گزینش اتمی برای اقتصاد و برای بمب، بیانگر یک ایدئولوژی میباشد، ایدئولوژی برتری و قدرت، درجهانی که نامطمئن است. این ایدئولوژی جهانی نه تنها حکمرانان بلکه بخش گسترده ای از سیاستمداران و روشنفکران و تکنوکراتها ونخبگان جامعه ما را تحت تاثیر خود قرارداده است. حکومت ولایت فقیه ویا نیروهائی از اپوزیسیون در شیفتگی آشکار ویا شرمگینانه خود، تسلط بر اتم راهدف مطلوب و دلپذیر خود قرار داده و علیرغم سوگند همگانی برای صلح، اتم راحق خود میدانند. گویا کیفیت زندگی  انسانی و پیشرفت و علم گرائی، تنها از این مسیر میگذرد.

شکل گیری ایدئولوژی اتمی

پس از جنگ جهانی دوم وآغاز جنگ سرد میان دوابرقدرت آمریکا و شوروی، برتری طلبی اتمی بیانگر هژمونی سیاسی در عرصه بین المللی و قدرت نمائی وشکست ناپذیری بود. هزینه های سنگین اتمی جهت ساختن بمب اتم و افزایش بیسابقه آن محور سیاست جهانی دوابرقدرت را تشکیل میداد. تمام ایدئولوگ ها و نظامیان و مبلغان این دو قدرت با فریفتگی و فریبندگی، با افسانه سازی و دروغپرداری، با رقابت جوئی ونیرنگ، تسلیحات اتمی را بعنوان تنها ضامن بقا و برتری جهانی خود در رسانه های بین المللی معرفی میکردند. عدم موافقت با سلاح اتمی جز شکست طلبی و ناتوانی معنای دیگری نمی توانست داشته باشد. در این دوران مهندسین اتمی و نظامیان به همراهی سیاستمداران وتکنوکرات های دولتی قلب سیستم تصمیم گیری را تصرف کرده بودند وخود را برای یک جنگ قطعی و پیروزآماده میساختند. بدنبال اولین بمب اتمی آمریکا درسال ۱۹۴۴، شوروی در سال ۱۹۴۹ اولین بمب اتم خود را ساخت و به انحصار اتمی آمریکا پایان داد. بدنبال فعالیت اتمی در زمینه انرژی، زیر نظر “شارل دوگل” در۱۹۶۰ اولین بمب اتم فرانسه ساخته میشود تا سیستم دفاعی مستقل از امریکا و سازمان ناتو پایه گذاری شود. برای مسئولان سیاسی و نظامی فرانسه قدرت اتمی بیان استقلال و استراتژی دفاعی نوین بود؛ بدین ترتیب ناسیونالیسم فرانسوی مطمئن گردید که در اردوگاه کشورهای نیرومند قراردارد. دراین شرایط رقابتی، ایدئولوژی نظامی سلطه گر و رقابتگر، بمعیار برجسته درباور جامعه و ذهنیت رایج و اعتقاد رسمی بخش مهمی از روزنامه نگاران، سیاستمداران ومدیران تبدیل گردید. به بیان دیگر افزایش قدرت تخریبی اتمی و امکان بکارگیری کشنده ترین سلاح، نشانگر ترقی و تسلط تکنولوژیکی، بهترین سیستم دفاعی منافع ملی وسروری در جهان شد. بقول فیلسوف آلمانی “گونتر آندرس” دراثرش “اضمحلال انسان”، سومین انقلاب صنعتی با اتم و انرژی هسته ای در ۱۹۴۵ آغاز میگردد  ودر “این دوره بشریت با بمب اتم امکان نابودی خاص خودرا تولید میکند.” باین ترتیب ما وارد دوران هولناکی میشویم که ایدئولوژی اتمی راهنمای آن میگردد. در بستر پروژه های نظامی این دوران، ساختن نیروگاههای اتمی درکشورهای نیازمند مواد فسیلی ودر شرایط نفتی، بمنظور استقلال در اداره مواد سوختی صنایع، دردستور کار قرارمیگیرد. چندی بعد سوخت نفتی بمثابه انرژی اصلی ماشین سرمایه داری با بحران سیاسی و اقتصادی خود این فکررا توسعه داد که باید بفکر نیروی سوخت دیگری برای اقتصاد بود ودر این راه اتم شایسته ترین راه است.

اعتقاد به اتم برای رقابت جنگی و برای رقابت اقتصادی یکی از برجسته ترین پایه های ایدئولوژیکی مدیران سیاست و اقتصاد شد. غره بودن به تکنیک اتمی، باور به تسلط علمی و تکنولوژیکی مهندسان وبالاخره ایمان آهنین به اتم بعنوان تنها راه دفاع نظامی واستقلال اقتصادی در زمینه انرژی، اینهاست مواردی که پایه ایدئولوژی اتمی را تشکیل میدهد. ایدئولوژی برتری جویانه ای که هرگونه تردید و پرسش را مورد طرد قرارداده و سازنده ذهنیت گروهی روزنامه نگار و تکنوکرات ومبلغان ریز ودرشت گردید. روشن است که پیشرفت علم و تکنیک درطول تاریخ نقش اساسی در تحول جامعه و ارتقا شرایط مادی و بهبود زندگی انسان داشته است وکشفیات در زمین و آسمان و عقب راندن خرافات و نادانی باعتبار همین تلاش علمی میسر شده است و بنابراین بحث بر سر رد ترقی علمی و تکنولوژی نیست. در اینجا بحث بر سر تبدیل تکنیک به یک نظام تکنوکراتیک ایدئولوژیکی است که تکنیک را به “دنیای آرمانی” تبدیل میسازد. این ایدئولوژی تکنیک گرا ریشه در نوعی راسیونالیسم خشک و یک جانبه دارد که خوشبختی و امید را در تکنیک خلاصه کرد. در این نگرش، تکنیک دارای قدرت جادوئی و تنهاراه گشای پیروزی وخروج از بن بست ها و عقب ماندگی ها قلمداد میگردد. این ایدئولوژی تکنیک گرا در پی آنست تا تکنیک وعلم را بخودی خود و بطور مستقل از شرایط اجتماعی و سیاسی، بالاترین ومستحکم ترین ارزش های جامعه معرفی ساخته و راحتی وخوشبختی انسان را به تسلط آن موکول کند. حال آنکه تکنیک و علم بدون روح وفاقد ارزش انسانی، جزابزاری برای ثروت اندوزی خودپرستانه ویا حتا کشتار و شکنجه چیز دیگری نمی تواند باشد. تکنولوژی بدون ارزش انسانی و جدای ازاتیک واخلاق اجتماعی، با نازیسم و استالینیسم همبسترمیشوند. جنگ جهانی اول و دوم که بخاطر جاه طلبی هاو سلطه گری ها شکل گرفت، با اعتقاد به قدرت تکنیکی نظامی برتر آغاز شد ودر همین دوران است که بگفته گونتر آندرس رژیم نازی آدمها را با “تکنیک” در اطاق های گاز مورد “آزمایش علمی” قرار میدهد و از مو و دندانهای طلا و چربی انسانی بعنوان مواد اولیه استفاده میکند.(همانجا)

ایدئولوژی اتمی ومدیریت

تکنیک وصنعت با تمایل و اهداف و منافع ایدئولوژیکی وسیاسی سامان دهندگان و سرمایه گذاران و استفاده کنندگان گره خورده است. از نظر جامعه شناسی رشد تکنیک با اراده یک طبقه ویا گروهبندی اجتماعی پیوند دارد و هدف مند میباشد. دانش علمی زمینه ابتکارات تکنیکی را بوجود میآورد و سپس بکارگیری جهت دار تکنیک معنای اجتماعی اش را روشن میسازد. تکنیک جدا از گروهبندی های اجتماعی و منافع و اهداف آنان نیست. پس به دونکته اساسی باید توجه کرد. یکم اینکه کنترل سیاسی و اجتماعی تکنیک و چگونگی استفاده از آن یکی از موارد اساسی دربرخورد به تکنیک است. آیاکنترل کننده تکنیک و ماشین، دستگاه دولتی ومدیران و شبکه های وابسته به آن میباشند ویا شهروندان و نهادهای مدنی ونمایندگان واقعی جامعه بر آن اعمال کنترل میکنند؟ شهروند و مهندس با یکدیگر گفتگو دارند ویا مهندس و سیاستمدار، شهروندان را از میدان گفتگو و تصمیم خارج کرده اند؟ بعلاوه آیااستفاده از تکنیک درراستای منافع عمومی انسانها و احترام به حقوق بشر میباشد ویا در خدمت مستبدان، انگلها، فاسدان، جنگ طلبان قرارمیگیرد؟ چه کسی بر تکنیک و اتم کنترل میکند و هدف آنرا چگونه تعریف میکند؟ از نظر من ایدئولوژی اتمی یک سیاست غیر دمکراتیک میباشد زیرا مجموعه تصمیم های اساسی را دراختیار یک گروه کوچکی از سیاسیون و تکنوکراتها و مهندسین قرارداده و بخش بیشمار جامعه را از پرسش وشرکت در نظردهی و اقدام محروم میکند. سرنوشت اتم در اختیار نخبگانی است که بر جامعه اعمال سلطه وزورنموده وبا شگردهای گوناگون طرح های خودرا به جامعه تحمیل میکنند. در تمامی کشورهای اتمی درغرب ویا شرق، فقدان دمکراسی در زمینه اتمی یک واقعیت دلخراش است و در ایران با استبداد دینی اش، این ایدئولوژی غیر دمکراتیک با قدرت بسیار مخرب عمل میکند وهدفش منافع حاکمان دینی شیعه میباشد.

دوم اینکه معیار انتخاب تکنیک چیست؟ آیا نیازهای واقعی جامعه و آرامش و خوشبختی انسان پایه انتخاب نوع تکنیک است ویا سودآوری نظامی و مالی تعیین کننده تکنیک انتخاب شده است؟ بمب های خوشه ای، بمب اتم، گازهای مهلک شیمیائی،ابزار کشتار دسته جمعی ویا تکنیک الکترونیکی در رسانه های مجازی جهت شناسائی  شهروندان و محروم نمودن آنها از اخبار و اطلاعات و تبادل فکری در جامعه، برپایه کدام نیاز وکدام منافع، انتخاب شده و به تولید اقتصادی منجرشده است؟ نیروگاه اتمی وغنی سازی اورانیوم و بمب اتم در جمهوری اسلامی برپایه کدام معیار و کدام نیازاجتماعی تعریف شده است؟ این نظام سیاسی برای پنهان نمودن ماهیت تصمیم خودسرانه و یکجانبه خود، تکنیک اتمی را بیان نیاز کشوری و همگانی قلمداد میکند و تولید هر وسیله مرگبار را بمثابه ضرورت دفاعی و جنگی تلقی می نماید. حال آنکه منافع این حکومت و اقشار حامی آن مساوی منافع کل جامعه نیست و آسایش و بهروزی مردم ورای دمکراتیک آنها، شرط وپایه انتخاب رژیم نمیباشد.

فریبندگی و پنهانکاری اتمی

ایدئولوژی اتم پرست نه تنها دمکراتیک نیست، بلکه برعکس یک ایدئولوژی فریبنده وتوتالیترتمام خواه است. این ایدئولوژی فریبنده است چراکه از علم و تکنولوژی حرف میزند ودر جستجوی آنست تا روح افراد را جذب کرده و شیفته پرستیژخود کند وسپس فکر آنان را تابع خود سازد. این شیفتگی در پی ناتوان نمودن سنجش عقلانی انسان بوده و خواهان فراموشی خطرات وفجایعی است که با بهره وری تکنیکی در جامعه انسانی صورت گرفته است. اختراع بمب اتم، ساختن مهمات کشنده جنگی، ساختن بمب افکنها، نیروگاه اتمی، ربات ها در سیستم تولیدی، تکنیک های جاسوسی، همه وهمه ناشی از بکارگیری دانش ونبوغ افراد بوده وناشی از فرهنگ صنعتی و تمدن خاصی درروند اجتماعی هستندو همه این تکنیک های صنعتی و نظامی، قوانین تکنیکی خودرا دارند. بقول “ژاک الول” از زاویه ابزاری و تکنیکی این ابزار آلات، دارای نوعی “بیطرفی واستقلال” هستند ونتیجه رشد علم و تکنولوژی بوده و بنوبه خود تحول ورشد بعدی تکنیک و علم را میسر میسازند(بلوف تکنولوژیکی، ۱۹۸۸ چاپ  “هاشت” پاریس). پس تکنیک هرچند که با منطق ابزاری خاصی میباشد، جهت داراست وتاثیر میگذارد. توجه باید داشت که تکنیک وعلم بدون روح، خرد میکند، پاره میکند، غلبه میکند، باسارت میگیرد، تخریب میکند وآزادی انسان را محدود ویامنهدم میکند. تکنولوژی اتمی با منطق خود، بادقت علمی خود، مغرور و خواهان تسلط است واز تکنیک گرائی خود وتسلیم و کشتار دیگران لذت میبرد. تکنوکراتها و متخصصین و مهندسین اتمی پیوسته معتقدند که حقیقت نهائی را آنها میگویند و کلید برترین تکنولوژی در دست آنهاست و آخرین پیشرفت در ذهن آنها شکل گرفته است. روشن است که این اعتقاد جزخود فریبی و توهم چیز دیگری نیست.

روشن است که در روند تاریخ بدون علم و دانش بشریت به تاریکی و پوسیدگی محکوم بود و فراموش نشود که باعتبار این پیشرفت علمی تحولات جامعه میسر شد. امااز آنجا که بشریت در ضمن زیانهای بیشمار متحمل شده، امروزباید خرد و انسانیت را بر علم و تکنیک مسلط نمود. هنگامی که اتم را در روند اجتماعی وپزشکی در خدمت سلامتی انسان میگذارید و این علم در خدمت بهزیستی و آرامش او قرار میگیرد، از منافع انسان تبعیت میکند و با اتیک و اخلاق انسانی سروکار دارد. ولی علم بدون روح به خرابی می انجامد. اتم بطور اساسی با منطق سرد خود در اقتصاد و سیاست و هژمونی طلبی، یکه تاز وتوتالیترمیباشد، زیرا خودرا مظهر قدرت وانمود ساخته و با نور خیره کننده افراد را تابع خود میسازد. در شرایطی گنگ وسیاه، انسانها دروغ و پستی و زشتی تکنیک بدون روح را پذیرفته ودر درون خود آنرا به محرکه روانی و ایدئولویک تبدیل میکنند. آلبر کامو برای زندگی انسان با دانش برعلیه طاعون برمیخیزد، و مسئله اساسی اینجاست که آیا ما کرگردن “اوژن یونسکو” خواهیم شد و یا مقاومت خواهیم کرد.

یکی دیگر از ویژه گی های اساسی ایدئولوژی و تکنولوژی اتمی فقدان شفافیت است. بعنوان نمونه در فرانسه و ژاپن و روسیه شوروی از دیر باز با توجه به خصلت سیاسی نظامی فعالیت اتمی، صنایع اتمی نظامی و نیز موسئسات تولید انرژی متکی به نیروگاههای اتمی، بطرز قاطع از دیدگاه وبررسی روزنامه نگاران و کنشگران اجتماعی ونهادهای دمکراتیک و سندیکائی دور نگه داشته شده اند. مدیران اقتصادی و سیاسی این صنایع پیوسته اخبار غیر واقعی و نادقیق پخش کرده وبهنگام حوادث ناگوار کوشش کرده اند تا رویدادهای نگران کننده را پوشانده ویا کم اهمیت جلوه دهند. رهبران شوروی در زمان حادثه اتمی چرنوبیل واقعیت های دردناک بسیاری در رابطه با تعداد کشته ها و افراد بیمار و اثرات تشعشعات اتمی در طبیعت ومحیط زیست را پنهان نگاه داشتند. پس از انفجار اتمی چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ در شوروی و کشتن شدن سریع بیش از ده هزار نفر به سبب انفجار و اثرات بلافاصله رادیو اکتیو و نیز گسترش بیشمار انواع و اقسام بیماری های ناشی از انفجار اتمی، تمام تلاش رهبران شوروی انکار ویا کم اهمیت جلوه دادن این تراژدی انسانی بود.

 مسئولان دولت فرانسه پس از انفجار چرنوبیل اعلام داشتند که ابرهای اتمی ناشی از آن در سرمرز فرانسه متوقف شدند. دروغ تکنوکراتهای فرانسه در رادیو و تلویزیون مبنی بر توقف ابرهای اتمی در مرز فرانسوی توسط روزنامه نگاران و مهندسین اتمی پخش شد تا مردم نگران نشوند و در عین حال شهروندان ازراه زنجیره غذائی و تنفس هوای آلوده بیمار شوند. در نیروگاههای اتمی فرانسوی چه میگذرد؟ این پرسش همیشگی اکولوژیست ها است. مدیران این صنایع پیوسته اطمینان میدهند که خطری وجود ندارد و امنیت افراد تامین است. در اول اکتبر ۲۰۱۲ اتحادیه اروپا در گزارشی درباره ۵۸ راکتورفرانسه اعلام نمود که ۱۹ راکتوراتمی دارای مسائل امنیتی بوده وبا توجه به حادثه فوکوشیما فاقد سیستم های اندازه گیری و زلزله شناسی میباشند و دولت فرانسه باید بطور جدی اقدام نماید. این کمبودها هرگز از جانب فرانسه اعلام نشده بود و کماکان فقدان شفاف سازی در سیاست دولتی غلبه داشته  ودارد. اسرائیل دارای بیش از ۲۰۰ بمب اتمی است، ولی دولت این کشور هرگز بطور رسمی اعلام نکرده است که دارای چنین زرادخانه اتمی میباشد. در ژاپن چندین بار مسئولان نیروگاه فوکوشیما با توافق دولت اخبار مربوط به برخی سانحه های مهم اتمی را پخش نکرده و مخفی نگاه داشتند. دروغ و مخفی کاری کردار همیشگی مدیران اتمی میباشد، زیرا بیان ضعف ها و نارسائی ها و خطرات، استحکام ایدئولوژی اتمی و امنیت اعلام شده را بر باد میدهد.

فقدان شفافیت اتمی ایران

در ایران نیز مخفی کاری جزو اساس مدیریت فعالیت اتمی در کشور است. جمهوری اسلامی از ۱۹۸۵ که فعالیت اتمی را دوباره شروع کرد تا ۲۰۰۲ که برنامه اتمی غنی سازی اورانیوم در مرکز نطنز وپروژه آب سنگین اراک افشا شد، یعنی طی نزدیک به هژده سال فعالیت اتمی خودرا پوشاند. علیرغم فشار جهانی وبازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی، پنهان کردن و عدم شفافیت یک وجوه اساسی سیاست اتمی ایران است. مراکز اتمی ایران بوشهر ، پارچین، فوردو، اراک، نطنز، کرج، لشگرآباد، سغند، انارک، اصفهان وغیره در چه وضعیت ایمنی قراردارند و خطرات انسانی ناشی از آنها کدامند؟ طی این سه دهه چند مرکز اتمی بوجود آمده و میزان سرمایه گذاریهای تمامی این مراکز وفعالیت تکنیکی آنها چقدر است؟ به بهانه امنیتی این صنایع در ایران مخفی هستند و ملت ایران چیزی درباره آنها نمیداند، حال آنکه دولت های مخالف جمهوری اسلامی با استفاده از تکنولوژی ماهواره ای از مردم ما ونخبگان آن مطلع تر هستند.

در ۱۵ خرداد ۱۳۹۱ “یوکیا آمانو” در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی اعلام نمود:”ایران همکاری ضروری را برای آن که آژانس بتواند فقدان مواد و فعالیتهای اتمی اعلام نشده را به نحوی معتبر تضمین کند” انجام نمیدهد. در فوریه ۲۰۱۲ زیر فشار آژانس بین المللی، ایران اعلام نمود که اولین نمونه میله سوخت هسته ای حاوی اورانیوم ۲۰ درصدی را ساخته ودر راکتور اتمی تهران بکار گرفته است. دراواخرفروردین ۱۳۹۱ بدنبال شکست سفر  “آمانو” به تهران آژانس بین المللی در وین فاش ساخت که شواهدی از اورانیوم غنی شده به میزان ۲۷ درصد در تاسیسات اتمی ایران، توسط بازرسان کشف شده است. حکومت اسلامی از نخستین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در ۹ مرداد ۱۳۸۵ تا ششمین قطعنامه که در ۱۹ خرداد ۱۳۸۹ صادر شد، بدلیل گزارش نادرست و پنهانکاری فعالیت غنی سازی محکوم گردید وهربار به سبب اقدامات غیر قانونی، در زمینه سیاسی و فعالیت های بانکی و نفتی مورد مجازات قرارگرفت.  فریدون عباسی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در سپتامبر ۲۰۱۲  در گفت ‌وگو با “الحیات”، پذیرفت که ایران برای محافظت از تأسیسات هسته‌ای و دستاوردهای خود اطلاعات اشتباه به بازرسان آژانس  می‌دهد. او اظهار داشت: “از آنجا که هیچ چاره‌ای نداشتیم، گاهی برای گمراه کردن سازمان‌های امنیتی دیگر، اطلاعات اشتباه در اختیارشان می‌گذاشتیم.  برخی اوقات خودمان را ضعیف جلوه می‌دادیم و گاهی نیز مسائلی را گزارش‌ می‌کردیم که ما را قدرتمندتر از آن‌چه واقعأ بودیم، نشان می‌داد.” مسئولان رژیم نه تنها پنهانکاری نموده و نهادهای بین المللی را سرگردان کرده اند بلکه  بعلاوه همیشه با شانتاژ غنی سازی را ادامه داده اند. به گزارش ایسنا(۱۱ مهر۱۳۹۱/ ۲ اکتبر۲۰۱۲) نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی ایران هشدار داد اگر مذاکرات ایران با گروه “پنج به علاوه یک” نتیجه ندهد ممکن است در ایران غنی‌سازی اورانیوم تا ۶۰ درصد نیز برای تأمین سوخت زیردریایی‌ها و کشتی‌های قاره‌پیما انجام شود. هدف حکومت دسترسی به بمب اتم است وعلیرغم دیپلماسی موش وگربه و حرفهای متضاد وسعی در بخواب کردن نهادهای بین المللی، با قاطعیت سیاست خود را به پیش می برد.

پنهانکاری دولت اسلامی فقط در صحنه جهانی نیست، کاری که همه کشورهای اتمی انجام میدهند، بلکه در ایران و درقبال مردم ما عدم شفافیت و دروغگوئی پایه سیاست رژیم بوده است. این حکومت هیچگاه ایرانیان را درباره این پروژه، اهداف آن، بودجه سنگین، حوادث وخطرات، با خبر نکرده است. توضیح قتل دو مهندس اتمی ایران کجاست؟ حملات سایبری علیه تاسیسات اتمی ایران و ازجمله نیروگاه بوشهر چگونه صورت گرفته و خطرات احتمالی چنین استراتژی خرابکارانه کدامند؟ انفجار در پایگاه موشکی نزدیک کرج و کشته شدن ۳۰ عضو سپاه ورئیس برنامه دفاع موشکی چگونه قابل توضیح است؟ حادثه مرکز هسته ای “یوسی اف” اصفهان در آذر  ۱۳۹۱ و عارضه برای افرادی که در اورژانس هسته ای اصفهان بستری شدند ناشی از چه بوده است؟ همه این پرسش ها بی پاسخ است. مردم ما نگرانند و خطرات انسانی و زیست محیطی ناشی از فعالیت اتمی همیشه پنهان میشوند.  دررسانه ها و راهپیمائی های فرمایشی کارگزاران حکومتی پیوسته شعار “انرژی هسته ای، حق مسلم ما” را تکرار کرده وتلاش نموده تا اذهان مردم را با این شعار بسیج کنند وبحول خود جمع نمایند. ولی آنچه مسلم است شواهد گوناگونی موجودند که بیشتر مخالفت مردم رامنعکس میسازند. در ۱۳ تیر ۱۳۹۱ پایگاه انترنتی “شبکه خبر” متعلق به صدا و سیما یک نظر سنجی که در آن اکثر کاربران با تعلیق غنی سازی موافقت کرده بودند، حذف شد. براساس این نظر سنجی ۶۳ درصد نظردهندگان در شرایط مجازات های بین المللی و دشواری های زندگی خود، خواستار متوقف کردن موقتی فعالیت غنی سازی بودند. در زمانیکه آزادی برای بحث و گفتگو در ایران وجود ندارد و نقد سیاست ماجراجویانه و پرهزینه اتمی ایران در رسانه ها نمیتواند مطرح گردد، عقل سلیم و دانائی بخش مهمی از جامعه طرح هسته ای حکومت را پس میزند. فعالیت اتمی بر اساس ماهیت خود، سانسورگراست و از برخورد آزاد اندیشه ها و ابراز مخالفت میگریزد وبه همین خاطر مدیران سیاسی وتکنوکراسی از هرگونه انتقاد نسبت به آن جلوگیری میکنند و بطور مطمئن هر نیروی سیاسی دیگری که خودرا جای جمهوری اسلامی قرار دهد به همین شیوه عمل خواهد کرد. استبداد این حکومت و نیزماهیت سیاست اتمی که پیوسته عامل “امنیت” را مطرح میکند، نمی توانند شفاف سازی کنند. در ایران ویا درهر جای دیگر، تکنوکراتها و نظامیان و سیاستمداران اتم گرا کارشان پنهانکاری خواهد بود، مبلغان روزنامه نگار کارشان دروغ پراکنی خواهد بود و کسانی که سرگشته اتم هستند و چه بسا با حکومت اسلامی موافقت نداشته باشند از ته قلب با سیاست اتمی رژیم احساس آرامش خواهند داشت زیرا مقام وارزش تکنولوژی اتمی در ذهن اینان فرای مرزبندی سیاسی قرارمیگیرد.

تجربه ژاپن: چرخش

ژاپنی ها همیشه مدعی بودند که در عرصه تکنولوژیکی ودر زمینه نیروگاههای اتمی دارای تسلط کامل هستند، ولی این اعتقاد بدنبال فاجعه فوکوشیما بزیر سئوال رفت. مدل تولیدی “تویتیسم” درسالهای ۵۰ تا ۷۰ میلادی در عرصه بین المللی جایگاه ژاپن در زمینه تکنولوژیکی راباوج رساند. ژاپن نمونه قدرت و دقت و نیرومندی اقتصاد و صنعت گردید و توسعه نیروگاه های اتمی یکی از ابعاد اساسی این تسلط تکنولوژیکی بود. این قدرت در عظمت خود که چشم جهان را خیره کرده بود با ناتوانی ها و شکنندگی توام بود. بحران اقتصادی و تولیدی سالهای اخیر و انفجار نیروگاه های اتمی بافسانه صنعت شکست ناپذیر ژاپن پایان داد. درژاپن تخریب و انفجار فوکوشیما در۱۱ مارس ۲۰۱۱ منجر به چرخش استراتژیک تازه ای درسیاست انرژی اتمی این کشور شده است. پیش از این انفجار میزان انرژی اتمی در کل مصرف کشور به ۳۰ درصد میرسید و هدف دولت ژاپن برآن استوار بود تا تولید انرژی اتمی را به ۵۳ درصد در سال ۲۰۳۰ برساند. یکسال پس از حادثه فوکوشیما از کل ۵۰ راکتور اتمی تنها ۲ راکتور فعالیت دارند و تمام طرح های سرمایه گذاری معلق مانده وما شاهد گردش بزرگی در افکار جامعه و رهبران سیاسی کشور میباشیم. در ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۲ نخست وزیر ژاپن “نودا” در تلویزیون اعلام نمود :”هدف تزلزل ناپذیر ما اینستکه تا در سال ۲۰۳۰ انرژی اتمی به صفر برسد.” او اضافه کرد درضمن صنایع اتمی باید راه حل مطلوبی برای مواد سوخت اتمی و زائده های انبارشده اتمی پیدا بکنند. حال این پرسش مطرح است که این موضعگیری متاثر از افکار عمومی در آستانه یک انتخابات است و یا بیان اراده سیاسی جدید و چرخشی عملی در سیاست کشوری است. آینده روشن خواهد کرد. ولی بهرحال اعلام این سیاست استراتژیکی بیانگر دو رویداد اساسی است.

یکم: پس از انفجار، اعتقاد ایدئولوژیک به استحکام صنایع اتمی و قدرت کامل در هدایت و پایش این صنایع فروریخت. جامعه ژاپن مطمئن بود که برتکنولوژی و تولیدانرژی اتمی تسلط کامل دارد و در عرصه جهانی از تخصص و مهارت بی همتائی برخوردار است. تلاش بیسابقه ژاپن پس از جنگ جهانی دوم و کسب اعتبار تکنولوژیکی و اقتصادی آن و نیز تبلیغ مداوم تکنوکرات ها مبنی بر برتری علمی و تکنیکی صنایع ژاپن شرایط را فراهم ساخت تا ذهنیت ژاپنی به هژمونی اتمی بدون تزلزل اعتقاد پیدا کند. این باور عظیم با سونامی و انفجار اتمی فروریخت. دوم: نخبگانی مانند مهندسین و تکنوکراتهائی که قاطعانه در رشد و بهره برداری از صنایع اتمی نقش داشته اند امروز در شرایط بسیار سختی قرارگرفته اند. آنان و نمایندگان سیاسی اشان سالیان زیادی است که با قدرت به تبلیغ ایدئولوژی اتمی پرداخته و آنرا بدون خطر و یا آنچنان مستحکم وانمود ساخته که هیچگونه تزلزلی در افکار روی ندهد. این نمایندگان صنایع اتمی و مجموعه شبکه حامی آن امروز در حالت دفاعی قراردارند و در برابر هزاران پرسش و اعتراض بخش وسیعی از جامعه و بخشی از نمایندگان سیاسی و روشنفکری ژاپن وجهان قرار گرفته اند. ژاپن و انفجار آن آئینه ای است برای خطراتی که میتواند در ایران روی دهد، بخصوص آنکه با توجه به صنایع التقاطی آلمانی-روسی-ایرانی و فقدان رعایت تمام معیارهای بالای ایمنی وتکنولوژیکی، خطرات مراکز اتمی ایران بسیار بالاست.

معادله راتغییر دهید

دراوت ۱۹۴۵ ارتش آمریکا دو بمب اتمی بروی دوشهر ژاپن، هیروشیما و ناکازاکی، میاندازد که منجر به کشتار نزدیک به ۲۰۰۰۰۰ انسان میگردد. چندروز پس از این انفجارهای اتمی فیلسوف انگلیسی برتراند راسل اظهار داشت:”دورنمای آینده نژاد بشری بیش از هرزمان دیگری تاریک شده است.” چندی بعد در اعتراض به این واقعه ودر حمایت از صلح و مخالفت با گسترش تسلیحات اتمی برتراندراسل و آلبرت انیشتن مانیفست خودرا منتشر ساختند. براین اساس قطعنامه با امضای ۱۱ شخصیت برجسته در ۲۳ دسامبر ۱۹۵۴ انتشار یافت. این بیانیه یک هشدار جهانی برای ازبین بردن سلاح های اتمی است، زیرا اینگونه سلاحها نابودی کل انسانها را هدف خود قرارداده است. هدف ما در زندگی مرگ نیست بلکه ترقی ورفاه وصلح برای انسانهاست، انسانهائی که بتوانند از زندگی خود و محیط زیست سالم خود بهره گیرند. ایدئولوژی اتمی ایدئولوژی تکنوکرات ها و جنگ طلبان است. رژیم ایران در این ایدئولوژی قرار دارد همانگونه که تمامی دولت های اتم گرا در بند آنند. حکومت ایران اتم را برای جاه طلبی میخواهد، برای ترساندن رقیب میخواهد، برای ایدئولوژی تعرضی و جنگ طلب خود میخواهد، برای بمب میخواهد. خواست ناسالم وضد حقوق بشری این حکومت روشن است و ماهم جز مخالفت بااین سیاست موضع دیگری نمی توانیم داشته باشیم. حال تمام کسانی که از دایره هیات حاکمه دورند همیشه موضع شفافی ندارند. خیلی از اینان شیفته اتم هستند و آنرا بیان پرستیژ کشور میدانند. اینان حکومت را رد میکنند، ولی اتم را می پسندند. اینان به جادوی اتم معتقدند که وسیله دفاع ملی است حال آنکه این امر افسانه و توهمی بیش نیست و حضور صدها بمب و چتر اتمی امریکا در خاورمیانه محاسبه اتمی ایران را بی معنا میسازد. اینان اعتقاد خود به اتم را همیشه عریان نمیگویند زیرا نگران مخدوش شدن مرز خود و حاکمیت هستند، ولی به آمریکا و غرب و اسرائیل و آژانس بین المللی انرژی اتمی یاد آوری میکنند که تصمیم از آن ایرانیان است و آنها نباید مداخله نمایند.

در این شکی نیست که اردوگاه غرب خود طرفدار اتم است، دارای زرادخانه اتمی عظیم است و در بند همان ایدئولوژی و محاسبات سیاسی میباشد. حق تصمیم از آن ایرانی است. ولی بحث من نقد یک ایدئولوژی است(۱)، ایدئولوژی متمایل به جنگ و کشتار. انسانیت از این ایدئولوژی زیان دیده وبازهم خواهد دید. خوشبختی مردم ما در بمب نیست، پرستیژ امروز و فردای ما در بمب نیست، همزیستی و صلح خواهی ما در بمب نیست، امنیت کشور ما در بمب نیست، پیشرفت اقتصادی در بمب نیست. میتوان به انتخاب دانش و تکنولوژی وصنعتی دست زد که برای بشرو محیط زیست او توام با خطر نباشند، میتوان سربلندی یک ملت را با دمکراسی و فرهنگ باز و پیشرفت اجتماعی تامین نمود، میتوان محیط زیست ایران را از فاجعه کنونی خارج ساخت و تجربه ای نوین پدید آورد، میتوان بیعدالتی در جامعه را بطور گسترده کاهش داد تا جامعه ای متعادل تر داشته باشیم، میتوان با آموزش و پرورش لائیک نسل های جدید آینده بهتری ساخت، میتوان اقتصادی پایدار برای رفاه و سلامتی مردم بر پا نمود، میتوان بدون اینکه به راه حل اتمی در سیاست و اقتصاد برویم کارهای شگفت انگیز انجام داد. دنبال فعالیت اتمی رفتن اسارت در این ایدئولوژی بشمار میاید و جز خطر برای امروز وفردا نتیجه دیگری ندارد.

جلال ایجادی کارشناس محیط زیست و استاد دانشگاه در فرانسه

دسامبر ۲۰۱۲

idjadi@free.fr

۱- برای آشنائی بیشتر با نظراتم در این زمینه به نوشته های زیردر سایتهای الکترونیکی میتوانید مراجعه کنید:

دیپلما سی اتمی ایران وبازی با غرب

سیاست اتمی جمهوری اسلامی را محکوم کنیم

انفجار اتمی در ژاپن و فردا در ایران نیروگاه اتمی بوشهر را ببندید

“من مخالف سیاست اتمی ایران هستم”

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)