در مورد مردم ایران که مطمین نیستم اما واقعیت این است که متاسفانه خود من خیلی وقت ها تنها از روی جبر و ناچاری پای صتدوق های رای حاضر شده ام. دلیلش هم این بوده است که صرفا خواسته ام که مهر انتخابات را در شناسنامه خود داشته باشم تا در لیست سیاه قرار نگیرم و از هستی و نیستی ساقط نشوم و برایم مشکلات متعدد پیش نیاید که البته خیلی زود پی به عدم علاقه من به انتخابات و غیره بردند و…!. از این مسایل که بگذریم دلیل اصلی بی میلی من برای شرکت در انتخابات این بوده است که خیلی نادر پیش آمده که فرد مورد نظر خود را در جمع کاندیداهای تایید شده دیده باشم. من همیشه بر این باور بوده ام که متاسفانه در جمهوری اسلامی به نوعی همان حق انتخابی به ما داده می شود که گله داری cowboy)) به نام هابسون بیش از سه قرن پیش در آمریکا به سرکارگرش داد و امروزه این نوع انتخاب را در سراسر دنیا به نام “انتخاب هابسون” (Hobson’s Choice) می شناسند!
beyondelt
و اما داستان هابسون از این قرار است که این گله دار ثروتمند آمریکایی یک گله بزرگ اسب داشت. از آنجا که سر کارگر او شیفته اسبی سیاه و تیز پایی که در گله تک بود شده بود روزی از اربابش (هابسون) درخواست کرد که اجازه دهد او هم اسبی برای خود داشته باشد. چون هابسون “در شرایطی نبود” که این درخواست او را رد کند (همکاری او را از دست می داد) به او گفت که عصر روز بعد به مزرعه نزد او برود تا اسبی برای خود انتخاب کند! آن شب سرکارگر هابسون در رویای رسیدن خود به اسب سیاه مورد علاقه اش نتوانست تا صبح بخوابد! و بلاخره عصر روز موعود خودش را به مزرعه نزد هابسون رساند. اما در کمال بهت و حیرت او هابسون از او خواست که از میان تنها چندین اسبی که او برای او شایسته دیده بود یکی را انتخاب کند! مشکل این به اصطلاح حقی که هابسون (ارباب) برای کارگرش (ناس) قایل شده بود این بود که آن اسب سیاه تیز پا و تک در میان آن کاندیداها نبود!؟
تمام آنچه می خواهم بگویم این است که آیا باز هم شورای نگهبان ملت همیشه در صحنه ایران را که به واسطه همکاری آنها بر مسند قدرت نشسته اند در انتخابات پیش رو با چنان حق انتخابی روبرو خواهد کرد؟! به نظر می رسد که با توجه به نگرش شورای نگهبان تکرار چنان منشی غیر قابل اجتناب است. از طرف دیگر به نظر می رسد که اگر از گزینه هایی که برای ما در نظر می گیرند انتخاب نکنیم ضررش برای ما و نسل بعد از ما بیشتر خواهد بود. من خودم سعی می کنم در شرایط فعلی کاندیدایی را انتخاب کنم که حداقل سیاست و مدیریت و منش او شرایطی را به وجود آورد که بتوانم حداقل در دوره های بعد به کاندیدای مورد نظرم برسم. اما واقعیت این است که گاهی وقتها از خودم می پرسم که آیا واقعا راه دیگری نیست؟!

منابع
http://beyondelt.blogfa.com

S.M.H.Hosseini (2015). ‘Competitive Team-Based Learning: My Didactic Weapon’, Germany: Scholars’ Press.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)