در سلسله‌ مقالاتی که منتشر خواهم کرد می‌خواهم به موقعیت و جایگاه زنان در ایران بپردازم و گوشه ای از مشکلات و ستم‌هایی که به زنان در جامعه ایران روا داشته میشود را بیان نمایم.
من بیش از ۶ سال است که از ایران خارج شده ام.و قطعاً جامعه ایران در این مدت و به طور مشخص جامعه زنان ایران دچار تحولات و دگر گونی‌های شده است اما چیزی که تا امروز ثابت بوده این است که تبعیض و ستم در حق زنان آن جامعه هنوز وجود دارد و تا برداشتن تمام این موانع و تبعیض‌ها راه طولانی‌ در پیش است و ما زنان در هر جا و هر موقعیتی هستیم باید فرصت را غنیمت شمرده و در این راه به هر شکلی‌ که میتونیم مبارزه کنیم چنان که میبینیم زنان در ایران و با تمام محدودیت‌ها بر علیه حجاب اجباری به پا خواسته اند و مبارزه میکنند.
من نیز به عنوان یک زن با تمام مشکلات شخصی‌ که در خارج از ایران دارم تصمیم دارم در این راه مبارزه کنم و تا جایی که در توانم هست و به هر طریقی به زنان کشورم یاری برسانم.
از آنجا که قوانین حکومتی در ایران بر پایه شریعت اسلام و فقه اسلامی نوشته شده است و نگاه اسلام به زن یک نگاه جنس دومی‌ و چندمی می‌باشد پس در نتیجه جایگاه زنان در آن جامعه خود به خود مشخص است.
زن حق انتخاب کردن ندارد و همیشه باید مورد انتخاب قرار گیرد، زن در اسلام نصف مرد محسوب میشود و به همین ترتیب در قانون و اجتماع با او برخورد میشود.در دادگاه شهادت ۲ زن برابر یک مرد است.در قانون ارث نصف برادر خود از ارث پدر و مادر برخوردار میشود.یک مرد میتواند ۴ زن را به همسری خود درآورد اما زنان حتا حق تعلق را هم در زندگی‌ مشترک خود ندارند.
این نمونه‌ها تنها گوشه ای از ظلم‌های است که در قانون ایران بر علیه زنان نوشته شده و مورد اجرا قرار می‌گیرد و زمانی‌ که به نگاه مردان به زنان در آن جامعه نیز نگاه کنیم اوضاع بهتری ندارند، چرا که نگاه مردان جامعه نیز از قوانین اسلامی سرچشمه می‌گیرد و نگاه ابزاری و کالایی به زنان ایران دارند.
در مقالات بعدی بطور مشخص تری به موانع و مشکلات زنان در جامعه ایران خواهم پرداخت و این شروعی برای من می‌باشد که تا جایی که در توان دارم به زنان ایران یاری برسانم، که از حق و حقوق برابر برخوردار شوند و آینده روشنتری برای نسل‌های بعدی ساخته شود.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)