وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم، چرا که این کار نابخردی است. در واقع، چیزهای هولناکی ممکن است درست باشند و بسیاری از چیزها که آشنا و یا ستایش شده هستند چه بسا که دروغ باشند. حقیقت به خودی خود حقیقت است نه از آن رو که مردمان بسیاری بدان باور دارند.
ابن نفیس، «شرح معنی القانون»

این بحث در مورد غزوه بنی‌قُریْظه است که سال پنجم هجری (۶۲۷ پس از میلاد) اتفاق افتاده و از گذشته‌های دور تا همین الآن محل مناقشه است. پرداختن به این واقعه برای دفاع از دین و آیین خاصی نبوده و در تقابل با نقد خشونت‌گرایی و خرافه‌های مذهبی (که کاری است درست)، نیست. وقایع‌نمایی و جنبه‌های تاریخی موضوع مورد نظر من است.

از سال ۱۹۸۴ میلادی که «مارتین نیمولر» Martin Niemöller درگذشته‌است، زمان بسیار زیادی نمی‌گذرد اما شعر چند سطری او (وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد)، خیلی راحت دستکاری و جابجا می‌شود و حتی آنرا به «برتولد برشت» نسبت می‌دهند! این را گفتم تا نکته‌ای را در مورد غزوه بنی‌قُریْظه اشاره کنم.
(در پایان بحث بار دیگر به مارتین نیمولر برمی‌گردیم)

ادامه مقاله در آدرس زیر:

http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=186


سایت همنشین بهار

http://www.hamneshinbahar.net

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)