در قدیم به فحش های رکیک می گفتند فحش چارواداری  و من در بچگی چارپاداران  و حرف زدنشان با حیوانات و مردم را دیده بودم. مصالح ساختمانی و میوه و تره بار  و هیزم و زغال زمستان  و خلاصه مایحتاج مردم همه با چارپایان حمل می شد. و حالا تصور کنید  کسانی را که صبح تا شب سرو کارشان با انواع حیوانات ، بخصوص طایفۀ خران،  باشد، موجوداتی که لخت مادر زاد در طویله و خیابان جلوی چشم مردم بخورند و بشا… و پشکل بیاندازند و حتی کارهای دیگر بکنند و گشت ارشاد یا مامور اماکنی  هم نباشد که آنها را دستگیر کند و اصلا دیدن این حیوانات با این وضع حتی برای بانوان  و بچه ها هم عادی باشد. خوب انتظار دارید این خر بندگان و شتر چرانان با این حیوانات و با خودشان و دیگران چه زبانی به کار ببرند؟ دیشب داشتم بعد از مدتی به فیس بوک نگاه می کردم  و به ذیلهای پاره ای از حسب حالها سرک می کشیدم. تعجب کردم از این که دیدم بعضی ها بی جهت به هم پریده اند  و زبانی به کار بسته اند که در فیس بوک می توان آن را زبان چارواداری نامید. چند سال پیش یکی از دوستان که سابقۀ منبر رفتن داشت دست به قلم برده و کتابی نوشته و آورده بود که من آن را بخوانم و در باره اش اظهار نظر کنم. تورّقی کردم و به او گفتم که بزرگترین اشکالی که من دیدم این بود که شما راه و رسم سخن گفتن شفاهی را وارد نوشتار کرده اید. بر سر منبر شما مجازید که مطلبی را تکرار کنید ولی در نوشته مجاز نیستید. خواننده اگر جمله ای را نفهمید بر می گردد و دو باره آن را می خواند تا بفهمد. چیزی هم که در سخن گفتن شفاهی ممکن است تا حدودی معمول باشد در کتبی ممکن است توهین و فحش تلقی شود. مثلا شما ممکن است در مشافهه به بعضی ها بگویید نمی فهمید ولی در نوشته حد اکثر می توانید بگویید ” مثل این که من مطلب را خوب بیان نکرده ام .” و اگر بگویید شما نمی فهمید مثل این است که به شخصی به طور شفاهی بگویید ” تو خری” و اتفاقا این یکی از تکیه کلامهای این آقا به دانشجویان بود( بعضی ها حتی وقتی عبا و عمامه را هم بر می  دارند باز مردم را خر می انگارند). گمان می کنم که یکی از قواعد حسب حال نویسی و ذیل نویسی به حسب حال در فیس بوک هم باید رعایت همین  آداب نوشتاری باشد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)