ایران وایر: دانشجوی کار‌شناسی ارشد رشته مدیریت بازرگانی بین الملل است. فردا امتحان پایان ترم دارد و کتاب ها و جزوه‌ها جلوی رویش باز هستند که چند مامور اطلاعات به خانه‌اش می‌ریزند. حکم بازداشت ندارند، دلیلی هم برای بازداشت او ذکر نمی‌کنند؛ فقط خانه را می‌گردند، وسایلش را به هم می‌ریزند و او را با خود می‌برند. او از هجدهم خرداد ماه سال گذشته که ماموران به خانه‌اش آمدند، دربازداشت به سر می‌برد.

نامش «شکوفه آذر ماسوله» است که با نام مستعار «پریسا آزادی» فعالیت مدنی می‌کرد. شکوفه تک فرزند است و پدر و مادرش را از دست داده است. بنابراین، بستگان درجه یک نداشته است که به ملاقاتش بیایند و وضعیت پرونده او را پی گیری کنند. یک منبع آگاه به «ایران‌وایر» می‌گوید: «شکوفه بیش تر از دو هفته در بند ٢٠۹ زندان اوین بازجویی شده بود. تقریبا بعد از دو ماه، تفیهم اتهام او در شعبه 6 دادسرای “شهید مقدس” انجام شده است. اتهامات او را “‌فعالیت تبلیغی علیه نظام، اقدام علیه امنیت ملی از طریق تجمع و تبانی و شرکت در تجمع‌های غیرقانونی” ذکر کرده اند.»

یکی از موارد اتهامی شکوفه آذر، شرکت در تجمع علیه اسیدپاشی به زنان اصفهانی است. تجمع اعتراض به اسیدپاشی علیه زنان ٣٠ مهر ۱۳۹۳، پس از چندین مورد اسیدپاشی به زنان در اصفهان برگزار شد. فعالان حقوق زنان و فعالان سیاسی در این تجمع با حضور در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی، خواهان تامین امنیت زنان و جلوگیری از تکرار حوادث مشابه بودند. اما همان روز بعضی از فعالان مدنی حاضر در این تجمع مثل «مهدیه گلرو» دستگیر شدند.

1516

شرکت در تحصن «نسرین ستوده»، وکیل دادگستری از دیگر مواردی است که در پرونده شکوفه آذر مطرح شده است. نسرین ستوده در اعتراض به رای شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا مبنی بر محرومیت سه ساله از وکالت، به مدت ۹ ماه در مقابل ساختمان کانون وکلا تهران تحصن کرد. در این تحصن که از ۲۹ مهر ۱۳۹۳ آغاز و تا ۴ تیر ۱۳۹۴ ادامه داشت، شمار زیادی از فعالان سیاسی و مدنی و شهروندان معترض به نقض حقوق بشر او را همراهی می‌کردند، کنارش می‌ایستادند، حرف می‌زدند و تابلوهایی که جملاتی در دفاع از حقوق دگراندیشان و حق کار و سفر نوشته شده بود، در دست می‌گرفتند و  در کنار نسرین ستوده عکس می‌انداختند.

دادگاه برای شکوفه ابتدا قرار 70 میلیون تومانی صادر می‌کند که تا زمان برگزاری دادگاه به قید وثیقه آزاد باشد اما پس از مدتی این قرار تبدیل به قرار کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی می‌شود. شکوفه کسی را ندارد که پی گیر کارش باشد و برایش قرار وثیقه یا  کفالت بگذارد. بیش تر از هفت ماه است که به خاطر بی کسی، روز و شبش را در زندان می‌گذراند. او از داخل زندان نامه‌ای نوشته و به «سازمان عدالت برای ایران» رسانده است.

شکوفه در بخشی از این نامه نوشته است: «تا مدت شش ماه پس از تاریخ بازداشت، به دلیل از دست دادن خانواده درجه یک (فوت پدر و مادر) و تک فرزند بودن از ملاقات محروم بوده و حتی اجازه تماس تلفنی مستمر با اقوام برای پی گیری روند پرونده و مشاوره با وکیل و تماس تلفنی با وکیل را نیز نداشته‌ام. نهایتا هر دو ماه یک بار تماس تلفنی با اقوام بعد از نامه نگاری های اداری متعدد به مسوولین بند نسوان، اجرای احکام و… انجام می‌گرفته است و این یعنی عملا مدت ۶ ماه است که تقریبا هیچ گونه تماسی با خارج از زندان ندارم. این در حالی است که تاکنون چندین بار طبق نامه‌های متعدد به مسوولین زندان، درخواست ملاقات با وکیل و تعیین تکلیف وضعیتم نموده‌ام که هیچ گونه اقدام موثری در این خصوص، حتی اجازه تماس دوره‌ای با خانواده و یا وکیل به دلیل نداشتن ملاقات انجام نشده است.»

به گزارش یک منبع آگاه، زمان برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات این فعال مدنی هنوز مشخص نشده و وکیل او تاکنون نتوانسته است به پرونده موکلش دسترسی یابد.

شکوفه سال گذشته این موقع رویای نشستن سر کلاس مقطع دکترا را در سر می‌پرورانده و حالا زندگی‌اش زیر و رو شده است. او در بخش دیگری از نامه‌اش نوشته است: «سال گذشته و در روزهای ماه آذر مشغول آماده کردن خود برای امتحانات میان ترم ارشد و ارایه موضوع دفاعیه پایان نامه کار‌شناسی ارشد و برنامه ریزی برای سال های آینده و ادامه تحصیل و رویا‌پردازی برای آزمون دکترا بودم و امسال با ناباوری با کیفرخواست کاملا ناعادلانه و بند نسوان و آینده نامشخص تحصیلی و شغلی‌ام می‌نگرم. من با ۱۰ سال سابقه کار در شرکتی خصوصی و معتبر با سمت مدیر تضمین کیفیت قطعات خودرو وابسته به سایپا، پارس خودرو و زامیاد و بعد از سال‌ها تلاش برای قبولی در کنکور کار‌شناسی ارشد و با میانگین نمرات در سطح عالی در طول ترم و بدون هیچ گونه سابقه کیفری تاکنون، امروز دو ترم دانشگاه را از دست داده و متهم به شرکت در تجمعات غیرقانونی هستم؛ عملی که با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی، فعالیتی کاملا قانونی، مدنی و اجتماعی محسوب می‌شود.»

صدای شکوفه را اما کسی نمی‌شنود؛ او کسی را ندارد که صدایش باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)