در نقد گمانه زنی و مصاحبه ناصر اعتمادی با محمدرضا شالگونی و رضا علیجانی درباره مضمون اظهارات علی خامنه‌ای در قم مورخ ۱۹دیماه ۱۳۹۴ (’چگونه آیت‌الله خامنه‌ای تکرار انقلاب در ایران را نا ممکن می‌داند‘، رادیو بین المللی فرانسه ـ بخش فارسی، ۱۰/۰۱/۲۰۱۶)

جان لیمبرت (John W. Limbert) ناکارآمدی سیاستمداران ایرانی در تحلیل و تمشیت امور را به سنت نابجایی منسوب می‌کند که ۳۷ سال پیش در مهرماه ۱۳۵۸ در مواجهه‌ی وزیر امور خارجه‌ی وقت ابراهیم یزدی با همتای آمریکائی سایرس ونس در حاشیه مجمع ملل ظاهر شد و طی سالها قوام یافت و تغییر نکرد. لیمبرت می‌نویسد: ”در جواب سوال وَنس درباره چگونگی بهبود آتی روابط ایران و آمریکا بعد از تغییرات [انقلاب] در ایران، یزدی فقط فهرستی از گلایه‌های درست و غلط درباره مداخلات سالها قبلِ آمریکا در ایران را تلاوت می‌کند. هر چقدر وَنس به آتیه اشاره کرد، یزدی باز همان بازخوانی گذشته را تکرار کرد.“[1]

به اعتقاد لیمبرت جانشینان یزدی در عرصه سیاسی ایران دنباله رو همان الگوی ابراهیم یزدی هستند و تا امروز به جای سعی در فهم و تحلیل و تمشیت مسایل در بستر روز خود، به روایت فهرست وار اختلافات و گله گذاری و مداخلات و خطاها و غیره که در گذشته روی داده بسنده می‌کنند. بنظرم این مدعا درباره کنشگران سیاسی مخالف جمهوری اسلامی هم نظیر شالگونی و علیجانی صادق است. یعنی تحلیل این دو از اظهارات خامنه‌ای بر مبنای فهرستی از حوادث تاریخ مشروطه و نهضت ملی و دولت شاه و جمع بندی و تعمیم اینهمه در عبارات مبهم و کلی با موضوع ’رفتارشناسی دیکتاتوری‘ مقداری از واقعیات کلی و مقدار بیشتری خیالات غیر واقع را شامل می‌شود.

هر دو متوهمند که انقلابِ بهمن هدفی داشته که اقتدار بعدی روحانیت باعث انحراف و شکست آن شد. خُب بیهوده است ادعا کنیم گردهمائی گروه‌های سیاسی و اصناف مردم در ابتدای ۱۳۵۷ که به سقوط سلطنت و براندازی دولت بختیار در آخر همان سال منتهی شد اصلاً عبث بود و هدفی نداشت. اشکال اما درباره ابعاد و دامنه اهداف انقلابیون هست و مقدار آمادگی و بلوغ برای تحقق آن اهداف. فهم ماهیت و دامنه‌ی اهداف انقلاب از مرور اظهارات ابراهیم یزدی حاصل می شود: ”[انقلاب] علیه خودکامگی رژیم شاه، و علیه مداخله‌ی خارجی در امور مملکت ما بود. همه هم می‌دانستیم چه چیز را نمی‌خواهیم. علی‌ایحال اما بندرت بحث کردیم و موافق بودیم چه چیزی را می‌خواهیم.“(اظهارات یزدی که در سی‌امین سالگرد انقلاب در NPR_NEWS# طرح شد. یزدی به مناسبتهای دیگر هم این آراء رو مطرح کرد).[2]

در واقع، انقلاب ایران در ۱۳۵۷ معلومات (اهداف؟) محدودی داشت که بآسانی تحصیل کرد اما مجهولات آن می‌بایست طی زمان بشکل گفتمان انقلابی در خطابه‌های ولی فقیه و همراهان او، در بیانیه‌های سازمانهای نو تاسیس، در خطبه‌های نماز، در اقدامات خودسرانه، در حذف رقیب از راه ترور و تبعید و ضبط اموال، در تعطیلی دانشگاه و تبدیل هنر و معارف به ارشاد اسلامی، در تقلیل گروه‌های انقلابی به گروهک‌ها و خانه‌های تیمی، در حذف ارکان قدرت از طریق دادگاه‌‌های انقلاب و بنیاد تازه‌ی این هسته‌ها، در حمله به سفارتخانه‌ها و قطع روابط اینجا و وصل آن جای دیگر، . . . و در امنیت و آسایشِ خاطرِ وارثان انقلاب در هشت سال جنگ باعراق و تنش دیپلماتیک در منطقه‌ی حساس، در نزدیکی به شوروی و تحمل هزینه‌ی فروپاشی جماهیر سابق با واگذاری سهم خزر به کشورهای نوظهور که چندین دهه قبل قلمرو سیاسی ایران هم بودند، در ترویج همزمان فساد و شعار مبارزه با فساد، در بحران تحریم و سستی اقتصادی و غارت بیت‌المال و صدقه به توده‌ی مردم تهی شده از ‌هویت، در اعدامهای میدانی و در دعوت دوباره‌ی اصناف مردم به انتخابات و دزدی آراء و حبس و جرح و دور تازه‌ی اختناق با تهدید به اینکه اعتراضات می‌تواند : ”کشور را دچار دریای طوفانی بکند . . .همین طور که می‌بینیم در بعضی از کشورهای همسایه‌مان“ (خطبه خوانی علی خامنه‌ای در نماز جمعه‌ی اولِ بعد از اعتراضات ۸۸)، . . . و باز حالا در دعوت دوباره از عموم حتی معاندان نظام برای شرکت در انتخابات . . . گفتمان انقلابی و سیاست عمومی در همه این امور شکل گرفت و رشد کرد. هدف هم فقط حفظ این روند بود نه آرمان خواهی و از این قبیل که کنشگران سیاسی مدعی‌ گم شدن یا انحراف انقلاب از آنند.

گروههای فعال در انقلاب چه آنها که اساس تفکر انقلابی را در ’غربزدگی‘ و ’تسخیر تمدن فرنگی‘ و ’مارکسیسم اسلامی‘ پی ریختند و انقلاب را ندیدند، و چه ملی خواهان و مذهبیون که اکراهی در تشکیل دموکراسی بشیوه‌ی غربی نداشتند و چه اصناف مردم بقول علی شمس اردکانی ”هیچکدام واقعاً برنامه‌ اجتماعی یا اقتصادی نداشتند . . . فقط آمده بودند رژیم عوض کنند، که کردند.“ حرف زدن از باصطلاح اهداف انقلاب که گم شد، منحرف شد یا به باد رفت هم بخشی از همان گفتمان ۳۷ ساله است که در جبهه‌ی مخالف و طرد شده و کنار رفته شکل گرفت. انقلاب ایران معدودی هدف داشت که همان روزهای نخست بهمن ۵۷، با پیروزی قاطع کسب کرد؛ غیر از آن هر چه هست نوعی پیش آمد است که بشیوه‌ی کلامی و مجادله‌ای چراغ راه شد و به همان دلیل کلامی بودن هم همیشه شاهد تشدد آراء و تناقض رفتار و گفتار و پندار عاملان آن ـ متکلم و فقیه ـ هم در سیاست عمومی و هم در روابط خارجی این کشور هستیم.

پیش بینی تغییرات در اوضاع جاری نه سخت، نه دور از واقع، نه ناممکن است؛ اما این پیش‌بینی‌ها بیش از تکرار مراثی گذشته از سوی باصطلاح فعالان سیاسی نیازمند فهم اکنون و آینده است. دلیل اصرار حاکمیت و ملازمان اقتدارگرای آن به تداوم ماهیت انقلابی همین آگاهی بر گذشته‌ و ماهیت کلامی انقلاب و نحوه‌ی پیشرفت و توسعه گفتمان انقلابی است. موفقیت اینها هم در تثبیت و تداوم همین موضع است که : ”انقلاب امر مستمری است . . . می‌خواهند بگویند انقلاب سال ۵۷ اتفاق افتاد و تمام شده، به خانه هایتان برگردید [رفتار انقلابی را ترک کنید؟] . . . من می‌گویم انقلاب امر مستمری است و ما از ۵۷ تا بحال در درون انقلاب هستیم نه بعد از انقلاب. پیروزی انقلاب مقطعی از آن بود؛ البته مقطع دیگر مثل جنگ تحمیلی را هم در انقلاب تجربه کردیم . . . سوال این است که ما کجای انقلاب هستیم . . . ما ادبیات انقلاب و گفتمان آنرا باید حفظ کنیم . . . “ (کامران دانشجو در مصاحبه با نشریه ’رمز عبور‘).[3]

ادبیات انقلاب یعنی ’ویرایش سوالها و جوابها . . . و فیش برداری مصاحبه‌ها و اظهارات و ادعاهای قبل برای اطمینان از تطبیق بیانات تازه با مواضع قبلی . . . و اصلاح و آرایش اتاق و ظاهر رهبر و مخفی کردن حقایق از نگاه دوربین یا منظر عامه مردم  و دنیا . . . و اصلاح و سانسور اظهارات یا تحدید پرسش‌ها و قس علی هذا‘، آنطور که از آغاز داستان شکل گرفت (با اندکی تصرف و تلخیص از کتاب خاطرات ابراهیم یزدی، جلد سوم نقل شد).[4]  این شیوه‌ی برساختن تدریجی گفتمان انقلابی برای ”تغییر واقعیت‌ها به جای پذیرش آنها“ (بقول سید محمد بهشتی) مورد توجه فوکو و لوی_اشتراس هم قرار گرفت و در آثار ایشان منعکس شد. وجه دیگر ادبیات انقلابی اشاره است به آنارشی و فعالیت گروهها و عوامل خودسر که همه‌ی اصناف و گروهها تکرار آن را تا امروز با تعجب نظاره می‌کنند. جناح اقتدارگرای حاکم هم تَرکِ مکرر این افعال و ارزشهای انقلابی در دوره اصلاحات بنفع دموکراسی را نقد کرد و هشدار داد: ”جریان فتنه [عنوان انقلابی اصلاحات] که برگردد . . . جریان انقلابی را پای میز محاکمه میکشاند.“[5]

علی خامنه‌ای پیش‌تر موضع انقلابی‌اش را درباره مخالفت با کاهش تنش در دیپلماسی خارجی و تجدید روابط با آمریکا تاکید کرد و گفت: ”من دیپلمات نیستم، من انقلابی‌ام“ (در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش، ۱۹/۱۱/۱۳۹۱). احتمال تجدید قوای جبهه اصلاحات بعد از اعتراضات ۸۸ را هم مردود دانست و سرکوب و قتل و حبس را ”واکسینه شدن کشور [حکومت؟] و مردم در مقابل میکروب سیاسی“ توصیف کرد (قم، مهر ماه ۱۳۸۹). اما همانجا هم تاکید کرد ”نصرت الهی ناشی از مردمی بودن انقلاب و نظام اسلامی است و مردمی بودن یعنی این انقلاب از سوی این مردم وفادارانه مورد حمایت قرار بگیرد. نظام اسلامی از سوی مردم مورد تایید و حمایت و پشتیبانی کامل قرار بگیرد. اینهم تا امروز تامین بوده است.“[6] از این رو است که شرکت مردم ـ حتی مخالفان[؟] ـ را در انتخابات تشویق می‌کند. همین مشارکت مردمی بعدِ آنهمه همه مرافه، موجب تداوم گفتمانی انقلابیی است که لزوماً از آغاز مصالح لازم برای تبیین و تحقق مقاصد یا اهداف معین نداشته است. موضوع مشارکت اکثریت ـ منجمله مخالفان ـ در نظر فقیه حاکم و ستایشگران وی تنها بازخوانی همین سوال است که: “ما کجای انقلاب هستیم و مصالح تازه برای برساختن فصل تازه در گفتمان انقلاب چیست.” استنباط قبول خاتمه‌ی دوره‌ انقلاب و ورود به عصر بعد از آن از اظهارات خامنه‌ای خطاست. وظیفه‌ای اگر هست برای کنشگر سیاسی و اصناف مردم، جهد کردن برای تغییر و تبدیل همین گفتمان انقلابی است: تلاش برای خاتمه‌ی رفتار انقلابی، ورود به عصر جدید و حاکمیت قانون بجای خودسری انقلابی.


[1] John Limbert, “America and Iran: Always Winter, Never Christmas,” last modified Ot 7, 2013, accessed 15 Oct 2013. http://www.mideasti.org/content/america-and-iran-always-winter-never-christmas?page=19.

[2] Montagne Renee, Former Diplomat, Student Recall Iran’s Revolution (Morning Edition (NPR), 2009).

[3] ’جریان فتنه اگر باز گردد جامعه دانشگاهی و جریان انقلابی را پای میز محاکمه میکشاند‘، مصاحبه کامران دانشجو با نشریه روز عبور، http://ramzeobour.ir/جریان-فتنه-اگر-بازگردد-جامعه-دانشگاهی.html، بازیابی ۱۰ ژانویه ۲۰۱۶.

[4] یزدی، ابراهیم، شصت سال صبوری و شکوری: خاطرات دکتر ابراهیم یزدی، جلد ۳، ص ۲۰ـ۲۱۷.

[5] جریان فتنه اگر باز گردد، کامران دانشجو

[6] ’فتنه ۸۸ کشور را در برابر میکروبهای سیاسی واکسینه کرد‘، متن خطابه علی خامنه‌ای در قم (رجانیوز ۲۷ مهر ۱۳۸۹)، http://www.rajanews.com/news/50284) بازیابی ۱۰ ژانویه ۲۰.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)