جامعه مدنی و جامعه زدنی(2)چیستی جامعه زدنی؟
شناخت«جامعه زدنی»کمی پیچیده تر است و گاهی به جای«جامعه مدنی»آدمی را به اشتباه می اندازد!
درصورت شناخت صحیح و درست،جمع بندی ازارائه«جامعه مدنی»سهل وساده می شود.
واکنش غیرعقلانی به کُنش ها،ماهیت و چیستی«جامعه زدنی»ست!
«جامعه زدنی»همان عکس العمل نامطلوب ما به پدیده هاست.
مطلوب و نامطلوب ازادراکات ما تحصیل می شود.
ادراکات ما یا عقلانی ست یا احساسی.
عقلانی،همان تاخیرفکراست.
احساسی،همان سرعت فکراست!
هراحساسی ممکن است عقلانی هم باشد؛ولی آیاهرادراک عقلی،عقلانی ست؟
مجموعه ادراکات به ماشناخت می دهد.
این شناخت،جهان بینی ماراشکل وسپس،برای ماتدبیرتولیدمی کند.
راه های بسیاری تدبیرودرجامعه تکثیروتوزیع می شود.و به میزان فهم،واکنش های ما را می سازد.
فریب های ادراکات عقلانی،رفتن به سمت کُنش های نامطلوب است.
فریب های عقلانی،پیچیده و گاه گمراه کننده،وبوجود آورنده چالش های بسیاری ست که تدبیرهای نادرست نیزازهمان فریب ها سرچمشه دارد!
جامعه نامطلوب،جامعه زدنی ست.
چه چیزمطلوب،وچه جیزنامطلوب است؟چگونه چیزی مطلوب و چگونه نامطلوب تصورمی شود؟
عکس العمل هابه کُنش هامتفاوت است،که ازشناخت حاصل شده است.
مواجهات دیداری(انسانی وغیرانسانی،جانداروبی جان)ودریافت های شنیداری، ادراکات مارابه فعل می برد.
فعل همان عملی ست که ازماسرمی زندواز عرصه تصور و خیال وعدم خارج،وبه مرحله وجودوحرکت راه پیدامی کند.
درمحیط پراکنده شده،ودرمقابل،واکنش هایی متقابلن تولیدمی شود.
مجموعه آنها،«فرهنگ»،«آداب ورسوم»،و«تابو»هارامی سازدوبه ثبت می رسد.که به آن«تمدن»و«تجدد»می گویند.
تدبیربرای زندگی،ازهمین جا آغازشده است.
تابعد…ادامه دارد….
*درحاشیه:
«احمدسلامتیان»نماینده دوره اول مجلس درنطق خوددرمیان نمایندگان،گفته است:
«یک عده چماق بدست،با فریاد مرگ بر«بنی صدر»و درود بر«بهشتی»،به من می گفتندکه بگو درود بر بهشتی.
بخدا ذره ذره وجود من خواهدگفت:مرگ بر استبداد»
«احمد سلامتیان»سپس با نشان دادن لباس نیمه پاره خود،هم چنین گفته است:
«این است باقیمانده یک لباس نماینده مجلس!
و ادامه می دهد:
«من نامه سرگشاده ای نوشته ام به آقایان دکتربهشتی،هاشمی رفسنجانی، رجایی ومهدوکنی،مسئولین ذی اختیارجمهوری اسلامی.وقت نیست،که من همه نامه را بخوانم،ولی نامه رامی دهم به مطبوعات وخواهش می کنم ازمسئولین این جمهوری،اگرنمی خواهیداستبدادسیاسی دراین ممکلت مستقرشود،که نوبت خودتان هم بعدافرامی رسد،چون اول ازشماشروع نمی کنند،ماکه رفتیم نوبت شما هم خواهدرسید».(روزنامه انقلاب اسلامی،12فروردین1360)
حمله فیزیکی به اشخاص،مراسم سیاسی ومراکزمطبوعاتی،قریب یکصدسال است(به اندازه قدمت مشروطیت درایران) همچنان دراین کشورادامه دارد.شیوه ای که رکن اصلی«جامعه زدنی»محسوب می شود. نشانه این است که درنهادینه کردن تربیت«گفتمان»درجازده ایم!
علت آن هم این است که نهادهای قدرت برآمده از نهادهای دمکراتیک نبوده است!
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)24شهریور1394
**بعداز تحریر:
شاید بتوان گفت:اداره جامعه توسط حاکمان ج.ا،شیوه منحصربفردی ست که در هیج جای روی زمین آنراقبلن تجربه نکرده ایم!
می گویندطلاب حوزه های علمیه دینی درپای درس اساتیدخود،اولین کلمه ای که می آموزند،حرف«ضرب»به معنی«زدن»است!
هم چنین به آنهاآموزش می دهندکه:«نظم دربی نظمی»ست!
ازهمین روست که ازسوراخ تنگ سوزن آنهاگاهی باغ وحشی از حیوانات خارج می شودوگاه یک مورچه هم توان خارج شدن راندارد!
«نصربالرعب»آموزه دیگری ست که یادمی گیرند.یعنی،چون مردم راگوسفندفرض می کنند که به چوپان احتیاج دارند تاتوسط گرگ دریده نشوند،این است که باضرب زور، اجباروقوانین سلبی،کوشش می کنندتامردم به قعرجهنم نیفتند!!
درخبرهاآمده بودکه برخی اعضای سپاه پاسداران(لباس مشکی های سپاه ثارالله)یکدست لباس سیاه می پوشند!
سیاه جامه گانی که باقلب سیاه می خواهندمردم راازظلمات به نورببرند!!
اگرقلب سیاه نباشد،دیگردرجامعه مدنی نیازی به این شیوه هانیست!
دلیلش این است که:مقتداهای دینی آنان مثل «مصباح یزدی»اعتقاد دارد که:
«اگر تحقق اهداف اسلامی بجز از راه خشونت میسرنباشد،این کارضروریست»(نقل از:روزنامه صبح امروز،17خرداد1373)یاسلف وی«ابوالقاسم خزعلی»فتوابه ریختن خون می دهدومی گوید:«بچه راگمراه کرده اند،خیال کرده می تواندهردینی راانتخاب کند،ازهمه علمابپرسنداگریک کلمه راجع به پیغمبربگوئیدخاتم النبیین نبود،خونت واجب است ریخته شود».(نقل از:روزنامه خرداد25خرداد1373).
وجه غالب اداره کننده گان اصلی جامعه ایرانی چنین تفکری رادارد.بااین احتساب «حق الناس»چه معناومفهومی دارد؟!
کدام«حق الناس»ی اجازه داده است که با«شنود»فردی را ازهمه حقوق شهروندی محروم کنید وخسارات مادی فراوانی به وی تحمیل و ازشغل و امرارمعاش محروم کنید!؟
«حق الناس»،«حقوق شهروندی»و«حقوق بشر»کلمات هم معنی،مترادف و مشابهی ست که باانواع مِتُدهای قانونی،فراقانونی،دینی و«تابو»هاضایع می شود. وخیلی هادرخیلی جاهایااصلن متوجه نیستند،یابخاطرضایع نشدن دیگرحقوق(آنهم حقوق ابتدایی واولیه)ازآنصرف نظرکرده وکوتاه می آیند!
25مرداد1394

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)