مشروعیت حکومت بدین معنی است که ساختار حکومتی و سیاستهای کلان بنا بر میثاق‌های تشکیل نظام شکل گرفته باشد و حکومت بتواند در مراجع رسیدگی و مستقل نظام ، از حقانیت و قانونی بودن اقدامات خود دفاع نماید. حکومت ایران از همان ابتدای کار با نیت برقرار نمودن ولایت یکنفر بر جامعه و حکمرانی فردی چنین مراجعی را از بین برده است. مخالفینی که رژیم را قبول ندارند بمنظور سلب مشروعیت عمومی از نظام، با یک استراتژی ناقص که خود به بن بست میرسد ، انتخابات را تحریم میکنند به این امید که مردم بتدریج کمتر و کمتر در پای صندوق رأی حاضر شوند و مشروعیت و بدنبال آن خود رژیم از بین بروند. معلوم نیست این گروه نظرشان در مورد حکومت های تک حزبی و یا کشورهایی که حتی انتخابات را هم برگزار نمیکنند ولی همچنان پا برجا هستند و با تمام دنیا رابطه دارند چیست؟ فرض کنیم که حتی یک نفر هم پای صندوق رأی حاضر نشود مگر این شیوخ که بر کشورهای کوچک و بزرگ اسلامی! حکومت میکنند چه چیزی دارند که شیوخ تهران ندارند؟ حکومت ایران که از بکار بردن کلمه جمهوری اسلامی هم کراهت دارد و خود را حکومت اسلامی مینامد، استعداد تعطیل هرگونه انتخابات را هم با یک نشست و برخاست دارد و در دنیای خارج هم هیچ نیرویی گوشش بدهکار به این حرفها نیست بخصوص وقتی که این قبیل حرکات ارتجاعی بیش از پیش منافعش را تأمین میکند.
اگر چه مشروع بودن آرزوی هر حاکمیتی است ولی در دو حالت، استبداد فردی و گروهی برقرار میشوند و توجیه تخلفات و مصلحت گرایی بر صدر می‌نشینند و قانون و اخلاق منسوخ میشوند.
اول: زمانی است که توهم سلطه کامل و هژمونی به حکومتگران دست میدهد . مانند ابر قدرتها، که هر چه را منافع طبقه حاکمه ایجاب نماید با دور زدن اصول زیر بنایی و قوانین داخلی، با تکیه بر قدرت سیاسی و نظامی خود انجام میدهند و آنها را در راستای حفظ منافع ملی، مینامند.
دوم: وضعیتی است که یک حکومت در ضعف کامل قرار گرفته باشد . در اینصورت برای بقای خود به هر وسیله متوسل میشود و همه قراردادها از قانون اساسی و عادی گرفته تا مقدسات خود و اخلاق را زیر پا میگذارد و حتی با دشمن تراشی ، ایجاد بحران و استقبال از جنگ، همه چیز را به امید ماندن خویش فدا میکند.
حکومت ایران بنا بر گزارشها و آماری که از سیستم اطلاعاتی و امنیتی دریافت مینماید ، خود زودتر و بیشتر از مخالفان از ضعف درونی و نداشتن مشروعیت مطلع است که دلیل آن در زیر توضیح داد میشود. از این رو ضمن حرکات و اقدامات بی رویه در رابطه با مسائل خارجی که آگاهانه انجام میشوند، خود را به حربه رد صلاحیت داوطلبان در انواع انتخابات از صنفی و اتحادیه ای تا انتخابات سراسری مجهز کرده و تا آنجا بتواند از آن استفاده مینماید. در این کار تا آنجا پیش رفته که اخیراً برای انتخاب مجلس خبرگان، مسلمان بودن حدود ۶۵۰ نفر از روحانیون و مراجع دینی یعنی هشتاد در صد از مهره های اصلی در حد خبرگان نظام و پایه‌های رژیم را هم، احراز نکرده است.
با این حال حاکمیت دغدغه ای بسیار بزرگ و جدی تر از رد صلاحیت ها ، نسبت به آرای مردم دارد و نگران نتایج آن میباشد، چرا؟ چون طبق آمار، تعداد مخالفین و منتقدین حاکمیت تقریباً هشت برابر رانت خواران دلواپس و طرفداران ، شامل بسیج ، سپاه و مداحان و نظائر آن میباشند و این خود بزرگترین چالش و سردرگمی در مورد برگزاری انتخابات را برای حاکمیت رقم زده است که نهایتاً چاره ای هم برای آن ندارد.
تجربه عملی در انتخابات گذشته نشان داده و نظر کارشناسان هم بر اینست که هر وقت مشارکت حد اکثری در انتخابات بعمل آمده رد صلاحیت ها کارگر نیفتاده و مردم برنده انتخابات بوده‌اند. در انتخابات سال ۸۸ هم که حاکمیت بعلت مشارکت حداکثری مردم در انتخابات و بازنده شدن ، مجبور به انجام کودتا شد، نتیجه کار شکست بی ‌سابقه در مسائل اقتصادی، انسجام داخلی ، سیاست خارجی و از دست دادن اندک مشروعّیتی بود که حکومت بین حامیان خود داشت. لذا در آن سال هم برد واقعی با مردم بود.
از این رو حاکمیت در انتخابات ۷ اسفند بدلیل اطلاع کامل از ضعف مفرط، و درماندگی خویش از اقناع رأی دهندگان، به آخرین حربه یعنی سوق دادن آنان به سوی تحریم انتخابات روی آورده است. حکومت با برنامه ای از پیش حساب شده اول اعلام نمود که مخالفان هم میتوانند در انتخابات شرکت کنند و چندی بعد اعلام کرد که مخالفین حق ورود به مجلس را ندارند. نتیجه طبیعی و مورد انتظار حکومت از چنین تناقض و اظهارات بی معنی ، دلسردی و دور نگه داشتن معترضین از صندوقهای رأی است . در اینجاست که نقش مخالفان و تحریم کنندگان انتخابات در کمک ناخواسته به رژیم برجسته و معلوم میشود، چون عده ای بدون هرگونه تحلیل منطقی و روشن بینی از سیر مراحل انتخابات ،با تکرار کلمه تحریم آب به آسیاب حکومت میریزند.
دلائل مخالفانی که با کلیت نظام مشکل دارند روشن است و شاید بعض آنها با تمامیت ارضی کشور هم مسئله داشته باشند، ولی فعالین سیاسی و منتقدان داخلی نباید فریب این ترفند را بخورند و ملعبه دست حکومت و مخالفان جنگ طلب ،و برانداز شوند و به تقلید از آنان برطبل تحریم بکویند.
راهکاری که فعالین سیاسی از سال ۸۶ برای مقابله با مسئله رد صلاحیت ها داشته‌اند ، حضور حد اکثری و مشارکت معترضانه در تمام انتخابات یعنی بدون توجه به لیست‌‌های شورای نگهبان ، دادن رأی به افرادی است که مورد قبول خودشان هستند . رأی دادن به داوطلبانی که رد صلاحیت شده‌اند و یا ابطال رأی خود، بعنوان رأی سلبی آخرین راه مبارزه با انتخاب فرمایشی اعلام شده است. آرای سلبی امکان آمار سازی و تقلب در تجمیع آراء از سوی حکومت را از بین میبرند.
برای نمونه در صورت اجرای این روش و نوشتن نام حسن خمینی یا آیت الله دستغیب روی برگه های رأی در قم و شیراز توسط اکثریت رأی دهندگان، انتخابات خبرگان در این دو شهر، به بن بست رسیده و باطل خواهد شد. بوجود آمدن این وضعیت در بیشتر حوزه ها بدلیل رد صلاحیت های بیسابقه محتمل است. نگرانی اصلی حکومت که در سخنرانی های شتاب زده و تکراری این روزها بیان میشود از همین روست .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)