مدرسه فمینیستی: هیاهو و داد و فریاد و صدای اعتراض از واگن مردان که در مجاورت واگن زنان است شنیده می شود، مسافران مرد مانع سوار شدن مسافران جدید می شوند. مردی در آن میان اصرار دارد که سوار شود ولی مردان داخل واگن اجازه نمی دهند و به او می گویند با قطار بعدی بیا، اینجا دیگه جا نیست… درهای قطار بست می شوند و مرد سرآسیمه می آید و به شدت به در قسمت زنانه می زند. زنی که چادر کهنه ای به سر و بچه ای هشت نه ماهه در آغوش دارد به دشواری از میان توده ی به هم چسبیده زنان عبور می کند و خود را به در می رساند. اما دربسته است و باز نمی شود. زن اشک توی چشم هایش جمع شده و شدیدا ترسیده و نگران است. در مقابل بی مهری مردانه اینجا حمایت زنانه و احساس خواهری زنان به داد زن می رسد. چند نفر از زنان سعی می کنند که به او دلداری بدهند که جای نگرانی نیست و شوهرش را پیدا می کند. بالاخره راه حل جمعی با توجه به مقصد نهایی زن و شوهر این می شود که زن در ایستگاه امام خمینی پیاده شود و شوهر هم بیاید همانجا. زن به یکی از لهجه های اقلیت های قومی صحبت می کند، از شهری کوچک و دور آمده است. گوشی ندارد که با شوهر تماس بگیرد، یکی از زنان شماره همسر را از او می پرسد و با تلفن خودش شماره او را می گیرد و گوشی را به زن می دهد، زن با شوهرش صحبت می کند. در ایستگاه پیاده می شود و روی صندلی در انتظار می نشیند، با همان نگاه محزون و ترسیده.

این حکایت بسیاری از زنان و مردانی است که روزانه می خواهند با هم به یک مقصد بروند اما جداسازی جنسیتی در مترو و اتوبوس آنها را از هم جدا می کند. غیر از برخی زنان که زیر بار جداسازی جنسیتی نرفته و در صورت ضرورت به تنهایی یا با مرد همراهشان به قسمت مردانه می روند اما اکثریت شهروندان مجبور شده اند که به این جداسازی گردن بنهند.

جداسازی جنسیتی در مترو و اتوبوس برای حفظ ظاهر و ارزش های اسلامی اعمال می شود و در این راه هیچ نوع همراهی میان زن و مرد را بر نمی تابد. در این نگاه، زن زن است و مرد مرد. زن ها در قسمت زنانه و مردان در قسمت مردانه. همراهی مرد و زن وقتی پای جداسازی جنسیتی به میان می آید یک امر تعریف نشده است. جداسازی جنسیتی حتی جایگاهی برای خانواده به عنوان ارزشی که بر آن تأکید می شود قایل نیست. در جداسازی جنسیتی، این واقعیت کنار گذاشته می شود که زنان و مردانی که همراه هم به ایستگاه مترو و اتوبوس وارد می شوند ممکن است همراهی شان در داخل واگن ها هم ضرورت داشته باشد، ممکن است به کمک و مراقبت هم نیاز داشته باشند، ممکن است دختران و پسران نوجوان، افراد ناآشنا به مسیرها، افراد سالمند، افراد ناتوان به همراه غیرهمجنس شان متکی باشند و جداسازی جنسیتی یا باعث زحمت آنها شود و یا آنها را به دلیل همین محدودیت از مترو و اتوبوس محروم کند. این گونه است که مترو و اتوبوس تبدیل به وسیله ای می شود که فقط مناسب فرد تنها و غیروابسته است. فردی که به حکم جنسیتش می تواند بدون دغدغه وارد یکی از دو نوع واگن جداسازی شده جنسیتی شود.

جداسازی جنسیتی به واسطه ی آن که دسترسی و استفاده از امکانات عمومی را محدود می کند با حقوق شهروندی مغایرت دارد و باعث به زحمت انداختن شهروندان و نیز توزیع نابرابر امکانات به زیان زنان می شود. جداسازی جنسیتی، نوعی نادیده گرفتن شعور شهروندان در رعایت حریم ها و صرفاً اجباری به منظور حفظ ظاهر است. طراحان و مدافعان جداسازی جنسیتی، مسئول نگرانی و رهاشدگی انسانی هستند که نگاه مضطرب و محزونش چنین اجبارهایی را به چالش می کشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)