جانوران، گیاهان و حتی قارچ‌ها (fungi) بیش از آن‌چه قبلاً می‌پنداشتیم «آگاه» (aware)‌ هستند. یافته‌های جدید ما را ترغیب می‌کنند تا رابطه‌ی خود با سایرِ موجوداتِ زنده را تغییر دهیم.

در سالِ ۲۰۱۲ یک تیمِ تحقیقاتی بین‌المللی متشکلِ از چندین دانشمندِ سرشناس، «بیانه‌ی خودآگاهی کمبریج»۱ را امضا کردند۲. این بیانیه اعلام می‌کند که بر اساسِ‌ یافته‌های نوینِ علمی بسیاری از حیوانات، شاملِ پستانداران، پرنده‌ها و حتی اختاپوس، دارای حسِ خودآگاهی (consciousness) هستند، آن‌هم به همان شیوه‌ای که ما انسان‌ها خودآگاهیم. در این بیانه آمده است: «شواهدِ همگرایی وجود دارد که نشان می‌دهد حیواناتِ غیرِ انسان۳ دارای خمیرمایه‌ی عصبی-کالبدی۴، عصبی-شیمیایی۵ و عصبی-فیزیولوژیکی۶ مشابهِ انسان هستند که آن‌ها را قادر به داشتنِ وضعیتِ خودآگاهی می‌کند. در ضمن این موجودات واجدِ ظرفیتِ کافی برای خلقِ رفتارِ ارادی۷ هستند.»

همچنین گیاه‌شناسانی مانند دانیل چاموویتز۸ متقاعد شده‌اند که اگر چه گیاهان قابلیتِ فکر کردن به شیوه‌ی انسان‌ها را ندارند، اما در آن‌ها نشانه‌های خودآگاهی مشاهده می‌شود: آن‌ها می‌توانند ببینند، بو بکشند، حس کنند، حالتِ دفاعی به خود بگیرند، همسایه‌هایشان را از خطراتِ احتمالی آگاه کنند و حتی موضوعاتی از گذشته را به خاطر بیاورند۹.

آگاهی و خودآگاهی حیواناتِ غیرِ انسان و گیاهان سوال‌های مختلفی را برای ما ایجاد می‌کند. به عنوان مثال، جایگاهِ اخلاقی و حقوقی این موجودات چطور باید تعریف شود؟ آیا نباید مفهوم آن‌چه «انسانی» (humane) است را موردِ بازبینی قرار دهیم؟

دورانِ انحصارِ انسان در خودآگاهی به سر رسیده است.

از یک سو، همان‌طور که توماس نیگل‌۱۰، فیلسوفِ آمریکایی، در مقاله‌ی مشهور خود به نام «خفاش بودن چگونه است؟»۱۱ مطرح کرده، ما هرگز نمی‌توانیم نوعِ هوشیاری و خودآگاهی موجوداتِ زنده‌ی دیگر را واقعاً (به صورتِ بی‌واسطه و طبیعی) تجربه یا درک کنیم. نیگل می‌گوید، برای این‌که خودآگاهی از نوعی که خفاش تجربه می‌کند را درک کنید باید یک خفاش باشید و اندامِ حسی او را داشته باشید، همان‌طور که برای این‌که انسان بودن را درک کنید باید یک انسان باشید. از سوی دیگر دورانِ انحصارِ انسان در خودآگاهی به سر رسیده است. ما می‌دانیم که تنها موجودِ خودآگاهِ زیست‌کره نیستیم. به این ترتیب پایه‌های عرف، قانون، اسطوره و اخلاقیاتِ چندین‌هزارساله‌ای که حولِ محورِ استثنا بودنِ انسان بنا کرده‌ایم فرو می‌ریزد. به همان ترتیب که دیگر نمی‌توانیم وانمود کنیم «ویژه» هستیم، باید به گسترشِ حوزه‌ی اخلاق به گونه‌ای که حقوقِ صورت‌های دیگر هوشیاری را نیز به رسمیت بشناسد فکر کنیم.

what-a-plant-knows-book cover

 

سواد اکولوژیک (یا سواد محیطی) به معنای آشنایی با ساز و کار زیست‌کره و تاثیری که از آن می‌پذیریم و بر آن می‌گذاریم است. با توجه به روند گسترده‌ی تخریب چرخه‌های حیات از سوی انسان که هستی ما و فرزندان ما و بسیاری از موجودات زنده‌ی دیگر را تهدید می‌کند، گسترش سواد اکولوژیک از مهم‌ترین نیازهای جامعه‌‌ی بشری و به ویژه‌ جامعه‌ی ایران به شمار می‌رود و گسترش آن به همکاری همه‌ی شهروندان نیازمند است. در همین راستا، لطفا اگر مطالب منتشر شده در «یوتوپیا: سواد اکولوژیک برای همگان» را «مفید» می‌یابید، آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی «هم‌خوان» یا «بازنشر» کنید و به دوستان خود معرفی کنید.

  1. Cambridge Declaration of Consciousness 
  2. Low, P., Panksepp, J., Reiss, D., Edelman, D., Van Swinderen, B., 2012. The Cambridge declaration on consciousness. 
  3. nonhuman animals 
  4. neuroanatomical 
  5. neurochemical 
  6. neurophysiological 
  7. intentional behavior 
  8. Daniel Chamovitz 
  9. Chamovitz, D., 2013. What a Plant Knows: A Field Guide to the Senses, Reprint edition. ed. Scientific American / Farrar, Straus and Giroux, New York. 
  10. Thomas Nagel 
  11. Nagel, T., 1974. What Is It Like to Be a Bat? The Philosophical Review 83, 435–450. doi:10.2307/2183914 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)