١- تابستان سال ۲۰۰۳ وقتی پروازم در فرودگاه کوچک اتاوای کانادا نشست، اتوبوس حامل مسافران هواپیما که به سمت سالن ورودی می‌رفت، پشت تابلو «ایست» به‌طور کامل توقف کرد و احتمالا راننده در دلش از یک تا سه شمرد و بعد حرکت کرد درحالی که هیچ خودرو دیگری در دیدرس نبود. من که اولین‌بار بود در یک کشور پیشرفته، با قوانین رانندگی، آن‌هم در داخل فرودگاه مواجه می‌شدم، بسیار متعجب شدم که وجود آن تابلو و اجرای دقیق آن قانون چه فلسفه‌ای دارد و چطور ممکن است.

25763_376

٢- در محله‌ شما کوچه‌ ورود‌ممنوع (همان عبور‌ممنوع) وجود دارد؟ حتما دارد. اگر ساعت خلوتی باشد و شما جهت قانونی کوچه را بروید، چقدر شانس مواجه‌شدن با یک قانون‌شکن که مسیر برعکس را می‌آید برای خود قائلید؟ احتمالا زیاد. هر شهروند چند‌بار در سال با این صحنه مواجه می‌شود؟ احتمالا بارها. چقدر شانس ایستادن اتفاقی یک پلیس سر کوچه یا خیابانی فرعی، آن‌هم در ساعت خلوت وجود دارد؟ من معتقدم کمتر از یک در ‌میلیون.
٣- بی‌شک اگر آمار شفافی که از طرف پلیس ارائه شده، با کشورهای غربی -که نوشیدن مشروبات الکلی در آنها آزاد است- مقایسه شود، دور از ذهن خواهد بود که در ساعت‌هایی خاص، به اندازه بعضی از بزرگ‌راه‌های تهران راننده تحت‌تأثیر الکل وجود داشته باشد. آش آ‌ن‌قدر شور است که در نمونه‌هایی که صداوسیما، رسانه‌ رسمی کشور، از برخی رانندگان مجنون شب‌های تهران پخش می‌کند هم بسیاری تحت‌تأثیر الکل، روان‌گردان یا مواد مخدرند. چگونه است که در کشور ما متخلفان بسیار راحت‌تر از غرب وحشی این جرئت را به خودشان می‌دهند که مست رانندگی کنند؟ پاسخ ساده است: شانس گرفتارشدن توسط قانون بسیار ناچیز است.
۴- لااقل ماهی یک‌بار پیش می‌آید که برای ادای دِین اخلاقی‌ و اجتماعی‌ام به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم، با تلفن ۱۹۷ نظارت همگانی ناجا تماس می‌گیرم و انتقاد می‌کنم، گزارش می‌دهم یا درخواست اصلاح رفتاری اشتباه از پلیس را مطرح می‌کنم. انصافا هم به‌عنوان تنها کانال توجه به درد مردم، خوب برخورد می‌کنند، مخصوصا اگر مورد مربوط باشد به تخلفات پلیس و علی‌الخصوص بدرفتاری یا کج‌رفتاری احتمالی مأمورها. اما خطاهای بسیار ساده‌ای در تدوین استراتژی انتظامی پلیس وجود دارد که با وجود ده‌ها و صد‌ها الگوی جهانی موفق، معلوم نیست که چرا پلیس راهنمایی و رانندگی، تمایلی به الگوبرداری از آنها ندارد. یکی از ساده‌ترین و موفق‌ترین این اصول، بازرسی و حضور«اتفاقی» با مقیاسی «حداقلی» است.
پلیس در کلان‌شهری مانند تهران، تمام هم‌و‌غم خود را روی کنترل تقاطع‌ها و بزرگ‌راه‌های اصلی و معابر مهم در ساعت‌های پرتردد می‌گذارد تا کلاف سردرگم ترافیک از اینی که هست گره‌خورده‌تر نشود و ساعت‌های پیک به خیر و خوشی بگذرند. در ساعت‌های خلوت یا نیمه‌های شب هم تخلفاتی مانند توقف‌ممنوع یا عبور‌ممنوع یا حتی عبور از چراغ قرمز دیگر دغدغه پلیس نیست و فقط گشت‌های بزرگ‌راهی محدودی می‌مانند که شاید معدودی از شبگردهای جنون سرعت یا کامیون‌های متخلف را شکار کنند.
۵- قانونی که ضمانت اجرائی نداشته باشد، نوشته‌ای بر کاغذی بیش نیست. قانون ترافیک در ساعت‌های خلوت و محله‌های خلوت در کشور ضمانت اجرائی ندارد بنابراین شب‌های مملکت آن‌طور که باید‌و‌شاید قانون ترافیکی ندارد مگر اینکه حادثه‌ای رخ دهد، خسارتی وارد شود، فردی زخمی شود یا جنازه‌ای روی دست بماند.

تلاش گسترده پلیس برای فرهنگ‌سازی و آموزش بسیار درخور تحسین است اما‌ ای‌کاش در کنار هزینه هنگفت تیزر‌سازی و بیلبورد و تبلیغات دیگر، پلیس به برخی اصول ساده جهانی و آماری رجوع کند و ضریب گرفتارشدن متخلف را کمی بالاتر ببرد. تخلفات به‌ظاهر کوچک یا کم‌تأثیر در برابر تابلوهایی مانند تابلوهای توقف‌ممنوع، عبور‌ممنوع، ایست، رعایت حق‌تقدم، شیر آتش‌نشانی و از این دست، منشأ اصلی نادیده‌گرفته‌شدن گسترده‌‌تر قوانین راهنمایی و رانندگی هستند چراکه برای راننده جا‌افتاده که قانون فقط در مواقع اضطرار و اهمیت کارکرد دارد و شب‌هنگام یا در فلان محله دوردست پلیس خواب است و تابلو برای تزئین. در‌واقع شانس برخورد با تخلف برای یک راننده به‌لحاظ آماری بی‌نهایت پایین است و همین کافی‌ست که قانون، ضمانت اجرائی خودش را از دست بدهد. وجود گشتی‌هایی که به‌طور اتفاقی از معابر مختلف عبور کنند (روشی که در تمام کلان‌شهرهای مدرن و در تمام ۲۴ ساعت شبانه‌روز کاملا مرسوم است) نیاز بزرگی‌ ا‌ست که خلأ آن به‌شدت احساس می‌شود.
۶- پیشنهاد این نوشته شفاف است: اختصاص درصد کوچکی از انرژی پلیس به معابر غیراصلی و ساعت‌های خلوت تا مردم بدانند پلیس هرچند کم‌‌تمرکزتر، اما واقعا شب‌ها هم حاضر است، مانند همان رفتاری که نیروی انتظامی سبزرنگ در قبال جرایم غیرترافیکی دارد. یکی از راه‌‌حل‌ها هم می‌تواند همین باشد که سبزهای نیروی انتظامی نسبت به جرایم ترافیکی منفعل نباشند و به گشتی‌ها دستور داده شود با تخلفات ترافیکی مانند برادران آبی و سفید خود برخورد کنند. در این شرایط بی‌شک شب‌ها با اعصاب آرام‌تری به خانه‌ خواهیم رفت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)