Ray sayeh

چندین هزار امید بنی آدم و معنای رأی دادن سایه

……………………………………………………………
این دو بیت یکی از کهن ترین شعر های فارسی ست که همچنان تازگی و طراوت خود را نگاه داشته است :
امروز اگر مراد تو برناید
فردا رسی به دولت آبا بر
چندین هزار امید بنی آدم
طوقی شده بگردن فردا بر.
ترکی کشی ایلاقی شاعر عصر سامانیان

……………………………….. بعد التحریر:

جالب است که غزلسرای شهیر آقای سایه این شعر را در غزلی تضمین کرده و گویا اشاره شاعر معاصر به فروپاشی شوری و به احتمال مخاطب مورد انتقاد او آخرین «صدر هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی » یعنی آقای میخاییل گرباچف بوده است.
زیرا تا آنجا که در یاد دارم این غزل در همان روز های پر هیجان فرو ریختن قلعه روسی و ویران شدن دیوار برلن و با حس تأثر و تأسف قوی شاعر نسبت به آن وقایع سروده شده بود.
در این غزل شاعر معاصر ما می گوید ای فلان:
یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی
چندین هزار امید بنی آدم است این!
…………….. این احساس تألم و غم غزلسرای نامی از فرو ریختن قبله گاه امید هفتاد سالۀ برخی «روشنفکران» شیفته روسیه شوروی را در فیلمی که به مناسبت بیستمین سال وفات سیاوش کسرایی ساخته شده است هم می توان دید .
در این فیلم آقای شجریان استاد آواز به نقل خاطره ای می پردازند که ضمن آن سیاوش کسرایی پس از گریختن از ایران ، پیامی به وسیله او (یعنی شجریان) برای رفیق قدیمش سایه می فرستد.
آقای شجریان می گوید: من برای کنسرتی به خارج رفته بودم و در آنجا کسرایی ازمن خواست که پیام او را به آقای سایه برسانم.
مضمون پیام آن بود که به سایه بگو : این بی پدر و مادر ها (یعنی روس ها و رهبران حزب توده) از ابتدا تا امروز هرچه به ما گفته اند سراسر دروغ و یاوه و بی شرمی بوده است.
آقای شجریان می گوید وقتی درتهران این پیام را به سایه رساندم ، ایشان « تولب رفت و دلخور شد و چیزی نگفت» .
معنی این سخن شجریان چیز دیگری نیست جز ابراز وفاداری سایه نسبت به روسیه شوروری و رهبری حزب توده و چنان که از سخن آقای شجریان می توان بر داشت کرد ، ایشان یعنی آقای سایه ، «چندین هزار امید بنی آدم » را همچنان در وجود روسیه شوروی می دیده است.
یک بار هم در دههء 40 شعری سروده بودند به شیوه نیما و در آن شعر فرموده بودند که :
«دیرگاهی ست که در خانۀ همسایهء من خوانده خروس».
و البته مقصود از خانه همسایه همانا همسایه شمالی و پیداست که آواز خروس همسایه هم اشاره به انقلاب بلشویکی و پیدا شدن« انسان طراز نوین ( Homme Soviétique) » در آن نواحی بوده است.
امیدوارم سایۀ شرّ روسی یک روزی از سر افکار شاعر خوش بیان و لطیف طبعی مثل سایه کم شود.
متأسفانه هنوز هم گویا روسیه برای آنها بهشت گم شده ایست که هرکه بر او حکومت کند ، از اهمیت و جایگاه قبلگی اش کاسته نمی شود.
هنوز هم خیلی از این «رفقا» علی خامنه ای را دوست دارند زیرا با پوتین یعنی رئیس کل مافیای روس روابط حسنه دارد.
یکی از معانی شرکت کردن آقای سایه در نمایش انتخاباتی مسخرهء حکومت اسلامی ایران و به نمایش نهادن مشارکت « افتخار آمیز» خود در رآی ریزی به صندوق های مهندسی شدۀ حکومت آخوندی ، بی ارتباط با حمایت قلبی توده ای ها از روسیه و روس ها نیست.
درواقع این جماعت در ایران همچنان به روسیه رأی می دهند و همچنان رفتار شان یاد آور آن ضرب المثل فارسی ست که می گفت : من نوکر آقا هستم نه نوکر بادمجان !
ظاهرا هنوز هم کماکان و کما فی السابق منطق آنها این است که « هرکه در ایران با روس است با ماست و هرکه مخالف روسیه است برماست!».
مهم نیست در روس چه حکومتی برقرار است ، مهم این است که حاکمان ایران روسوفیل و همدست خرس شمالی باشند تا از آنها با تمام وجود حمایت کنند حتی اگر حکومت غارنشینان یا فاشیست های کهنه گرایی ازنوع آخوند های شیعه باشد.
ظاهرا درد روس در وجود آنها از درد ایران قوی تر است!
………………………………………… .
اصل شعر که البته زیباست چنین است :
…………………………… .
گفتم که مژده بخش دل خرم است این
مست از درم در آمد و دیدم غم است این
گر چشم باغ گریه ی تاریک من ندید
ای گل ز بی ستارگی شبنم است این
پروانه بال و پر زد و در دام خویش خفت
پایان شام پیله ی ابریشم است این
باز این چه ابر بود که ما را فرو گرفت
تنها نه من ، گرفتگی عالم است این
ای دست برده در دل و دینم چه می کنی
جانم بسوختی و هنوزت کم است این
آه از غمت که زخمه ی بی راه می زنی
ای چنگی زمانه چه زیر و بم است این
یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی
چندین هزار امید بنی آدم است این
گفتی که شعر سایه دگر رنگ غم گرفت
آری سیاه جامه ی صد ماتم است این
هوشنگ ابتهاج (سایه )

این هم فیلم یادواره سیاوش کسرایی ست که در آن می توان گفتگو با آقای شجریان را شنید .
گفتگویی که ضمن آن از پیام کسرایی برای سایه سخن می رود و البته به عکس العمل ایشان در برابر « پیام رفیق سابق» خود سیاوش کسرایی :
از دقیقه بیستم به بعد نزدیک دو دقیقه به سخنان شجریان توجه فرمایید:

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)