چند روزى است كه خبرى با اين مضمون در شبكه هاى اجتماعى مطرح شده است كه …..
مقام هاى مسئول ،ضمن تكذيب اين موضوع به كسانى كه با پخشِ چنين شايعاتى ،امنيت عمومى را تهديد مى كنند هشدار داده اند كه در صورت تكرار بايد منتظر مجازات هاى قانونى باشند …..
فكر مى كنيد چرا همه چيز را از ما پنهان مى كنند؟ يا حتى اگر ما به اسرارشان پى ببريم آن را انكار مى كنند؟
شايد گاهى فكر مى كنيد ،اين فقط ما هستيم كه بايد جان و مال و افكار و عقايد و حتى تفريحات و خوشى هاى مان را از ديد آنها پنهان كنيم .يا اينكه ما فقط از آنها مى هراسيم!
اما آنها هم با ما پنهان كارى مى كنند و اين پنهان كارى فقط به دليل اين است كه آنها از ما و واكنش هايمان مى ترسند.
حكومت ها(بخصوص حكومت هاى تماميت خواه ) در ظاهر همه ى ابزار لازم را براى كنترل مردم در دست دارند،آنها شغل – تحصيل- امنيت و آزادى ما را به راحتى مى توانند با مخاطرات عميقى ،مواجه كنند و حتى مى توانند زندگى خودمان و نزديكان مان را هم تهديد كنند. بس بياييد فكر كنيم چرا آنهاناتوانى ،كم كارى و فساد شان را از چشم ما پنهان مى كنند ؟ و براى اين كار به دروغگويى يا به قول خودشان تكذيب و انكار دست مى زنند و اسم كارشان را مصلحت جويى مى گذارند. اربابان قدرت كه تمام امكانات سياسى- اقتصادى و امنيتى و اجتماعى را در كف قدرت خويش دارند و البته هيچ نوع پايبندى به چهارچوب هاى اخلاقى هم براى آنها متصور نيست ،جاى تعجب است كه چرا همه ى اتفاقات را از ما پنهان مى كنند ؟ مگر ما مردم با دست هاى خالى مان چه داريم،مگر جز اين است كه آنها از همين دست هاى خالى ماهم مى ترسند. مرورى گذرا به حوادث سالها و يا حتى ماه هاى اخير ،عمقِ هراس از مردم را بيشتر نمايان مى كند. از مذاكرات پشت پرده با به اصطلاح ِ خودشان شيطان بزرگ گرفته تا توافق هاى بين المللى با كشورهاى بزرگ كه هنوز هم البته انكارش مى كنند تا دخالت ها ى نيروهاى موازى در امور اقتصادى و امنيتى و سياسى گرفته ،تا اقدامات خودسرانه ى عده ايى كه خيلى هم خودجوش نبوده بلكه به خوبى به كانال هاى مشخصى جوش خورده اند،تا رسوايى هاى اخلاقى و ناامنى هاى اجتماعى . همه ى اينها بايد از چشم ما مردم پنهان بماند ،مگر ما مردم با دست هاى خالى چه داريم كه همه چيز را از ما پنهان مى كنند. اين پنهان كارى تنها به دليل تزوير و رياكارى نيست ، اين پنهان كارى ناشى از عمقِ وحشتى است كه آنها از واكنش هاى مردم در دل و جان شان نفوذ كرده است.آنها وانمود مى كنند كه ما مردم را ناديده مى گيرند تا ماهم اعتماد به نفس مان را از دست بدهيم و مدام تكرار كنيم ما كه كاره ايى نيستيم ،آنها همين را مى خواهند از زبان ما بشنوند،مى خواهند به ما بقبولانند كه حقيقت همان كاربردى را دارد كه آنها مى خواهند ،پس خودشان مى توانند أن را دست كارى كنند.قصد دارند كه با پنهان كارى ،مرزِ بين راست و دروغ را مخدوش كنند و ما را هميشه در وضعيتِ ترديد قرار دهند و اين همه به دليل ترسى است كه از ما دارند و پتاسيلِ عظيمى كه در آگاهى و اتحاد ما مردم وجود دارد.
اما دسترسى به اطلاعات اين روزها كار دشوارى نيست ،آنها به اطلاعاتى كه تمايل ندارند مردم در باره اش چيزى بدانند ،شايعه مى گويند و البته بازار شايعه هميشه در ايران داغ است چرا كه اطلاعات از منابعى به بيرون درز مى كند كه يا منبع اطلاعاتى از مقامات وحشت دارد پس هويت اش را پنهان نگه ميدارد، يا منبع اطلاعات زيادى خودى است اما حاضر است اطلاعات اش را به قيمت مناسب به رسانه ها بفروشد.و اينها باعث عدم شفافيتِ منبع اخبار مى شود.
شايد در گذشته مرز واضحى بين شايعه و واقعيت وجود نداشت اما امروزه با گسترش دنياى اطلاعات به راحتى مى توان منشاء واقعيت را از شايعه جدا كرد و راست و دروغ را به راحتى تشخيص داد. پس چرا رفتار حاكمان تغيير نمى كند و با اصرار بر پنهان كارى و خبر سازى هاى جعلى سعى در پنهان كردن واقعيات از مردم را دارند.
پاسخ فقط ترس است ،ترس از نيرويى كه ما مردم صاحبان آن هستيم اما خودمان باورش نداريم ،البته انصافاًً حكومت ها هم در توليد و گسترش اين ترس در وجود ما ،سنگ تمام گذاشته اند. مهمترين آفتى كه حكومت ها به جان مامردم انداخته اند ،ايجاد بى اعتمادى نسبت به يكديگر است، نتيجه ى مستقيم و دراز مدتِ همين پنهان كارى هاى حكومتى ،گسترش بى اعتمادى در لايه هاى مختلف مردمى است كه مثل ويروس در جامعه پخش مى شود، از طرف ديگر با انحصارى كردنِ موقعيت هاى شغلى و احتماعى و اقتصادى ،بذر بدبينى و رقابت مرگبار را در بين ما پاشنده اند و امكان توفق و اجماع ،افكار عمومى را بر سر مسائل حياتى و حتى معمولى را از ما سلب كرده اند،ميوه ى تلخ اين تفرقه افكنى، وابسته سازىِ تمام اركانِ زندگى ما به رانت و رانت خوارى هاى ريز و درشت تحت عناوين پر زرق و برق است.رفتارهاى خشن و نمايش قدرت نيز ،صد البته در ترساندن ما مردم هم نقش موثرى دارد.
اما بياييد يك بار ديگر باهم مرور كنيم كه چرا عليرغم تمام اين راه هايى كه براى كنترل واكنش هاى ما در دست هاى قدرتمند حاكمان وجود دارد، آنها همه چيز را از ما پنهان مى كنند،باور كنيم كه اين ترس دو جانبه است ،آنها از ما مى ترسند ، از حقيقت مى ترسند و از واكنش هاى ما به اين همه انحطاط و فريب وحشت دارند،آنها هزاران دشمن خيالى را هر روز مى سازند و در خيال شان شكست مى دهند اما نمى دانند كه دشمن واقعى آنها ،رفتارهاى فريب كارانه ى خودشان و انكارِ واقعيت هايى است كه براى هميشه قادر به پنهان كردن اش نخواهند بود،اگر فقط ما مردم هم دريابيم كه آنها هم به اندازه ، كافى از ما مى ترسند.و اين ترس از اسلحه ها و پول هاى ما نيست ،اين ترس از اعتماد ما به يكديگر و حقيقت گويى ماست.چيزهايى كه مى خواهند به هر قيمتى آن رااز ما بگيرند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)