان ،ترکیه ، ترکمنستان ، هند ،پاکستان و ازبکستان تعطیل رسمی است و مردمان آن آغاز فصل بهار راجشن می‌گیرند .
لذا در این مقاله سعی دارم پیام جوانان را به سران جمهوری اسلامی و اسلامگرایان تندرو برسانم . لطفا عجله نکنید و سریعاً به این نوشته ی من واکنش منفی نشان ندهید . من در این مقاله مخالفت خودم را با دین اسلام نشان نمی‌دهم ، عقیده هر کس محترم است و اشاره ی من به سران جمهوری اسلامی است . بدانید که در بین مسلمانان نیز مردمی پاک و خوب هستند . خیلی از جوانان ایران ، حتی نیمی از جامعه ایران خواه آگاهانه و خواه نا آگاهانه بر روی مسیری قرار گرفته‌اند که این دولت برای آن‌ها تایین کرده است و به نوعی مردم عروسک های بازی دولت شده‌اند .
وقتی که تاریخ ایران را در کتاب تاریخ مدارس حذف کردند ، وقتی که اسلام را تاریخ ایران نهادند ، وقتی که آزادی خواه بودن مردم ایران باستان را به بی کفایتی تشبیه کردند ، وقتی که هنرمندان روشن اندیش و جوانان باهوشمان را در خفقان خفه کردند ، وقتی که جوانان ما یعنی از من نوعی تا تمامی جوانان ایران که به دلیل بیان واقعیات حیاتی و سیاست سخن گفتند و به جای استقبال دولت آن‌ها را تهدید و مجبور به زندگی در غربت شدند و وقتی که جشن های مان را همچون چهارشنبه سوری و 13بدر را برایمان حرام خواندند ما کجای تاریخ را می ساختیم ؟
زمانی که ملایان برای پرکردن جیب‌های عمیق و نا محدود خود حتی برای تاریخ ما تصمیم می‌گیرند و جشن های باستانی ما را از تاریخ ایرانیان پاک می‌کنند مردم چرا سکوت می‌کنند . شاید دلیلش بر می‌گردد به همان راهی که جمهوری اسلامی زیر کوبی اش را کرده و مردم را برای آسفالت آن به جلو با اعدام و خفقان و شکنجه هل می‌دهد .
چندی پیش خبری از چسباندن پارچه های سیاه در خیابان‌ها و آویز کردن اعلامیه های سیاه با متن های اسلامگرایی را دیدم که دقیقاً یک هفته به فرا رسیدن جشن های نوروزی ما می‌باشد . از کجا معلوم شاید همین فردا بر پا کنندگان جشن های باستانی و ایرانی را همین مردی که با شاه‌کلید به امید مردم شکل گرفت ، مردمی نادان ، کافِر و ضد ولایت فقیه بداند و آمار روز افزون اعدام هایش را بیش تر کند تا شاید در تاریخ بتواند رکورد خون خواران ترین ها کسب کند .
ما جوانان از نسل و خون ایلامیان هستیم . ما همان هخامنشیانی هستیم که سعی بر آزادی انسان‌ها و یکی بودن حق مرد و زن هستیم . توجه داشته باشیم که این تبعیض نژادی نیست ، این یاد آوری می ‌باشد که بدانیم از چه ملتی بوده‌ایم ما نژادی برتر نیستیم بلکه نژادی از انسان بوده‌ایم . انسانی که حقوق خودش را با برادرانش و خواهرانش یکی دانست . این مقاله اشاره به تلاش برای برتر بودن نیست بلکه به بهتر زیستن و آزاد زیستن اشاره دارد . پس چه شد ؟ چشمانمان از این مردمان کور است !
چه چیزی ما را به اینجا کشید که رتبه ی شادیمان به بالای 100 در جهان رسیده و گذرنامه مان نیز به همچنین ؟
مشکل ما خود ماییم !
آنجایی که هنرمندان مان گفتند :
اقیانوسم مرد ، کشتی کجایی
یا
دستاتو و پاک کنید از بوی زنجیر ، ندارم دستی تو دستاتون
اما دولت جمهوری مفسد ایران آن‌ها در زیر زمین جای داد و یا همین سیاست مداران و کنش گران سیاسی ما آن‌ها را مطرب می‌خوانند . نه ! نه ! نه !
این همین ما هستیم ، این اندیشه ی جوان جامعه است ، این آزادی خواهان جامعه هستند . صدای جوانان را نه جمهوری اسلامی شنید نه آزادی طلبان خود نما . جمهوری اسلامی همانند ویروسی در دل ما جوانان رخنه کرده صدای ما صدای فرا تر از آن است که این تندرو ها بشنوند .
اگر جوانان جامعه جشن های ملی را نمی شناسند ، اگر جشن ها را آن طور که باید برپا کنند ، بر پا نمی ‌کنند ، اگر صدای اعتراضی به گوش نمی رسد ، اگر طرفدار شادی های گذرا بیش تر از واقعیت تلخ جامعه است ، دلیلش جز من و تو کسی دیگر نیست . چرا که ما به جمهوری اسلامی اجازه ی ماندن داده‌ایم چرا که ما راه پیچ در پیچ آزادی را رها و به راهی که جمهوری اسلامی می گویید راه راست است روی آورده ایم که انتهایش جز غم ، اندوه و نابودی چیز دیگری نیست . جشن های ما باید بر جا بماند تا تاریخ تفکر ایرانی از بین نرود که همان تاریخ انسان بودن است . هر چه جشن های تاریخی – اجتماعی ما از بین برود در انتها انسان بودن جامعه ی ما از بین می رود و مجسمه هایی که دست کار جمهوری خون خوار اسلامی است می شویم .
خطاب به سیاسی ها ، کنش گران و آزادی طلبان :
این صدای جونان ایران است ، جوانان ایران خاموش نیستند ، آن‌ها در خفقان اسلام گرایانند . آن‌ها صدایشان در جامعه پخش می‌ شود اگر شما نمی‌ بینید و نمی شنوید دلیلش دور بودن شما از جوانان است . ما ننگ بودن و مفسد بودن جمهوری اسلامی را می دانیم و امید همه ی ما آزادی ایران و آزاد زیستن است .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)