يك ارتباطِ انسانى را مى توان در مدل ساده ى ( فرستنده-پيام-گيرنده ) خلاصه كرد. اگر در هركدام از اين اجزاء سه گانه اختلالى ايجاد شود مى تواند ارتباط را به سمت سوء تفاهم سوق دهد.
اگر تفاهم را به معناى درك درست از رفتار يا گفتار يك شخص بدانيم، آنگاه تعريف سوء تفاهم آسان تر مى شود ،تعريف ساده ى سوء تفاهم در يك ارتباط اين است كه شخصى پيامى را در قالب گفتار يا رفتار به ديگران منتقل مى كند اما پيام او به درستى ادراك نمى شود. ادراك اشتباه از يك پيام هميشه به دليل اشكال در فرستنده ى پيام يا خود پيام نيست، بلكه گاهى مى تواند معطوف به گيرنده ى پيام باشد ،چرا كه افراد پيام ها را با سيستم هاى پيچيده ايى ادراك مى كنند. در بررسى اختلالات ارتباطى بين انسانها ،استفاده از مدل هاى خطى و ساده مانند ( فرستنده- پيام- گيرنده ) تا حدودى صورت مسئله را روشن مى سازد اما براى حل مسئله بهتر است كه از مدل هاى خطى عبور كنيم و شايد لازم باشد از چاشنى فلسفه و اخلاق و خيالپردازى هم استفاده كنيم .
رفتارهاى انسانى در ظاهر ساده هستند ولى در باطن قوانين پيچيده ايى بر آنها حاكم هستند. انسانها براى ادراك يك رفتار از سيستم قضاوت و ارزشيابى شخصى بهره مى برند ،سيستم قضاوتى هم حاصل تجارب زندگى افراد- ويژگى هاى بدنى و ذهنى- زمينه هاى فرهنگى و عقيدتى و طبقه ى اجتماعى و توانمندى اقتصادى آنهاست. به همين دليل مى توان ادعا كرد كه فلسفه و نحوه ى نگرش انسانها به جهان و پديده هاى آن ، در روابط بين فردى موثر است .
علاوه بر اين انسانها به دليل منافع مشتركِ احساسى، مالى و اجتماعى با يكديگر ارتباط برقرار مى كنند و بر اساس اين منافع مشترك آگاهانه تصميم مى گيرند كه سطحى از رفتارهاى يكديگر را بپذيرند و تحمل كنند،گرچه تفاهم به معناى تحمل كردن نيست ولى افراد بر اساس قراردادهاى ذهنى و اخلاقى شان قادرند كه منافع مشترك خود با ديگران را تشخيص داده و بر آن اساس ،رفتارهايى را بپذيرند يا نپذيرند.
جايگاه اخلاق در روابط ميان فردى در ميان همين بايد ها و نبايدها ،به منافع مشترك افراد در يك رابطه ،سمت و سو مى دهد.
موضوع بعدى اين است كه ارتباط انسانى بايد منجر به رفع نياز و كسب لذت شود،مرزهاى يك رابطه ى خوب ،با ميزان رفع نياز و دريافت لذت تعيين مى شود، اين ايستگاه در واقع همان بزنگاهى است كه روياسازى و خيالبافى را به عنوان يك فاكتور اساسى ،به يك رابطه وارد مى كند. به اين معنا كه آرزوها و آرمان هاى افراد در ساختار يك رابطه به هم پيوند مى خورد و پايه و اساس يك هدف مشترك مى شود.
ارتباطات انسانى مى توانند موقت يا پايدار باشند. منظور از يك رابطه ى پايدار ،داشتن رابطه ايى مستمر و طولانى در زمان و مكان مشترك است. طبيعى ست كه سوء تفاهم يا بر عكس تفاهم ،تاچه اندازه در فضاى ارتباطى مى تواند موثر باشد. به نظر ميرسد كه تفاهم و دورى از سوء تفاهم به عوامل زير و ميزان بالانس آنها مربوط باشد؛
١) سيستم قضاوت و ارزيابى آدمها به يكديگر نزديك باشد و همپوشانى بيشترى داشته باشد يا به تعبير بهتر با فلسفه ى نسبتن مشتركى با جهان اطراف تعامل داشته باشند.
٢) بين آدمها در زمان و مكان مشخص، منافع مشتركى وجود داشته باشد تا آستانه ى تحمل در يك رابطه بر آن اساس تعريف شود يا در واقع چهارچوب اخلاقى ِ واضح و همسو به شفاف شدن ِ فضاى رابطه كمك ميكند و راه را بر سوء تفاهم مى بندد.
٣) بر آيند ارتباطات انسانى ،منجر به رفع نياز و كسب لذت شود. اگر آرمانها و آمال آدمها به هم نزديك باشند مى توان انتظار داشت كه سوء تفاهم كمترى ايجاد شود .
حالا بهتر است براى اينكه با اين تعاريف ،خودمان هم دچار سوء تفاهم نشويم به چند نكته توجه كنيم . اول اينكه پديده هاى انسانى به صورت مطلق تعريف و تعيين نمى شوند،يعنى نسبيت بر اين روابط حاكم هستند. داشتن معيارهاى دقيق براى يك رابطه ى سالم و متعادل انسانى اين فايده را دارند كه به ما در شناختِ و تشخيص چهارچوب هاى يك رابطه ى سالم كمك مى كنند اما لزومن به اين معنا نيست كه تمام اجزاء رابطه بايد بر اين معيارها مطابقت داشته باشند. دوم اينكه بسيارى از روابط پايدارى كه در طول زندگى شكل مى گيرند بر اساس عامل تصادف است يا به سببى است كه خارج از اراده ى ماست، كه بهترين مثال براى آنها ارتباطات فاميلى و خونى است كه به عنوان يك بيش فرض اساسى مى توان ادعا كرد كه هيچ دليل واضحى براى اينگونه روابط نداريم ،الا تصادف .
بنابراين هميشه اين شانس را نخواهيم داشت كه افرادى را براى برقرارى ارتباط انتخاب كنيم كه با آنها تفاهم بيشترى داريم . به عنوان نكته ى سوم و پايانى ،بايد بپذيريم كه ،انسانهايى كه فرستنده ى پيام ها هستند به همان اندازه مى توانند در نحوه ى ارسال پيام ايراد داشته باشند ،كه گيرنده هاى پيام در دريافت آنها .ضمن اينكه هر فرستنده ى پيام مى تواند به صورت بالقوه گيرنده ى پيام هم باشد ،بنابراين شايد يكى از بهترين راهكارها براى جلوگيرى از گسترش سوء تفاهم در انتقال يك پيام ؛
تاكيد و توجه به مشتركات و عبور از تفاوت ها باشد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)