در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی عضو تیم مذاکره کننده هسته ای ایران و مشاور ارشد حسن روحانی در شورای عالی امنیت ملی کشور بود. اتفاقی که برایش رخ داد بی شباهت به سرگذشت عباس امیرانتظام نیست. همان داستان همیشگی انقلاب ها که فرزندان خود را می خورند. در دوره ای که این تیم به ریاست حسن روحانی بر سر پرونده هسته ای با سه کشور اروپایی مذاکره می کرد، سیاست خارجی دولت خاتمی در منطقه و جهان تنش زدایی بود که تحت پروژه ای به نام گفتگوی تمدن ها از سوی ایشان در سازمان ملل متحد مطرح و در آن هشت سال پیگیری شد.

آن سال ها اوضاع خاورمیانه شبیه امروز نبود و عربستان سعودی به عنوان رهبر اعراب سنی، دوست ایران شمرده می شد. حتی مشهور بود که در برخورد سختگیرانه با پرونده هسته ای هم آمریکا و اسرائیل تنها بودند و قدرت های اروپایی روش های تعاملی را دنبال می کردند. برخی کارشناسان معتقدند امتداد آن تلاش ها برای اصلاحات داخلی و جذب کشور به جامعه جهانی می توانست ایران را در آستانه جهشی بزرگ قرار دهد.

شرایطی که آیت الله خامنه ای از آن ناراضی بود و پیشتر هم مخالفت جدی خود را از طریق برخوردهای حذفی با اصلاحات در عرصه داخلی به نمایش گذاشته بود. به همین دلیل هم در یک سال پایانی دولت اصلاحات نقش حسن روحانی و تیمش -که همسو با دولت عمل می کردند- در پروسه تصمیم گیری برنامه هسته ای کمرنگ شد و تعلیق داوطلبانه فعالیت های هسته ای ایران با شکستن پلمب تآسیسات UCF اصفهان پایان یافت. یک سال بعد هم شهردار مهر ورز تهران به ریاست دولت رسید و دوران جدیدی از افراطی گری لجام گسیخته در عرصه داخلی و خارجی آغاز شد. تمام دستاوردهای دولت های قبل خیانت شمرده شد. در چنین شرایطی افرادی نیز قربانی شدند که از آن جمله تیم مذاکره کننده هسته ای دولت قبل بود. اتهام ها سنگین بود. دست کم دو تن از این افراد با اتهام ارتباط با دول متخاصم یا به بیان عرف جاسوسی مواجه شدند که یکی از آنها دکتر شاهین دادخواه بود.

او دانش آموخته روابط بین الملل است. در تاریخ هفتم آذر بعد از تحمل چهار سال و نه ماه حبس برای چندمین بار به مرخصی آمد که سرانجام این بار در تاریخ هشتم دی ماه با حکم قاضی صلواتی مرخصی متصل به آزادی اش شد. به سراغش رفته ایم تا جویا شویم چطور ناگهان ورق برگشت و برای تیم مذاکره کننده هسته ای چه اتفاقی رخ داد، اساس اتهام چه بود، در دوران بازجویی و زندان چه پیش آمد و مهم تر از آن مسئولان سابق برای هم قطاران خود چه کردند. این مصاحبه صوتی از طریق پیام رسان تلگرام انجام شد. پاسخ های او به سوالات ما کمی محافظه کارانه تر از آن بود که تصور می کردیم. اما به اقتضای شرایط سخت ایشان در چند سال اخیر و همین طور سایه فضای بسته ای که همچنان در کشور وجود دارد، این احتیاط از دایره پذیرش و ادراک عمومی خارج نیست.

در ادامه اولین مصاحبه اختصاصی ‘شاهین دادخواه’ مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران پس از آزادی از زندان با سایت نگام را ملاحظه فرمائید :
سال ۸۹ که شما بازداشت شدید مدتها از مسئولیت تان در شورای عالی امنیت ملی گذشته بود، دقیقآ چه اتفاقی افتاد؟ آیا به نتیجه انتخابات ۸۸ معترض شده بودید؟
در مقالاتی که پیش تر منتشر کرده ام مفصلآ به دلایل دستگیری خود و برخی همکارانم اشاره داشته ام . خلاصه اش این است که بعد از دو انتخابات سال های ۸۴ و ۸۸، گروههایی در کشور ظهور کردند که زمینه را برای قدرت طلبی خود مساعد می دیدند. این گروه ها امثال من و جریان سیاسی که ما به آن تعلق داریم را مانع جدی بر سر راه قدرتمند تر شدن خود می دانستند. البته تصور آنها خیلی هم اشتباه نبود و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۲ این مسئله را اثبات کرد. این جریان به جای رقابت سالم سیاسی به برخوردهای تند از جمله زندانی کردن نیروهای رقیب پرداخت. اتفاقی که نباید رخ می داد اما رخ داد. البته آن فضای سیاسی که امکان چنین برخوردهایی را فراهم می کرد دیگر وجود ندارد. هر چند هنوز عده ای حیات سیاسی و قدرت خود را در بازتولید آن شرایط جستجو می کنند.
گویا شما و حسین موسویان همزمان دستگیر شدید، آیا این دو پرونده به هم مرتبط بود؟ شیوه کار شما در مذاکرات هسته ای چه بود و در جریان تفهیم اتهام چه جزئیاتی وزارت اطلاعات را به این نتیجه رسانده بود؟
از زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی به همراه دیگر همکاران و همفکران در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی فعال بودم. کما اینکه آقای حسین موسویان هم در آن زمان سخنگوی تیم مذاکره کننده هسته ای ایران بود. اما ریشه برخورد با ما به دوران بعد از سال ۸۴ برمی گردد. سال هایی که جریانهایی در کشور احساس کردند می توانند با روی کار آوردن یک دولت کم تجربه به قدرت سیاسی نو ظهور تبدیل شوند و به این ترتیب بازیگران با سابقه عرصه سیاسی را کنار بگذارند. این تلاش به اشکال مختلف جریان داشت و کم کم برخوردها از سطح پایین به رده مدیران ارشد مثل آقای موسویان، من و دیگر همکاران ما کشیده شد. اتهام ما این بود که برخی افکار سیاسی خاص را که مطابق سلیقه این جریان نو ظهور نبود به برخی از مسئولان کشور منتقل کرده ایم. مسائل و افکاری که به زعم آنها مماشات با بیگانگان و به باور ما در راستای تنش زدایی در سیاست خارجی بود. افکاری که ما منتقل کردیم جدید نبود و از زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی مورد توجه سیاست خارجی نظام قرار داشت. اتفاق جدید آن بود که این گروه نو ظهور تصور می کرد سیاست تنش زدایی در خارج، موقعیت آنها را در داخل تضعیف می کند. هدف آنها این بود که منافع نظام را به منافع خود تقلیل دهند و به همین دلیل به مقابله با سیاست تنش زدایی در منطقه و جهان که مورد پذیرش کلیت نظام بود پرداختند. در همین راستا حامیان این رویکرد در دولت های قبلی را به ارتباط نا متعارف با خارجی ها متهم کردند. اتهامی که هیچ تعریف دقیق و روشنی از آن وجود نداشت و می توانست هر نوع ارتباط با خارجی را شامل شود. در حالیکه ارتباط ما با خارجی ها تنها در چهارچوب مقررات موجود بود و مسئولان نظام از آن اطلاع داشتند.
در اردیبهشت سال ۹۰ دولت هم با آقای مصلحی دچار مشکل شد، شیوه کار این تیم در وزارت اطلاعات چگونه بود؟
از جمله انتقادات من به سیاسی کاری و دور شدن وزارت اطلاعات از حوزه اصلی خود بود. چرا که در آن مقطع برخی از جریان های سیاسی می خواستند از وزارت اطلاعات استفاده جناحی و سیاسی کنند. برکناری آقای مصلحی هم نتیجه این رقابت بود. رقابتی که بر خلاف منافع و مصالح نظام بود و باعث شد وزارت اطلاعات آسیب ببیند. حجت الاسلام محمود علوی (وزیر اطلاعات فعلی) هم بارها اعلام کرده که وزارت اطلاعات نباید ابزار رقابت جریان ها و گروه های سیاسی باشد. در جریان اتفاقی که به آن اشاره کردید متآسفانه منافع ملی نا دیده گرفته شد. دو گروهی که می خواستند از وزارت اطلاعات استفاده ابزاری کنند این اتفاق را رقم زدند. در حالی که هیچ یک از آنها تجربه و تخصص کار اطلاعاتی نداشتند. خوشبختانه با روی کار آمدن آقای روحانی دوباره تلاش شد تا دوباره وزارت اطلاعات در خدمت امنیت ملی نظام قرار بگیرد و وارد رقابت های سیاسی نشود. در واقع وظیفه اصلی این وزارتخانه فراهم کردن زمینه های رقابت سیاسی سالم زیر چتر منافع ملی است.
چرا در دوره ای که شما زندان بودید افراد میانه رو مثل آقایان هاشمی و روحانی که در شورای عالی امنیت ملی رئیس شما هم محسوب می شدند برای آزادی شما کاری انجام ندادند؟ و به طور کلی قدرت نفوذ این افراد را در این گونه موارد چقدر می دانید؟
در همه جای دنیا برخی مصالح سیاسی وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. من هنوز فرصت پیدا نکرده ام که مطلع شوم آیا این افراد که شما نام بردید، کاری انجام داده اند یا نه. ما تابع مصالح نظام هستیم و قانون بد را بهتر از بی قانونی می دانیم. طبیعتآ مصالح عالی نظام فراتر از اطراف و اشخاص است. درست هم این است که بتوانیم این دو را از یکدیگر تفکیک کنیم. منظورم این است که ملاک نفوذ یک فرد این نیست که بتواند همکار خود را از زندان آزاد کند. کما اینکه امروز فرزند آقای هاشمی هم در زندان است. البته طبیعی است که من و همکارانم و مخصوصآ خانواده های ما انتظار بیشتری از آقای روحانی _که بخوبی آگاه بود که ما مجموعه همکاران سابق وی قربانی تمامیت خواهی باندهای محفلی و تندرو شده ایم _ داشتیم. اما با ملاحظات و محدودیت های ایشان هم تا حدی آشنا هستیم. آقای روحانی خارج از شرایط موجود و محدودیت های آن قرار ندارد. اگر سکوت ایشان در پرونده ما منجر به کاهش برخوردهای امنیتی با مسائل سیاسی شود، ما از این سکوت نا راضی نیستیم. آقای روحانی بارها به برخوردهای امنیتی انتقاد کرده و ظاهرآ در یک یا دو مورد به پرونده ما هم اشاره کرده است.
فضای سیاسی زندان اوین را چطور دیدید؟ و آیا گذراندن این دوران سخت در نگرش ما نسبت به زندگی و راهی که در پیش خواهید گرفت تآثیری خواهد گذاشت؟
همواره در نوشته های خود تآکید کرده ام که راه مواجهه با مسائل سیاسی زندان نیست. برخی از آسیب های زندان های سیاسی-امنیتی را هم بر شمرده ام. واضح است که هیچکس علاقه ندارد در زندان باشد. مخصوصآ زمانی که در بیرون از زندان برای جامعه مفید تر خواهد بود. اما متآسفانه ساختار بازی سیاسی در کشورمان به گونه ای است که برخی تصور می کنند زندانی کردن و عدم حضور فیزیکی رقیب، راهکاری برای برخورد با افکار و اندیشه های اوست. تجربه سال های گذشته اثبات کرده که این برداشت نادرست است. ضرب المثلی هست که می گوید زندان افراد را رادیکال تر می کند. اگر این امر در مورد همکاران من هم صادق نباشد، اما به طور عمومی صادق است. ما با رادیکال شدن فضای سیاسی مخالفیم. امیدوارم در دوران پس از زندان بتوانم در ترویج این باور موثر باشم که نباید اختلافات سیاسی را در جایی خارج از میدان سیاسی حل و فصل کرد. ما باید به جای حذف رقبای سیاسی، قواعد رقابت سیاسی را یاد بگیریم و ترویج دهیم.
*یک سوال مهم که در افکار عمومی ایجاد شده این است که اتهام ارتباط با دول متخاصم یا درست است یا نادرست. یعنی حکمش یا تبرئه است یا سنگین. این عدم تناسب بین حکم و اتهام برای شما جای سوال و محل اعتراض نشد؟
این یکی از همان مواردی بود که ما برای اثبات سیاسی بودن پرونده خود ارائه کردیم. بگذریم از اینکه برخی از حقوقدان ها معتقدند ما در حال حاضر اساسآ دولت متخاصم نداریم. زیرا با هیچ کشوری در حال جنگ نیستیم. طبعآ من این حکم را نا عادلانه می دانستم و به آن اعتراض کرده ام. اما نا عادلانه بودن حکم یک مسئله است و تمکین به قانون مسئله ای دیگر. حکم صادر شده بر اساس نظر برخی کارشناسان بوده است. نظری که ممکن است با نظر کارشناسان دیگری در همین سطح متفاوت و یا حتی متضاد باشد. از سوی دیگر از روند طی شده چگونگی بازداشت، بازجویی، ۱۴ ماه انفرادی، تفهیم اتهام و شرایط برگزاری دادگاه و در نهایت صدور حکم به خوبی می توان از کذب بودن پرونده ساخته شده و وجود دست های نا مشروع و پنهان در پشت پرده این پرونده سازی سیاسی مطمئن شد. برای آنکه بدانید داخل پرانتز میگویم؛ در زمان بازداشتم در بند ۳۵۰ اوین از طریق وکیل خود از افرادی که در این پرونده سازی کذب و غیر واقع نقش داشتند، شکایت کردم، که متاسفانه با واکنش حامیان معنویشان مواجهه شدم و بلافاصله من را به سلول انفرادی منتقل کردند.
برخی معتقدند وزارت اطلاعات در دوره آقای روحانی نسبت به دوره قبل تغییر نکرده و با دولت همسو نیست، نظر شما چیست؟
انجام اصلاحات اداری و بروکراتیک مخصوصآ در نهادهای امنیتی کار دشواری است و ملاحضات خاص خود را دارد. برای همین منطقی نیست که انتظار داشته باشیم با تغییر دولت، ساختار و چینش نهادهای امنیتی زیر و رو شود. اما نکته مهم این است که مسئولان ارشد این وزارتخانه ذهنیت سابق را ندارند و در برخی موارد منتقد عملکردهای گذشته هستند. این را می توان از برخورد بسیار اندک این وزارتخانه با فعالان سیاسی کشور در دو سال گذشته دید. این اقدامات به برداشته شدن فضای امنیتی از سیاست و تخصصی تر شدن کار این وزارتخانه کمک می کند. اما واضح است که نمی توان در عرض دو سال میراث هشت ساله را تغییر داد. تفاوت شرایط فعلی با زمانی که آقای خاتمی به قدرت رسید در این است که اولآ امروز مخالفان دولت قدرت بیشتری نسبت به سال ۱۳۷۶ دارند. دوم اینکه گروههای نو ظهور خود را مصداق عینی نظام می دانند و هر فکر رقیب و مخالف خود را مخالف نظام معرفی می کنند. این رویه ای خطرناک است که می تواند فضای سیاسی را حتی از دوران آقای خاتمی هم رادیکال تر کند. صراحتآ بگویم امروز اختلاف نظر درباره منافع ملی و امنیت ملی و همچنین نحوه تحقق آن از هر زمان دیگری بیشتر شده است. این شرایط هشداری است برای همه جریان های سیاسی کشور که در روند خود تجدید نظر کنند. ما بیش از گذشته نیازمند نزدیک کردن دیدگاه های خود با یکدیگر در زمینه منافع ملی و امنیت ملی هستیم.
امروز اگر در دولت و یا هر یک از دستگاه ها سمتی به شما پیشنهاد شود آیا قبول می کنید؟
در هر جایی که بتوانم برای منافع و امنیت کشورم مفید باشم از انجام وظایف محوله دریغ نخواهم کرد. طبق روال گذشته برخی کارهای پژوهشی و تحقیقاتی ام را ادامه خواهم داد و تلاش خواهم کرد منسجم تر و مفید تر از گذشته اندیشه های خود را در اختیار نظام قرار دهم. پذیرش یا عدم پذیرش پست و مسئولیت مسئله ای ثانوی است. مهم این است که این اتفاقات ما را از مسیر اصلی خدمت به کشور و منافع و امنیت آن نا امید نکند. منطق و ابزار ما قهر کردن نیست. زیرا معتقدیم نظام و کشور برای یک عده خاص نیست. دچار انفعال هم نمی شویم زیرا معتقدیم حرف حق را باید گفت. از سوی دیگر تصور نمی کنم نظام سیاسی کشور آن قدر متصلب و سخت گیر باشد که در آن حایی برای ما وجود نداشته باشد. مسئله ما هم صرفآ حضور فیزیکی در یک پست و مقام خاص نیست. ما فقط حامل یک طرز فکر هستیم و عده زیادی هم مثل ما فکر می کنند. گاهی ما صدای آنها میشویم و گاهی آنها صدای ما . در این میان فرصت طلبان و تنگ نظرها هم بیکار ننشسته اند. اما ملاک و معیار ما منافع کشور و نظام است. من برنامه های خود را در این راستا تنظیم کرده ام. سیاست یک امر شخصی و عرصه دعواهای فردی و خصوصی نیست. سیاست یک کار جمعی است در راستای خیر جمعی.
بسیاری از تحلیلگران و مردم معتقدند و اصلآ به این دلیل به آقای روحانی رآی داده اند که تنش زدایی در عرصه بین المللی به تنش زدایی یا همان اصلاح و میانه روی در عرصه داخلی هم بیانجامد، به نظر شما به کدام سو پیش میرویم؟ آیا آن گونه که تندروها می خواهند امکان پیشبرد همزمان تنش زدایی در خارج و تندروی در داخل وجود دارد؟
من منکر سخت بودن شرایط نیستم. اما بر خلاف برخی مخالفان، فکر می کنم همه ما مسافران یک کشتی هستیم. نباید به خاطر اختلافات فردی و جناحی مانع حرکت کشتی شویم و یا آن را سوراخ کنیم. من در انتقادهای خود از مخالفان فکری ام همواره ملاک را منافع ملی و منافع نظام قرار داده ام و از این زاویه به رقابت های داخلی نگریسته ام. شکی نیست که ما در سیاست داخلی از تغییر و تحول و میانه روی حمایت می کنیم. اما انجام این کار را به حذف رقیب منوط نمی دانیم. معتقدیم با وجود اختلاف نظر می توانیم بر سر منافع مشترک ملی اجماع نظر داشته باشیم. از این زاویه تنش زدایی در خارج نمی تواند زمینه ساز حذف گروه رقیب در داخل باشد. اما متآسفانه تلقی برخی این است که امتداد تنش زدایی در خارج، حذف گروه آنها در داخل خواهد بود. برای همین با تمام قوا می کوشند تا در برخی زمینه های داخلی مانع حرکت دولت شوند. آقای روحانی هم مایل نیست فضای سیاسی کشور متشنج و بحرانی شود. ما در سال های گذشته از چنین فضایی آسیب دیدیم. اصرار بیش از حد دولت بر سر مواضع خود به دست مخالفان بهانه می دهد تا فضا را هر چه بیشتر امنیتی کنند. این نگرانی اصلی دولت است. اما در عین حال می پذیرم که این وضعیت نباید بهانه ای برای انفعال دولت باشد. دولت باید تلاش کند در موضوعات چالش برانگیز داخلی به حداقلی از اجماع نظر دست پیدا کند. لازمه این کار آن است که فضای روانی جامعه آرام باشد تا زمینه را برای کار سیاسی عقلانی فراهم کند. من هم در این زمینه منتقد دولت هستم. اما منتقدی که محدودیت های دولت را درک می کنم و به او حق می دهم که با در نظر گرفتن همه شرایط گاهی دست به عصا حرکت کند و برای بهبود اوضاع صبور باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)