بايد پرسيد، چگونه جشنواره بين اللملي معتبر،  جشنواره اي كه جايگاه مهمي براي اكران فيلم هاي مستقل و غير وابسته بوده،  توسط رژيمي كه جنايات متعدي عليه شهروندانش در داخل و خارچ از كشور مرتكب شده، ربوده شده است‪؟ ‬
 
جاي دلتنگي وتاسف است، شهري كه روزگاري خانه زيبا كاظمي خبرنگار عكاس شجاع مونترالي بود، ميزبان كشوريست كه او را زنداني، شكنجه و بقتل رسانده. مونترال شهري كه در دوازده سال گذشته پايگاه مبارزه و تلاش براي عدالت خواهي پرونده زيبا كاظمي عليه جمهوري اسلامي ايران نيز بوده است. 

پنجشنبه ٢٧ اوت ٢٠١٥، به رهبري آقاي سرژ لوزيك جشنواره بين المللي فيلم مونترال با فيلم ايراني بنام “محمد” افتتاح مي شود؛ فيلمي كه هزينه آن صد در صد توسط جمهوري اسلامي ايران تامين شده،  فيلمي با حمايت مستقم “مقام معظم رهبري” ايت الله خامنه اي.

آقاي لوزيك اين فيلم را زماني حمايت و تجليل مي كند، كه در سراسر جهان ايرانيان در جدال با فراموشي  بيست و هفت مين سالگرد كشتار زندانيان سياسي در سال ٦٧ راهمراه با سمينارهاي مختلف، برنامه هاي فرهنگي و هنري   برگزار مي كنند. تابستاني كه بيش از ٥ هزار زنداني سياسي بدستور مستقيم آيت الله خميني اعدام شدند. در عين حال  چطور مي توان طغيان و شورش ٢٠٠٩ را فراموش كرد، دوراني كه هزاران هزار تظاهر كننده، جوان و پير در خيابانها مورد هجوم و حمله وحشيانه پاسدارن رژيم قرار گرفتند. بسياري در خيابانها بقتل رسيده و بشمار زنداني و شكنجه شدند، با دستور مقام اعظم ايت الله خامنه اي و دوست نزديك آقاي مجيد مجيدي كارگران فيلم محمد.

با به قدرت رسيدن  جمهوري اسلامي هنرمندان از هيچ گونه امنيتي برخوردار نبودند؛ رژيمي كه تحمل هيچ صداي مخالفي را نداشته و ندارد و با چهارچوبهاي  بسيارتنگ و سانسورهاي بيرحمانه راه نفس كشيدن را براي هر ابراز هنري تنگ كرده. فيلمساز و نمايشنامه نويس نابغه اي مانند بهرام بيضايي در همه اين سالها از آنجاي كه تن به سانسور نداد، براي ساختن فيلم هايش از دريافت هرگونه بودجه اي محروم بوده،  جعفر پناهي فيلمساز با استعداد ايراني كه رژيم او را بيست سال از فيلم ساختن و يا هر كاري در رابطه با سينما محروم كرده است.
در چنين شرايت و اوضاعي شاهد حضور فيلمساز محبوب ايت الله خامنه اي و فيلمش بعنوان سفير فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در مونترال هستيم.

 با وجود گزارشات متعدد درباره نقض حقوق بشر در ايران در ٣٧ سال گذشته، چگونه مي توان كارنامه خشن  سركوب و سانسور رژيم ايران را ناديده گرفت.

چه تلخ و دردناك است تحمل حضور اين سبعيت فرهنگي. وحشيگري كه كشور مان را به بدبختي كشانده و در تلاش براي ريشه دواندن در هر آنجا كه راهي پيدا كند.
چگونه مي توان سكوت كرد؟

در آخر شايد جمله اي از مارتين لوتركينگ پايان مناسبي باشد : “زندگيمان روزي به پايان ميرسد كه در مقابل ابراز حرفهاي كه اهميت دارند، سكوت را پيشه كنيم.”

٢٣ اوت ٢٠١٥
ترجمه ازاد از متن انگليسي كه در اعتراض به فيلم افتتاحيه جشنواره فيلم مونترال نوشته بودم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)