IMG_20150904_231032اسم ریچارد براتیگان با اسم نسل “بیت” گره خورده است . درست که با نامداران این نسل فاصله معناداری دارد ولی بی گمان رمان “صید قزل آلا در آمریکا” یکی از تاثیر گذارترین کتاب ها در جنبش ضد فرهنگ بوده است. نوسیندگان نسل بیت یکی از ضلع های اصلی انقلاب 1968آمریکا بوده اند همان انقلابی که تاثیرش رو به دنیا تحمیل کرد هر چند ما در ایران از این انقلاب زیاد حرف نمی زنیم.
کتاب “بارش کلاه مکزیکی” برای جونی چیرو تانیزاکی تقدیم شده است . رمانی عاشقانه با ریشه های سیاسی بد بینانه!!
آغاز غیر مترقبه و غیر عادی کتاب مثل بسیاری از رمان های مدرن ژاپنی که هنوز این کار را ادامه می دهند ،نمونه آخر شروع داستان با کنده شدن دست در یکی از رمان های موراکامی از یادم نرفته است.
“کلاه مکزیکی ای از آسمان افتاد و در خیابان اصلی شهر جلوی پای شهردار ،پسر عمویش و مردی بیکار فرود آمد. روز را هوای بیابانی تمیز سابیده بود، آسمان آبی بود. آبی چشم های انسانی ،در انتظار چیزی که اتفاق بیفتد .دلیلی برای افتادن کلاه مکزیکی در کار نبود . هواپیما یا هلی کوپتری از آن جا نمی گذشت و تعظیلات مذهبی هم نبود.”
داستان ،داستان طنزپردازی نسبتا مشهوری است که دوست دختر ژاپنی اش مدتی است او را ترک کرده است . او شروع می کند برای نوشتن رمان “بارش کلاه مکزیکی” که با نوشتن پاراگراف نخست هجوم خیال و یاد دوست دختر سابقش کلا او را از نوشتن ادامه داستان منصرف می کند چون در ذهنش او را با مرد دیگری تصور می کند . حتی نوشته کوتاه را پاره کرده و به سطل آشغال می اندازد .بقیه داستان بارش کلاه مکزیکی در سطل آشغال اتاق نویسنده می گذرد. حتی تصورات ژامبونی که از گرسنگی به مغز یاس زده اش حمله ور است.
اشاره به جزییات و اصرار بر فهماندن آن نکته به خواننده یکی از مکررات کتاب است . اول کتاب اشاره ریز به اشک چشم نویسنده و اینکه اول کدامین چشم شروع به باریدن می کند. یا اشاره های پیایی به موی معشوقه اش در حالت های مختلف ، خوابیدن موی معشوقه اش هنگامیکه می خوابد یا صبح وقتی شانه می خورد .
خیال نویسنده در به یاد آوردن ریز جزییات رفتار و نحوه آشنایی با دوست ژاپنی اش بسیار زیبا و تعجب آور است.
پرداختن به مسایل روز بدون اینکه توجهی رو جلب کند نکته درخشان کتاب است . مثلا اشاره به بیکاری در آن روزگار آمریکا. یا ماجرای اتیکا ! شورشی که در سال 1971 در زندان اتیکای نیویورک برای بدست آوردن حقوق زندانیان صورت گرفت و چهار روز خونین طول کشید و عاقبت با سرکوب پلیس خاتمه پیدا کرد .شوخی با نورمن میلر پیشگام گزارش نویسی مدرن آمریکا هم در کتاب هست .
ماجرای بارش کلاه مکزیکی در سطل زباله های کاغذی بی توقف جریان دارد و خواننده از آن مطلع می شود.
این کتاب شما را متعجب و حیران خواهد کرد . وقتی دارید فکر می کنید که چرا بارش کلاه مکزیکی باید به شورش همه جانبه در شهر و حتی از بین رفتن فرمانده پلیس ایالتی و یا کشته شدن فرماندار منجر بشود که شخص رییس جمهور امزیکا تصمیم بگیرد در این موضوع دخالت کند تا تبدیل به تراژدی ملی نشده است؟!
. شما هیچ ازدلایل خشم مردم شهر نخواهید فهمید ولی با این حال نخواهید توانست از کتاب دل بکنید. بعضی چیزهایی که زاید به نظرتون می رسد و شما منتظر هستید که تغییرات مهمی در ادامه داستان ایجاد بکند ولی هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد. اصرار بر عدم درک شوخی از طرف نویسنده که موجب تمسخرش در میان مردم می شود در کتاب گوشزد می شود.
یادمان نرود که براتیگان مدتی را در بیمارستان روانی به علت داشتن “جنون پارانوِییدی” گذرانده است. دراین رمان شما با براتیگان تلخ گزنده ای روبرو هستید که به هیچ عنوان با براتیگان سرخوش از زندگی قابل قیاس نیست و شما درک خواهید کرد چرا خودکشی را برای خود برگزید.
بعد از تمام کردن کتاب اولین چیزی که یادم اقتاد شعر “اتاق های دنیا” نوشته مرتضی شاهین نیا ی عزیزم بود.
ادکلن ها و سیگارها
برگ می دهند گلهای آپارتمانی
اتاق من پر از دستمال کاغذی
پر از روزنامه های بو گرفته پر از ترورهای ناموفق
پر از نقشه های روی آب
پر از لکه های خون روی پیراهن یوسف
صدای ماشین می آید، صدای بوش ،صدای تمام مردم دنیا
که در سطل آشغال ، علیه اتاق من تظاهرات می کنند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)