محمد شوری, [08.03.16 02:32]
Telegram: Contact @shoorijezehmohammad
«تابو»ی «زن»
«تابو»ها-چه درست وچه ناردست-مانع پیشرفت هستند؛مگرآنکه شناخته شوند.«تابو»ها بایدشناسایی وبه مردم کوچه وبازار تعلیم وبرای آنهاتعریف؛و از مضار و منافع آن مطلع.
و «زن» بخاطرترکیب فیزیکی هنوز در برخی جوامع همچنان «تابو»ست.

«حجاب راه توئی حافظ از میان برخیز

خوشاکسی که درین پرده بی حجاب می رود».

«دکترعلی شریعتی»کتابی داردبنام«ماشین در اسارت ماشینیسم»،یعنی انسان خودش ماشین راخلق وتولید کرد،اما بعد وابسته به آن و اسیر آن شد؛تاجایی که اگر نباشدآدمی بدون آن هیچ است!؟

چون درمَثَل مناقشه نیست،مَثَلِ خلقت زن در آفرینش هستی،مِثلِ همان ماشین است!و جنس مخالف(مرد)بدون آن کور است:

«چون دهانم خورد از حلوای او

چشم روشن گشتم و بینای او

پا نهم گستاخ چون خانه روم

پا نلرزانم نه کورانه روم» / مثنوی مولوی.دفترسوم

و «خدا»،هم با وجود ز«ن» بهتر و کاملتر دیده می شود و هم از دایره زندگی خارج:

«چند با آدم بلیس افسانه کرد

چون حوا گفتش:بخور! آنگاه خورد

اولین خون درجهان ظلم و داد

از کف قابیل بهر زن فتاد» / دفترششم.

علم منطق درفرق کل و کلی می گوید:کلی آن است که اگر اجزایش معدوم شود، بازمتصور است و هست.مثلا با مُردن دیکتاتور،مفهوم دیکتاتوری از بین نمی رود. اما کل با ازدست دادن یکی ازاجزایش دیگروجود ندارد. مثلا ساعت با فنر و عقربک ساعت است،و اگر یکی ازآنهانباشد دیگر ساعت نیست.

«زیبایی» یک کلی است که هرفرد به تصور خودش زیبا می بیند.

و آدمی ذاتا زییایی رادوست می داردو«زن» زیباترین موجود خلقت است.وشایدبی ربط نباشدکه وقتی خداوندبه خودش آفرین گفت وفرمود:«فتبارک الله احسن الخالقین» مُرادش نوع خلقت ِزن و حُسنِ «زن» باشد!

می توانم بگویم «زن» تنها معلولی است که علت است!

«زن»بدلیل برجستگی های خود،ویژگیهایی داردکه هیچ نوسان اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در هرجای سرزمین خدا،نمی تواند از تقاضای آن بکاهد!:

«آن یکی می شد بّرَه سوی دُکّان

پیش ره را بسته او از زنان

پای او می سوخت از تعجیل و راه

بسته از جوق زنان همچو ماه

روبه یک زن کرد و گفت:ای مُستهان!

هَی! چه بسیارید ای دخترچگان؟

رو بدو کرد آن زن وگفت:ای امین

هیچ بسیاری مامنکر مبین

بین که بابسیاری ما بر بساط

تنگ می آید شما را انبساط

در لواطه می فتید از قحط زن

فاعل و مفعول رسوای زمن » / دفترششم.

هم چنین زن و مرد یک جز و یک کل هستند که هر کدام نباشد دیگری هم نیست:

«یاایهاالناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده وخلق منها زوجها وبث منها رجالا

کثیرااونساء…»/ قرآن.:

«ذوق جنس از جنس خود باشد یقین

ذوق جزو از کل خود باشد ببین» / دفترششم.

زن و مرد یک تنند که فقط با یکتایی آن دو هم زیبایی خلقت دیده خواهد شد و هم

یکتایی خالق؛وآن و«حدت درکثرت» و «کثرت در وحدت»ِ هستی به «وحدت والوجود» تبدیل!:

«نی من منم و نی تو تویی نی تو منی

هم من منم و هم تو تویی هم تو منی

من با تو چنانم ای نگار ختنی

کاندر غلطم که من تو ام یا تو منی»/ دفتر دوم.

پس اگر یک مرد با دو زن،یا یک زن با چند مردباشد،علاوه برنامتعادل و ناهمانگ شدن نظام هستی،آن زیبایی خلقت به زشتی، و آ ن توحید به شرک مبدل خواهد شد؛و

اتفافا تمام وضعیت بغرنج جامعه امروزی سرچشمه اش از همین جاست:

«ازهمان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل،

ازهمان روزی که فرزندان «آدم»

زَهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید!

آدمیَّت مُرد!

ازهمان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند

ازهمان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند

آدمیَّت مُرده بود.

صحبت از آزادگی،پاکی،مروَّت ابلهی است!

صحبت از موسا وعیسی و محمد نابجاست

قرن ِ «موسی چومبه» هاست!». / فریدون مشیری.

«زن»همان «میوه ممنوعه» خداوند است که همچنان از ابتدای خلقت آدم و حوا تانهایت، حادثه آفرین است و هنوز تاریخ مصرف دارد!

بنابراین«زن»موجود عزیز و عظیم و عجیبی است که هم عرصه عَدَم و هَدَم است و هم وجود و عروج!

«تابو»ها همان قوانین نانوشته ای هستند که همیشه بر قوانین نوشته شده مسلط بوده و به صورت آشکار و پنهان بر آن حکمرانی کرده و می کنند.و «زن» بخاطرهمان ویژگیهای «زنانه»اش دربرخی جوامع و فرهنگ و سنن همچنان «تابو» باقی مانده و قوانین زنانه نیز متأثر ازآن است.

«تمدن ایرانی»با فرهنگ اسلامی و نظام ج.ا.ا. با رعایت قوانین شیعی چنانچه بخواهد متحول شود باید در مورد «زن» تابو شکنی کند.

«تابو»ها که غالبا قوانین نیز بر اساس آن تدوین می شود، از خاستگاه وخواستگاه های مقنن تابیده است! و این خاستگاه و خواستگاه ها متأثر از «حدیث نفس» است!

محمد شوری, [08.03.16 02:32]
اگر حدیث نفس،«نفس مطمئنه» باشد قوانین بر اساس فطرت و طبیعت تحریر و تبیین می شود و چنانچه بر اساس «نفس اماره» و یا به قول«زیگموندفروید»-روانکاومعروف-«عقده ادیپ»و حقارت های سرکوب شده دوران کودکی و ضعف باشد،به هنگام بلوغ و قدرت، قوانیین تقریر شده مقنن هم بی تأثیر از آن نیست!

چند پروسه در مورد زن هست که اگر چنانچه در ایران «تابو»شکنی شود و با قرائت «نفس مطمئنه» از دین و اسلام قوانین زنانه بتصویب برسد،تحول و تکامل حتمی است.

پروسه اول:دختران همانند پسران در سن قانونی(18سال)اجازه شان دست خودشان باشد.و در هر موردی مثل ازدواج، نیازی به قیِّم نداشته باشند.

پروسه دوم: مسئله حجاب است.بی حجابی و عریان بودن زن چنانچه گناه است و دارای عقوبت اخروی یک،مبحث شخصی است که چنانچه اختیار شد،مجازاتش به خدا واگذار شود،چونکه مربوط به حق الله است.وحکومت ودولت ولو اسلامی هیچ دخالت درآن نداشته باشد.و فقط تا آنجاکه این عریانی موجب اختلال در نظم اجتماعی شود موجب جریمه باشد و در مراکز دولتی مانع باشند؛حکومت و دولت اسلامی فقط بایدبا زیباترین شکل،معروف (حجاب) را ترویج و تبلیع کند. مثل اوایل انقلاب که حجاب مشکل جامعه نبود وآنقدر برایش هزینه نمی شدکه اینک الان می شودو مبالغ هنگفتی ازبودجه بیت المال مسلمین که باید صرف تأمین اجتماعی شود خرج اجبار کردن در اختیارکردن نوع پوشش و غیره می شود…

چیزی که ما الان در موردحجاب داریم نه حجاب است ونه بی حجابی ست؛چیزی ست شبیه همان تعریف«جلال آل احمد»درکتاب «غرب زدگی»ودکترعلی شریعتی»درکتاب «الیناسیون»؛این حجاب معجونی است که اتفاقا مُسببش حکومت اسلامی ج.ا.ا.(بخاطر انگشت گذاشتن روی آن) است.

پروسه سوم:حق ازدواج درچند همسری برای مرد است.با استناد به برخی از آیات قرآن این تجویز صادرمی شود؛که البته قرآن تأکید دارد که عدالت باید برقرار شود و بعد تأکید مؤکَّد دارد که نمی توانید عدالت را برقرارکنید. بنابراین خودبخود منسوخ می شود.

مرد هر چند بتوانددر تأمین مَسکن و هزینه زنگی عدالت را رعایت کند،اماآیادر ارتباط و میل جنسی،عشق و محبت هم می تواندعدالت را رعایت کند؟بقول عوام:عُمرا! چونکه:«نو که آمد به بازار کهنه شود دل آزار»!

بنابراین درمورد اجازه به مرد در اختیار کردن همسردوم ضمن شروطی در لایحه حمایت از خانواده،آیابه زن نیزبا همان شروط می توان این اجازه راداد؟مسلمانه!وفقط می تواندطلاق دهد.برای مرد هم باید همین روال تصویب شودوچنانچه بخواهدطلاق گیرد؛نه آنکه همسر دوم برگزیند!یا آنکه هردو صبر را تقدیر زندگی کنندو یکدیگر را تحمل.

یا زندگی رابا عشق و دوست داشتن ادامه دهند و یا طلاق بگیرندو هرکس برود بدنبال مُراد خودش:

«بر مُراد تو روم شادی کنم

بنده تو باشم آزادی کنم» / دفتر چهارم.

پروسه چهارم: که خیلی هم مهم است،بحث شیرین صیغه یا ازدواج موقت است:

الف-ازدواج موقت فقط برای لذت جنسی است؛و مثلا برای کمک به یک زن بیوه نیست! آن می تواند فقط یک استثناء باشد.و لذا برای لذّت و تلمذ لذیذتر، طبعا دنبال نوع بهتر و زیباتر می رود!

بنابراین هیچکس نباید هدف اصلی از ازدواج موقت را کتمان کند؛هرکه کتمان کرد حدیث نفس خودش را سرکوب کرده است!

ب-کسب درآمداز راه صنعت«سکس»درغرب و برخی کشورهای مُجاز،برای دولتها،افراد، شرکتها و غیرذلک قابل تأمل است!منتها تجاوز به عُنف و به زور ،بشدت محکوم بوده و خاطی مجازات خواهد شد؛و افراد درسن قانونی بامیل شخصی و اختیارخودچنانچه روابط جنسی داشته باشندکسی و قانونی معترض آنهانیست.

ج-فرق روسپیگری و ازدواج موقت فقط در یک چیز است:زن روسپی تعهدی ندارد که در آن واحد،همان روزیایک ساعت،باچندفرددیگرهم باشد.ولی درازدواج موقت این تعهد اخلاقی (آنهم قولا،معلوم نیست که عملا هم باشد!؟)راداردکه درمدتی که باجنس مخالف است،با فرد دیگری همخوابگی نکند.

از آنجاکه علم جدید راههای جلوگیری از بارداری را معلوم کرده و شرط عِدِّه در ازدواج موقت فقط متضمن حضانت از فرزند برآمده از آن است،لذا وقتی معلوم باشد که فرد باردار نمی شود،می تواند هرساعت یا هر روز و یا چند روز صیغه یک نفردیگر شود،بدون آنکه بخواهد مثلا برای یک ساعت صیغه شدن،روزهای متوالی خودش راتعطیل کند! دراین مورد ظاهرا فتاوی برمجاز شمردن این شیوه هم هست!

د-در رژیم سابق هرشهری یک محله بدنام داشت که به اسم «قلعه» یا «شهرنو »معروف بود. نظام ج.ا.ا. آنرا جمع کرد و البته بجایش مخفیانه در هرکوی و برزن خانه های فساد باز شد که گاها لو می رود!

پس بهتراست برای پاکسازی جامعه و عدم فروپاشی اجتماعی مراکزی مُعیَّن و با آدرس مشخص درهرشهرتأسیس شود(اسمش راهرچه می خواهید بگذارید:خانه عفاف یا صیغه خانه)که فقط به مردان مجردسرویس دهد.هم رعایت بهداشت می شودوهم رعایت شرع و هم ازحوادث تلخ که هرروزمی خوانیم جلوگیری شده و هم درب خانه های فساد تخته!

محمد شوری, [08.03.16 02:32]
این شیوه کسب درآمد برای آن دسته از زنانی است که خود بامیل شخصی آنرا اختیار می کنند؛وبرای زنان بیوه وغیر آن این وظیفه حکومت و دولت است که طبق قانون شغل مناسب و امنیت درتأمین اجتماعی وی راهزینه وصرف آنها بکند؛نه صرف حاشیه های آن.

نکته پایان این مُجمل از این مُفصَّل اینکه:چنانچه زمینه های معیشتی درحکومت عادلانه توزیع شود،90هم پیش ماست.دراین صورت 100ی نیست و سدهاخراب شده وهمه چیز را ویران و از آب هم خبری نخواهد بود!

حکومت(اسمش هرچه که باشد)وظیفه اش فقط تأمین عدالت است وبقول استاد مرتضی مطهری هرچه منجر به عدالت شود همان دین است نه آنکه خودِ دین عدالت است!

از همین نگاه به دین و از همین رویکرد،هرگونه قبض و بسط در مورد قوانین زنانه اگرغیراز این مسیر باشد،مسخ و استحاله و برضدخودش تبدیل خواهد شد.

محمد شوری/12شهریور89

ادامه در:
کانال اطلاع رسانی محمد شوری جزه (نویسنده و روزنامه نگار)
https://telegram.me/shoorijezehmohammad
Telegram: Contact @shoorijezehmohammad
telegram.me

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)