سالهاست فعالین زن تلاش دارند با اطلاع رسانی پی در پی علیه قوانین غیر انسانی و تبعیض آمیز علیه زنان در نظام جمهوری اسلامی ایران مبارزه کنند، قوانینی که بر اساس شریعت اسلام بنا نهاده شده و اختیار و کنترل زن را در دست مرد قرار داده است.در این میان شبکه های اجتماعی به عنوان عنصر غیر قابل انکار اطلاع رسانی در سالهای اخیر نقش تعیین کننده ای در شکل گیری و جهت گیر افکار عمومی داشته اند و گروههای و نهادهای مدافع حقوق زن با طرح مباحث مختلف اقشار مختلف جامعه را به شکستن سکوت دعوت می کنند.

unnamedامروز به نظر می رسد این شبکه ها و گروهها تا حدودی توانسته اند به سوی اهداف خود حرکت کنند چرا که اولین گام در شناساندن حقوق تضییع شده زنان سخن گفتن در نقض این حقوق و دعوت به شکستن قفل سکوت است. تا قبل از شکل گیری گروههای اطلاع رسانی، دولت جمهوری اسلامی در نبود شبکه های اطلاع رسانی تلاش کرده بود حضور زنان را عرصه فعالیت های اجتماعی به صورت عادلانه جلوه دهد و با سر پوش گذاردن بر خشونت های خانگی مانع از آشکار شدن وضعیت زنان از طریق ممانعت ازگردش اطلاعات در میان مردم بشود.

وجود و شکل گیری شبکه های اجتماعی موهبتی بودکه تا حدی فضای سکوت را شکسته و نشان داد که برده داری جنسی منبعث از قوانین اسلامی به شکلی مخوفی حتی زندگی زنان مرکز را متاثر کرده است. اگر مروری کوتاه داشته باشیم بر اتفاقات سال گذشته سه واقعه خبر ساز که تبعیض سیستماتیک علیه زنان را نشان می داد فضای رسانه ای را در مقایس گسترده تحت تاثیر قرار داد. اعدام ریحانه جباری، افشا گری آزاده نامداری از خشونت فیزیکی توسط همسرش فرزاد حسنی و ناکامی نیلوفر اردالان برای حضور در مسابقات فوتبال به دلیل عدم اجازه همسرش برای خروج از کشور هر یک بر وجود بی عدالتی مردسالارانه در سیستم قضایی، نهادهای اجرایی ونهاد قانون گذار صحه گذاشته و واقعیتهای جامعه مردسالار را در پیش روی چشم همگان قرار داد.

اعدام ریحانه نه تنها غیر انسانی بودن قوانین قضایی در اعمال مجازات اعدام به عنوان مجازاتی غیر انسانی را نشان داد در عین حال وجدان عمومی را به شدت تحت تاثیر قرار داد. ریحانه به بالای چوبه دار رفت تا وجدان عمومی را از فساد اخلاقی حاکم بر زندگی نزدیکان به قدرت اگاه کندکه چگونه با استفاده از فضای حاکم امکان سو استفاده جنسی مردی متاهل از دختری 19 ساله را هموار میکند و چگونه مافیای موجود در سیستم قضایی در صورت لزوم جان یک زن را وسیله انتقام از سیستم اطلاع رسانی هر چند ناهماهنگ قرار می دهد.
پس از اعدام ریحانه ماجرای خشونت اعمال شده از سوی فرزاد حسنی همسر سابق آزاده نامداری در شبکه های اجتماعی فضای رسانه ها راشکست و نشان داد که خشونت خیلی بیشتر از آنچه که فکر می کردیم در خانواده ها وجود دارد. این واقعه تلنگری بود برای افشای این حقیقت که امار هولناکی از خشونت خانگی علیه زنان می توانددر کل کشور وجود داشته باشد. امروز اگر زنان مرکز به واسطه دسترسی نسبتا راحت تر به شبکه های اطلاع رسانی قادر هستند و یا اساسا جرات افشای خشونت های خانگی را پیدا می کنند این سوال مطرح می شود به راستی زنان دور از مرکز و زنان حاشیه نشین در چه شرایطی به سر می برند؟[1]

ناکامی نیلوفر اردالان برای حضور در مسابقات فوتبال به دلیل عدم اجازه همسرش برای خروج از کشور در روزهای اخیر تکرار سرنوشت هزارن هزا زنی است که نتیجه سالاها زحمت تلاش و دوندگیشان یک شبه برباد می رود و این اتفاق قوانین غیر انسانی حاکم بر نظام اسلامی را بیش ار پیش اشکار می کند، قوانینی که مفهوم برده داری جنسی را در ذهن متبادر می کندولی به دلیل روزمره شدن آن چشم هایمان را بر روی ان می بندیم. قوانینی که سلب اختیار و راده نیمی از افراد جامعه را نرمالیز کرده و این اراده انها را دراختیار نیم دیگر جامعه قرار می دهد. قوانینی که حق مالکیت زن بر اختیار و راده خویش را نه تنها به رسمیت نمی شناسد بلکه تشخیص مصلحت او را به تفسیر غیر وابسته می کند.

برده جنسی یا شریک زندگی

در اینجا خالی از فایده نمی دانم مفاهیم برده داری را ازنظر بگذرانیم، تا هر چه بیشتر پی به وجود ماهیت برده داری قوانین خانواده در درنهاد قضایی و قانونگذاری جمهوری اسلامی پی ببریم.

برده‌داری یک نظام اقتصادی- اجتماعی است که در آن مفهوم مالکیت بر دارایی شامل مالکیت برانسان نیز هست این بندگی لزوما خارج از اختیار و ارداه بردگان نیست به این معنی که برده گی در بند بودن اختیاری و یا غیر اختیاری یک شخص در دست شخص دیگر است. دو طبقه اصلی این صورت بندی اجتماعی – اقتصادی بردگان و برده داران هستند.
نظر به قوانین اسلامی در مورد وظایف زن و شوهر قانونگذار تصریح می کند که پذیرش ریاست شوهر، تمکین زن نسبت به مرد، تبعیت از مرد در محل اقامتگاه و مسکن، تبعیت از مرد در خروج از منزل و ورود دیگران به منزل، تبعیت از مرد در اصل شاغل بودن و نوع شغل جز وظایف زن نسبت به مرد (شوهر) می باشد و از سویی وظایف مرد در برابر زن را شامل تهیه غذا، پوشاک مسکن،‌ تهیه لوازم منزل، مداوای بیماری زن بر می‌شمرد قانون در مورد وظایف زناشویی و هم‌بستری مرد، نسبت به زن مماشات کرده و بسیار سهلگیرانه عمل میکند است و به عبارت حسن معاشرت اکتفا کرده است. [2]

سوالی که طرح می شود این است که چگونه است که برخی زنان با وجود چنین نظامی می توانند مالکیت اشیا و یا املاک را در مواردی از ان خود کنند و یا امکان ادامه تحصیل برای انها میسر است؟

دکتر اکرم عثمان در بخش سوم از مقاله چگونگی تحول تاریخ در خاور زمین یه نام برده گی « یا شیوهء تولید آسیایی » می گوید [3]:
برده با تعریف لغوی و حقوقی آن در مغرب زمین کسی اسـت که به حرمان کامل از حقوق انسـانی و مدنی محکوم شـده و کاسـت متحجر طبقاتی به او اجازه نمی دهد که طبقه و موقع اجتماعی خود را ترک بگوید، در صورتی که در خاور زمین، به خاطر تشـکیل نیم بند طبقات اجتماعی که مرز های بالنسبه باز طبقاتی از نتایجش بوده، برده گان رفته رفته صاحب قدرت و منزلت می شـدند و حتا در مواردی به سلطنت و امارت می رسـیدند.

بنابراین مسئله این نیست که صدها و یا هزاران زن امکان حرکت، خروج از کشور و یا استفاده از حقوق ذاتی شان را به دلیل عدم مداخله همسران خود پیدا می کنند بلکه مسئله وجود صدها و هزارن زنی است که از حق ذاتی خود محروم می شوند و میلیونها زن که هر آن امکان اعمال اراده در مورد تصمیماتشان وجود دارد، مسئله اساس ناامیدی زنانی است که هر اینه منتظر تغییر شرایط و اعمال چنین واکنشهای از سوی شوهرانشان هستند تا در صورت تشخیص مصلحت بر اساس رای و تفسیر خود مالکیت خود را بر تصمیم و اراده زن اعمال کند.

 

آیا هیچ عذری برای استفاده از قانونی که بر اساس اصول برده داری است قابل پذیرش است؟

اتفاقی از برای نیلوفر اردلان افتاد برخلاف نظر عده ای قلیل که تلاش دارند مسئله را به عنوان موضوعی که در چهارچوب خانواده قابل طرح است بیان کنند یک موضوع صرفا خانوادکی نیست. این اتفاق نشان داد که قوانین و مردهایی که با استفاده از قانون اقدام به سلب اختیار یک انسان می کنند هر یک سهم خود را در چنین اقدام متحجرانه بر عهده دارند. از نظر نگارنده تشکیک در غیر انسانی دانستن بی قید و شرط یک رفتار که منطبق بر اصول برده داری است به بهانه داشتن “سویه های پشت پرده” انهم در یک جامعه مردسالار برای دفاع از “حق مرد ایرانی” اگرهمسویی با این حرکت نباشد سکوت و بی تفاوتی انسانها را به خشونت های خانگی به بهانه “حتما یک چیزی بود” ” موضوع خانوادگی هست به ما مربوط نمیشه” به دنبال دارد.

سویه ها و دلایل ممانعت همسر نیلوفر اردلان هر چه می خواهد باشد هیچ و دقیقا هیچ چیز از قبح این ماجرا کم نمی کند و او را شریک و همسو با سیستمی کرده که این قانون غیر انسانی ، تبعیض امیز و تحقیر امیز را در اختیار او قرار داده است.

بر اساس   اعلامیه جهانی حقوق بشر(1948) تمامی انسان ها نسبت به برخورداری از منزلت و شان ذاتی و حقوق قطعی محروم نشدنی به عنوان بنیان آزادی و عدالت در جهان محق هستند. آزادی جابه جایی (سفر) بخشی از “آزادی بشر” است (ژاگر اسکیولد) که این امر آن را یکی از اساسی ترین حقوق بشر می سازد. ماده 13 اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می کند:
“هر شخصی حق آزادی جابجایی (تردد) و اقامت در مرزهای هر کشور را داراست. هر کسی حق ترک کردن هر کشوری را دارد، شامل کشور خود و بازگشت به کشور خود.”

موجه دانستن سلب اختیار یک زن به بهانه تضمین وظیفه مادری و اساسا قرار دادن حق انتخاب و ارداه یک شخص در تقابل با وظیفه والد بودن ظلمی است نابخشودنی. تعریف و تشخیص وظایف مادری بر اساس سلیقه افراد نیست بلکه عدالت حکم می کند قانونگذار وظایف والدین را عادلانه در خدمت کودک و والدین قرار دهد وهیچ قانون انسانی وظایف والدین را در تقابل با موفقیت و اختیار تصمیم گیری والدین قرار نمی دهد.

شروط ضمن عقد چرا؟

از انجایی کی برچیدن این قوانین ممکن است در آینده نزدیک میسر نباشد جامعه مدنی و فعالان حوضه زنان اعم از زنان و مردان آزاده تلاش دارند تا موضوع شروط ضمن عقد را برای ناکارامد کردن این قوانین غیر انسانی به عنوان راه حللی بسیار مناسب به جامعه معرفی کنند.

شروط ضمن عقد با اندکی گسترده کردن اختیارات زن در خانواده می تواند اقدامی موقتی و کمکی باشد برای نزدیک تر شدن چارچوب نابرابر کنونی خانواده به برابری [4] و از بروز مشکلاتی که شاهد بودیم خواهد کاست این کار همدلی و همکاری مردان آزاده را می طلبد با رد چنین اختیاری که قانون به نا حق در اختیار انها قرار داده است دست رد بر سینه نظام برده داری جنسی بزنند و این سیستم را ناکارامد کنند.


 

[1]سلمان ستوده، ریحانه جباری قربانی نگاه سیاسی به یک پرونده اجتماعیhttp://tinyurl.com/oa6hwf9
[2]استفتاعات آیت الله بهجت حقوق متقابل زن و شوهرhttp://tinyurl.com/qysw9op
[3]اکرم عثمان چگونگی تحول تاریخ در خاور زمین بخش سـوم برده گی « یا شیوهء تولید آسیایی » http://tinyurl.com/p7q9f2t
[4]همسری http://hamsari.net/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)