کانون شهروندی زنان: تابعیت یکی از اصطلاحات رایج در حقوق بین الملل خصوصی است که میتوان آنرا نوعی رابطه سیاسی، حقوقی و معنوی میان فرد و دولتی معین دانست و مشخصه ای جهت تفکیک و تشخیص آن فرد از سایرین (مانند مشخصه های دیگری همچون اقامتگاه و…). در علم حقوق، اصل تابعیت یا بر پایه خاک است و یا خون و در برخی کشورها هم خاک و هم خون.

طبق قوانین داخلی جمهوری اسلامی ایران تابعیت بر اساس دو اصل خون و خاک با ارجحیت خون بنا شده است. یعنی خون تابعیت قطعی به فرد میدهد و خاک نقش ثانوی دارد. ماده 976 قانون مدنی اشخاصی را تابعه ایران می داند که دارای یکی از شرایط ذیل باشند:
1 – کلیه ساکنین ایران به استثنای اشخاصی که تبعیت خارجی آنها مسلم باشد.
2 – کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارجه متولد شده باشند.
3 – کسانی که در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیرمعلوم باشند.
4 – کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آنها در ایران متولد شده بوجود آمده اند .
5 – کسانی که در ایران از پدری تبعه خارجه است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن 18 سال تمام لااقل یک سال دیگر در ایران اقامت کرده باشند در غیر اینصورت قبول شدن آنها به تابعیت ایران برطبق مقررات قانون تحصیل تابعیت ایران انجام می گردد .
6 – هر زن تبعه خارجی که با مرد ایرانی ازدواج نماید.
7- هر تبعه خارجی که تابعیت ایران را تحصیل کرده باشد.
در تبصره این ماده آمده است: اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و کنسولی خارجه مشمول بند 4 و 5 نخواهند بود.

اما در این میان استثنائات و مسائلی مطرح میشود که در قانون مربوط به تابعیت قابل بررسی و نقد است. برای مثال در مورد افرادی که از پدر غیرایرانی و مادر ایرانی متولد شده اند ماده ٩۶۴ قانون مدنی چنین طفلی را تابع قانون کشور متبوع پدر می داند مگر در صورت مسلم بودن رابطه طفل با مادر که آنهم با ورود قانونی پدر به ایران و داشتن گذرنامه و شناسنامه و ازدواج رسمی و قانونی قابل اثبات و احراز است.

طبق ماده 977 قانون مدنی، هرگاه اشخاص مذکور در بند ۴ ماده ٩٧۶ پس از رسیدن به سن ١٨ سال تمام بخواهند تابعیت پدر خود را قبول کنند باید ظرف یکسال درخواست کتبی به ضمیمه تصدیق دولت متبوع پدرشان دایر به این که آنها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسلیم نمایند. ب- هر گاه اشخاص مذکور در بند ۵ ماده ٩٧۶ پس از رسیدن به سن ١٨ سال تمام بخواهند به تابعیت پدر خود باقی بمانند باید ظرف یک سال درخواست کتبی به ضمیمه ی تصدیق دولت متبوع پدرشان دایر به این که آنها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسلیم نمایند.

باوجود آنکه فرزندان متولد خاک ایران طبق اصل تابعیت خاک باید تبعه ایران محسوب شوند اما طبق قانون و ارجحیت اصل خون و در ظاهر امر به رسمیت نشناختن نَسَب تابعیت مادر ایرانی به فرزندانش، زمانیکه فرزند، مادر ایرانی داشته باشد ولی پدر غیر ایرانی، تابعیت خاک از اولویت خارج شده و فرزند تابعیت پدر را می گیرد. در اینصورت تابعیت ایران را بر اساس قانون تا سن ١٨ سالگی نمی تواند بپذیرد.

از جمله دلایل ذکر شده جهت وجود چنین قانونی این است که این حق به فرزندان متولد شده از مادر یا پدر ایرانی داده می شود که فرزندانشان اگر در خاک ایران هم متولد نشدند بعد از ١٨ سالگی درخواست کسب تابعیت ایران را پس از ترک تابعیت اول شان بدهند (دلیلی که اعلام میکند این قانون نافی پذیرش اصل خاک نیست).

از جمله دلایل دیگر، پذیرفتن حق و حقوق مرد غیر ایرانی است، یعنی این حق مرد غیرایرانی است که بخواهد فرزندانش تابعیت خودش را داشته باشند! و نظر بر اینست که با وجود اینکه باید حق و حقوق مادر ایرانی را که میخواهد فرزندانش تبعه کشور متبوع وی باشند را نیز محترم شمرد، اما در این میان مصالح کشور نیز باید در نظر گرفته شود و از دیگر دلایل مطروحه در این مورد می توان به علت جلوگیری از بوجود آمدن تابعیت مضاعف برای چنین فرزندانی اشاره نمود.

پس در نهایت بهترین راه حل این عنوان میشود و مصوب میگردد، که فرزندان والدینی با این شرایط (مادر ایرانی و پدر غیرایرانی) شخصاً بعد از رسیدن به سن ١٨ سال، خودشان تصمیم بگیرند که اگر تمایل داشتند تابعیت ایرانی به آنها داده شود آنهم درصورت حذف تابعیتی که از پدر غیر ایرانی به آنها داده شده بود.

اما سوال اینجاست که وضعیت این فرزندان تا قبل از سن ١٨ سال چه میشود؟! یعنی مهمترین و اساسی ترین سالهای زندگی کودک به جهت آموزش و پرورش و تربیت و یادگیری؟! برای مثال بسیاری از فرزندان افاغنه و عراقی و… هستند که در ایران بدنیا آمده و مادر ایرانی دارند اما بر طبق این قوانین نمی توانند تابعیت ایرانی داشته باشند، یا حتی شناسنامه بگیرند و یا به مدرسه بروند. این معضل بسیار مهمی است که بعد از نادیده گرفتن حق مادر ایرانی که فرزندانش نمی توانند تابعیت وی را داشته باشند، از لحاظ قانونی با آن روبرو میشویم.

از آنجایی که مادر ایرانی که فرزندش نمی تواند تابعیت وی را از ابتدا کسب نماید و تا ١٨ سالگی به علت اینکه پدر غیر ایرانی است فرزندش نه شناسنامه دارد نه می تواند به مدرسه برود و این مشکل به نوعی احساس بی هویتی را نیز به کودک القا می نماید باید گفت که قانونگذار به خاطر رعایت اصل خاک و در مواردی که پدر از اتباع هر کشوری که باشد اما با شناسنامه و گذرنامه و بطور قانونی وارد کشور شده باشد، قانونی ازدواج کرده و فرزندشان در ایران بدنیا آمده باشد در اینصورت به این کودک تابعیت ایران را اعطاء مینماید و فرزند میتواند از امکاناتی که یک شهروند با تابعیت ایرانی برخوردار است، بهره مند گردد.

اما مشکل در مورد فرزندانی است که پدر غیر ایرانی شان غیر قانونی در ایران زندگی میکند و اصل خاک هم که در چنین شرایطی ارجحیت نداشته و تابعیت ایرانی مادر هم که تاثیری در تابعیت فرزند ندارد و این مسئله باعث میشود که طفل تا ١٨ سالگی که قانون تعیین کرده از هیچ امکانی بهره نبرد که همین امر سبب میگردد که طرحی مبنی بر به رسمیت شناختن تابعیت زن ایرانی که با مرد غیرایرانی ازدواج کرده مطرح گردد تا فرزندان این زن تابعیت مادرشان را کسب کنند و این در حالیست که این طرح در مجلس تصویب نمی گردد و کماکان این معضل قانونی به حال خود باقی میماند و این درحالیست که طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران افراد باید از هر رنگ و نژاد و قومی از حقوق برابر برخوردار باشند و اتباع خارجه نیز میتوانند در حدود قوانین به تابعیت ایران درآیند. به طوری که در اصل نوزدهم قانون اساسی (فصل سوم: حقوق ملت) آمده است: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.» و در اصل 42 قانون اساسی نیز ذکر شده: «اتباع خارجه می توانند در حدود قوانین به تابعیت ایران درآیند و سلب تابعیت اینگونه اشخاص در صورتی ممکن است که دولت دیگریتابعیت آنها را بپذیرد یا خود آنها درخواست کنند.»
اما بنابه دلایلی که در فوق ذکر شد و به این دلیل که چنین اطفالی بی هویت و بی تابعیت نیستند بلکه تبعه کشور متبوع پدرشان می باشند، شاهد آن هستیم که امروزه تعداد بسیاری از کودکان با چنین شرایطی حداقل تا ١٨ سالگی از هرگونه امکانات و داشتن شناسنامه و اجازه تحصیل و امکانات بهداشتی و غیره محروم مانده اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)