در حالی که نیروهای سپاه پاسداران، بسیجی‌های نگون بخت، افغانستانی‌های ساکن ایران که بنده‌های خدا برای نان شب رفته‌اند سوریه جنازه‌هاشان باز می‌گردد. در حالیکه مردم حلب همه آواره شده‌اند و پشت مرز ترکیه التماس می‌کنند که راه‌شان بدهند که بروند جای امن. در حالیکه که قاسم سلیمانی در حلب هر جا را که ارتش بشار اسد و جمهوری اسلامی مشترکا فتح می‌کنند می‌رود عکس یادگاری می‌گیرد و چشم و ابرو می‌آید که سردار خوش صورت‌شان منم. آن وقت در کرمان عده‌ای از خدا بی خبر بر و بازو را ریخته‌اند بیرون و لختی‌هاشان را واکس زده‌اند و زیر سایه و صورت مکش مرگ من قاسم سلیمانی عکس یادگاری باشگاه بدن سازی گرفته‌اند.

وای بر ملت ما که نمردیم و آدم کش شدیم و به روی مبارک هم نمی‌آوریم که دست مان آغشته به خون غیرنظامیان سوریه است. تفریح و شادی و مسابقات بدن سازی‌اش مانده است برای ایران، آوارگی و کشت و کشتارش برای سوریه! برادری مسلمانی را هم معنی‌اش را فهمیدیم.

آش اینقدر شور بوده که خود خبرگزاری‌های نظام هم دوزاری‌شان افتاده که در حالیکه از سوریه پنج سال است عکس جنازه می‌آید بیرون، نازیدن به بر و بازوی آریایی و چشم و ابروی قاسم سلیمانی نشاید. تصاویر را از خبرگزاری‌های خودی‌ها حذف کرده‌اند. مانده است نخودی‌ها که دارند ریز ریز می‌خندند. کسی در ایران اما هنوز به عزای فاجعه انسانی سوریه نشسته است.

مسابقات «پرورش اندام» قاسم سلیمانی در کرمان

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)