81958345-70511280
قبلا گفتیم که در مناسبات سرمایه داری ،تمامی روابط ،دوستیها ،جنگها و دشمنی ها بر اساس منافع طبقه سرمایه داری حاکم صورت میگیرد.اما در خاورمیانه با وجود حکومتهای مذهبی ،عنصر مذهب را بعنوان پیشبرنده مجموعه خط سیاسی باید بحساب آورد. در مورد ترکیه تحت حاکمیت حزب عدالت وتوسعه بنظرم بیشتر بر اساس مسائل فرقه ای و قومیتی سیاستها اعمال میشود.هر چند این تبعیض ونابرابری اجتماعی را میتوان در نام این کشور ،یعنی ترکیه مشاهده کرد. چراکه ترکیه ،یعنی کشور ترکها.تحت حکومت ترکها و صیانت ترکها.این در حالیست که بیش ازده میلیون کرد و همچنین سایر اقلیتها مثل ارمنی ،علوی و عرب وغیره وجود دارند که از کمترین حقوق فرهنگی ،تاریخی وسیاسی یرخوردارند.

جدای ازین مسائل بغرنج ،در مناسبات سیاسی حزب حاکم ،اعمالی مشاهده میشود که بیشترین اسیب را منافع ملی ترکیه وارد میسازد.اگر روند تحولات وموضعگیریهای سیاستمداران ترک را در سنوات اخیر ،بخصوص بعد از روی کار آمدن حزب عدالت وتوسعه را دنبال میکنیم بعضا به مسائلی بر میخوریم که آنقدر تضاد وناهمگونی در خط فکری مقامات ترک وجود دارد که پیدا کردن منطقی حتا بر اساس منفعت مادی ،منافع ملی ویا شعائر مذهبی سخت میشود.اوج این التقاطی گری بعد از حوادث حیرت انگیزی که در خاورمیانه به وقوع پیوست وبعدها نام بهار عربی بر آن نهادند میتوان ملاحظه کرد.بطور نمونه ،در مصر بعد از اینکه حوادث بشکل خیلی سریعی پیش رفت و در فضای نسبتا آرامی که به استعفای مبارک از قدرت انجامید با روی کار آمدن مرسی که وابسته به جریان اخوان المسلمین مصر بود ماه عسل روابط ترکیه ومصر هم شروع شد.

در آن زمان از ترکیه بعنوان یک مدل موفق از دموکراسی در کشورهای اسلامی یاد میشد.اما این ماه عسل روابط با مصر دیری نپایید . یکسال بعد از روی کار آمدن مرسی ،بعلت سومدیریت و همچنین اعمال مستبدانه مرسی در برابر سایر جریانات سیاسی ،نارضایتی عمومی نسبت به عملکرد اقتصادی و سیاسی حزب حاکم وعدم حمایت بورژوازی مصر ،همگی دست به دست هم داد تا ژنرال سیسی که حمایت اکثریت مردمی را با خود داشت مرسی و جریان اخوان را از صحنه سیاسی حذف کند. طبیعیست که پس از سرنگونی مرسی ، عزادار واقعی در منطقه ترکیه بود. مخالفتهای شدید و گاها غیر مسئولانه مقامات آنکارا با دولت جدید مصر، سرانجام موجب قطع روابط با مصر شد. در اینجا بازنده اصلی تحولات مصر، دولت ترکیه بود. چرا که نتوانست سیاست خود را با شرایط جدید مصر وفق دهد. کاری که همه کشورهای جهان انجام دادند حتا دولت امریکا که از حامیان سرسخت مرسی بشمار می رفت در تغییری آشکار نسبت به سیاستهای قبلی ، با اعلام کودتا نبودن تحولات جدید مصر ، روابط خود را با شرایط جدید مصر تنظیم نمود . یا در مورد منطقه اقلیمت خودگردان عراق. یه زمانی ترکیه مخالف فدرالیسم در عراق بود.از تمامی ابزارهای سیاسی خود بهره می جست تا کردها نتوانند در عراق موفق به خودگردانی شوند. امروزه ترکیه از این اقلیم و بخصوص از شخص مسعود بارزانی حمایت قاطع می کند و حتا اعلام کرده اند که موافق استقلال اقلیم از عراق است. این در حالیست در گذشته وجود منطقه خود مختار کرد در نزدیکی مرزهایش را تهدید امنیتی نسبت به خود می دانستند. یا در مورد سوریه. زمانی دولت اسد از همپیمانان نزدیک ترکیه بشمار می رفت.

بعد از بهار عربی که دیرتر به سوریه رسید دولت ترکیه که گمان میبرد دولت اسد هم مانند دولتهای مصر ولیبی وتونس به سرعت سقوط خواهد کرد ضمن قطع روابط با سوریه به حمایت و تجهیز مخالفان پرداخت . عدم سقوط اسد و تداوم جنگ وخونریزی ، باعث تشدید رفتارهای مالیخولیایی مقامات ترکیه در سرنگونی اسد به هر قیمتی ، شد بطوریکه با حمایتهای سیاسی وتسلیح نظامی و کمکهای مالی به تمامی گروهای افراطی نظییر جبهه النصره و حرار شام وجیش الفتح و ارتش ازاد وغیره پرداخت . بسیاری برین باورند که داعش هم از چتر حمایتی دولت ترکیه مانند حمایتهای لوجیستیکی واقتصادی مانند خرید نفت ارزان و همچنین ترانزیت نیروهای جهادی از سایر کشورهای جهان به ترکیه و سپس به سوریه برخوردار است .از 2011تا اکنون نه تنها دولت اسد سقوط نکرد .بلکه با ورود روسیه به جنگ با مخالفین اسد ، موازنه قوا به نفع دولت تغییر کرد و امروز مخالفین در موضع ضعف بسر میبرند که طبیعیست که بازنده اصلی در سوریه ،ترکیه باشد. یا درمورد کردها.شهر تل ابیض نزدیک به مرز ترکیه، قبلا تحت کنترل نیروهای داعش بود ترکیه هم هیچ مشکلی با این قضیه احساس نمی کرد .

سال گذشته که مبارزین کرد سوریه توانستند این شهر را از داعش پس بگیرند اینبار ترکیه نگران شد.دلیل این نگرانی ـنزدیکی فکری و سازمانی حزب دموکراتیک خلق سوریه با پ ک ک عنوان میشود.از چند روز پیش هم با پیشروی نیروهای کرد سوریه در مناطقی که قبلا تحت کنترل مخالفان دولت اسد بود، ترکیه به بمباران مواضع نیروهای کرد پرداخته است. این مسئله نشان می دهد که حزب حاکم عدالت وتوسعه در ترکیه هیچگونه مشکلی با نیروهای تروریست جهادی ندارد.بلکه بیشترین هراس از نیروهای مبارز ومترقی کرد است.عاملی که میتواند برای مردم حق طلب کردهای ترکیه الهام بخش مبارزاتشان در جهت استیفای حقوق مدنی ،اقتصادی وسیاسیشان باشد.در مورد سرنگونی هواپیمای روسیه نیز اوضاع بر وفق مراد ترکیه پیش نرفت. این مسئله که به بهانه ورود هواپیمای روسی به خاک ترکیه و در اقدامی خصمانه صورت گرفت اهداف مشخصی را به دنبال خود داشت. از یک سو ،ترکیه بشدت از بمباران هواپیماهای روسیه نسبت به مواضع همپیمانانش در سوریه ناراحت وعصبانی بود. لذا بنوعی قصد مقابله به مثل داشت. بعد با کشیدن پای پیمان ناتو به این جریان، هم موجبات تضعیف حمایت روسیه از اسد را فراهم می آورد و هم با برپایی منطقه پرواز ممنوع در شمال سوریه که در واقع بمنظور ایجاد چتر حمایتی نسبت به مخالفین دولت سوریه صورت می گرفت.

بعد از این رفتار خصمانه ترکیه ، دولت روسیه در اقداماتی قاطع به مجازات های تجاری و اقتصادی وسیاسی ترکیه پرداخت و همچنین بدلیل عدم پیشتیبانی موثر ناتو بعد ازین رخداد ، اردوغان ازین ماجراجویی کودکانه هم بی نسیب ماند.و یا موارد دیگری را ازین رفتارها را میتوان ملاحظه کرد که نا پختگی سیاست بازان ترکیه را نشان میدهد. از شکست خود خواسته مذاکرات با کردها و اوجالان بعد از راهیابی حزب دموکراتیک خلقها به رهبری دمیرتاش به پارلمان .نزدیکی با سیاستهای عربستان در سوریه .

اعزام تانک و نیروی نظامی به شمال عراق که بدون اجازه و مجوز دولت عراق صورت گرفت که رسوایی دیگری برای آنکار بود و یا کوچاندن پناهندگان سوری به اروپا ،جهت کشاندن غرب به مداخله نظامی و سرنگونی اسد در معرکه سوریه ویا مداخله در سایر جریانات مثل یمن و سایر نزاعهایی که ماهیت فرقه ای دارند ، با وجود نظام لائیک و سکولار در ترکیه همه اینها که ذکر گردید نشان از ضعف سیاست ورزی وخرد گرایی در هیئت حاکمه ترکیه دارد .بخصوص اردوغان و دستگاه فاسد اطراف او.با این همه ، شخص اردوغان که بدنبال تغییر قانون اساسی و ریاستی کردن دستگاه سیاسی ،جهت تجمیع قدرت در نزد خویش است ، با سرکوب نیروهای مخالف داخلی و ماجراحویی های بین المللی ،شاید در رویای کودکانه بازگشت به قدرت امپراتوری عثمانی باشد .هرچند میراث عثمانی چیزی جز فساد ،ظلم وستم و اعمال بیرحمانه مانند کشتار یک میلیون ونیم از ارامنه نبود. با این همه برای اردوغان بازگشت به عثمانی و یا افزایش نفوذ و قدرت ترکیه در منطقه با این جور اعمال و سیاستهای احمقانه ،چیزی جز رویا وخواب نخواهد. هرچند با وجود شرایط بغرنج سیاسی وامنیتی واستبداد دستگاه سرکوب ،بطوریکه امروز ترکیه بزرگترین زندان خبرنگاران در جهان شده است و همچنین درگیریهای شدید در جنوب شرق با کردها ودیگر چالشهای امنیتی مانند بمب گذاریهای خونین در یکسال اخیر ، سرانجام جامعه مدنی بهمراه جنبش کارگری ودیگر جریانات خرد گرا ، ترکیه را بسلامت ازین وضع خطرناکی که در آن گرفتار شده است عبور خواهند داد.
پیروز باشید
رضا رخشان
اسفند ماه/1394

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)