جامعه مدنی و جامعه زدنی(6)غشِّ در معامله!
«غَشِّ درمعامله»یک اصطلاح علی الظاهر«حوزوی»و«اقتصادی»ست که در باب معاملات بکار می رود؛وآن هنگامی ست که یک طرف،طرف دیگرراباانواع ترفندهای قانونی وغیرقانونی،شرعی وعرفی،وهم چنین سفسطه وجدل مغبون خودکرده واورا به امضای یک قراردادوتوافق ومعامله راضی می کند!
والبته فرد مغبون شده درصورت اثبات می تواند معامله رافسخ کند.
«غش در معامله»هرچند درزیرمجموعه اقتصاداست،لیکن در درروابط بین الملل و درحوزه حقوق فردی و جمعی کاربردفراوانی دارد که بی شک کثیری درآن مغبون می شوند.
مذاکره،گفت وگو وتعامل راه ایجابی جامعه مدنی ست،که درجامعه زدنی شیوه سلبی آن،یعنی منع گفت گووحصارکشیدن مقابل آن است.کسانی که در قدرت منطق خود تردیددارند،به این سمت گرایش دارند.
برای غش در معامله مصادیق فراوانی هم درحوزه داخلی وهم در روابط بین المل می توان مثال زد.
درعصرجدیدقالب کردن شیوه های زدنی بجای راه مدنی ساده ترشده است.
*درحاشیه:
رهبرج.ا(سیدعلی خامنه ای)درسخنرانی اخیر خودگفت:
مذاکره با آمریکا ممنوع است؛دلیل آنرا نفوذ این کشوردانست.
ایشان بدلیل ترس از مغبون شدن،شیوه سلبی رادرپیش گرفته وباعدم مذاکره؛گفت وگووتعامل،سعی دارد منافع ملی را حفظ کند.
جدای از نگرش «دایی جان ناپلئونی»ایشان درمورد«دشمن»و«آمریکا»،بدلیل منع مداوم خودسبب گرایش مردم وجامعه به همان سمتی شده است که وحشت دارد.
معروف است که:«الانسان حریص ممامنع»انسان ازآن چیزی که مدام منع شود؛به آن چیزحریص تر وراغب تر می شود.
باوجودتکنولوژی موجود،سلطه آن به پستوی خصوصی ترین حوزه هم رسیده است.داشتن ضعف قدرت در منطق گفت وگو ،نتیجه منع مذاکره باآمریکا شده است.
«اوباما»تنهافرصت مناسب برای آقای خامنه ای ست تا بااین کشوردرمعامله برابر به گفتگو وصلح بپردازد،اماایشان آن رابدلیل مغبون شدن ازدست داد!
تابعد…ادامه دارد…
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)16مهر1394
**بعدازتحریر:
مذاکره و گفت و گودرروابط بین الملل شیوه ای مدنی ست که باانجام آن ممکن است به توقیع یک معامله،توافقنامه،عهدنامه وقراردادمنجرشود.چنانچه این شیوه مخفیانه وبدون اطلاع رسانی باشد،عملی غیرمدنی ودردایره جامعه زدنی ست!
ورودمخفیانه«مک فارلین»ومذاکره پنهانی ازجمله آن است.افشای آن به نظرمی رسد یک اقدام مدنی بود.
امادر توافق هسته ای«برجام»بااجازه حاکمیت و بااطلاع رسانی انجام گرفت.
مخالفان این توافق بر مغبون شدن ایران دراین معامله پافشاری می کنند و موافقان برجلوگیری از خسران وضرر.
درقضایای«مک فارلین»موضوع «جنگ»بود و دفاع ازکشور؛که بدلیل نداشتن تجهیزات خاص نظامی این معامله ومذاکره پنهانی انجام شد و سودحاصله از فروش اسلحه هم به ضدانقلابیون نیکاراگوئه رسید تا برعلیه حکومت انقلابی ساندنیست هاعمل کنند.درحالیکه جنگ با این چند قلم اسلحه خریداری شده به سرانجام نمی رسید و مذاکره کنندگان سودای دیگری داشتند که باافشای آن این سوداسوخت شدوالبته افشاکنند گان مجازات شدیدشدند و تابه الان هم درحال مجازات شدن هستند!ولی درتوافق خسته ای بدلیل غیراقتصادی بودن این برنامه به این توافق تن داده شد والبته بااطلاع حاکمیت و مردم انجام شد.
دردوره ورود«مک فارلین آقای«حسن روحانی»(رئیس جمهوری فعلی) دراین مذاکره بود والان هم درتوافق برجام هست،لذا بالاخره دل به دلدار رسید!!؟

17مهر1394

https://www.facebook.com/assize.mahkame
https://www.facebook.com/mohammad.shorijeze

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)