در بخش پیش به وقایع مهمی که از سال‌های ۷۰۰ پیش از میلاد به‌بعد روی داد اشاره نمودم. فراز و فرود آشوریان؛ نخستین امپراتوری ژاپن، نقشه‌های جغرافیایی حک‌شده بر گِل پخته، ضرب سکه، تمدن خیره‌کننده اتروسک، قوانین دراکو، اولین سفر دریایی دور آفریقا، همچنین جهان یونانی رومی، سَکاها و مشخصاً کوچ‌نشینان ایرانی تبار مورد بحث قرار گرفت.
در این قسمت به اسپارت و جنگ و جدالهایی که با آتن داشت، به کوروش و داریوش، جمهوری روم و دیگر وقایع مربوط به سده ششم و پنجم پیش از میلاد اشاره خواهم نمود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
جنگ اسپارت و آتن
اسپارت؛ در منتهای جنوبی شبه‌جزیرهٔ موره در یونان قرار داشت اما اهالی آن نسبت به دیگر مردمانی که در یونان می‌زیستند ویژه بودند. برای مثال معتقد بودند کودکان تنها متعلق به والدین نبوده و سرمایهٔ کشورند به همین سبب حق تربیت کودک بجای پدر و مادر برعهدهٔ جامعه است. بعد از تولد، کودک به نزد انجمن ویژه‌ای برده می‌شد و بزرگ اسپارت‌ها تنها در صورت تأئید قدرت و سلامت طفل اجازهٔ پرورش وی را می‌داد. در غیر اینصورت باید حذف می‌شدند. بنا بر رسم نا‌پسندی که بین‌ اسپارتیان رایج شده بود، کودکان علیل و ناتوان خود را از پرتگاهی که نزدیک شهر واقع بود به پائین پرتاب می‌کردند.

پسران از سن ۷ سالگی از والدین جدا شده و در اختیار گروه تربیت قرار می‌گرفتند. هدف اصلی این گروه دادن تمرین‌های نظامی و جنگی و پرورش سربازان ورزیده بود. این سیستم پرورشی بطور کامل کودکان را تحت نظر داشت و در صورت تخلف از اجرای اوامر، آنان تنبیه می‌شدند.
در آموزش و پرورش اسپارتی رسم بر این بود که در طی مدت تعلیم کودکان غالباً بطور برهنه زندگی کنند. این موضوع باعث شد که نخست در اسپارت و سپس در یونان، همجنس‌گرایی باب شود.
در مورد دختران بیشترین نکته‌ای که به آن توجه می‌شد پرورش زنان سالم به منظور زایمان سرباز سالم بود.

میان اسپارت و آتن از دیرباز جنگ ادامه داشت. کُشت و کشتاری که به تمام صفحات یونانی‌نشین آن روزگار، یعنی از سواحل آسیای صغیر و تراکیه (ترکیه) گرفته تا قبرس و ایتالیا و… سرایت کرد و نتایج مصیبت بار آن به تخریب آتن و انحطاط تمدن آن انجامید.
اشاره من به جنگ پلوپونزوس Peloponnesian War است.

جنگجویان آتنی و اسپارتی، سرزمین‌های طرف مقابل را خراب می‌کردند بدون آنکه به نتیجه ٔ قطعی برسند.
هیچ کدام از آنها قادر به حذف دیگری نبود و در نتیجه با هم کنار آمدند اما بعد از شش سال دوباره آتش جنگ بین آنان شعله ور شد.
نیروی دریایی آتن به جزیره سیسیل حمله کرد، امّا اسپارتیان که از پشتیبانی داریوش دوم هخامنشی برخوردار بودند سپاهیان آتنی را شکست سختی دادند. (۴۰۴ پیش از میلاد)
آتن وادار شد کلیه شرایط مهاجمان اسپارتی و متحدین آنها را بپذیرد. از جمله؛ حصارهای خود را ویران کند، دموکراسی نیم‌بندی را که داشت کنار بگذارد و برای بازگرداندن اولیگارشهای تبعید شده (نخبگان خواهان قدرت) اقدام نماید.
اولیگارشهای تبعید شده بازگشتند و برای آتن یک شورای سی نفری تشکیل دادند که نقطه شروع حکومت جباران سی گانه Thirty Tyrants و انحطاط آتن بود.
سقراط و افلاطون در مورد این تشنگان قدرت اشاراتی کرده‌ و به عملکردشان معترض بودند که شرح آن موضوع این بحث نیست.
جباران سی گانه گروهی از بهترین آتنینان را به‌قتل رساندند.

برای مطالعه ادامه مقاله (و چکیده انگلیسی آن) روی عکس زیر کلیک کنید:

http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=305

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در همین زمینه
تاریخ جهان دادگاه جهان است
http://www.hamneshinbahar.net/index.php?page=history
بخش‌های دیگر
«تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک»
http://www.hamneshinbahar.net/index.php?page=otherm

سایت همنشین بهار
http://www.hamneshinbahar.net

hamneshine_bahar@yahoo.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)