“پوزش مى خواهم از همه ى کسانى که در عشق من غرق شده اند و یامن غرق شان کرده ام ”
این آخرین جمله ى نوشته شده در صفحه ى فیس بوکِ شاعر جوان (اسرار حامد مقتدر)است که در تاریخ ٢٠مرداد در مزار شریف به زندگى خود خاتمه داد.او زمانِ مرگش را در صفحه ایى اجتماعى به اشتراک گذاشت تا آخرین لایک ها و share کردن ها ،نثارِ روحِ پاکش شود و به بدین سان دنیاى مجازى را به دنیاى پس از مرگ پیوند زند.
شبکه هاى اجتماعى لبریز است از آدمهاى غمگین و یا شاد که تمام روز و حتى شب ،دارند خودشان را فریاد مى زنند و ما سخاوتمندانه آنها را لایک یا follow مى کنیم و به ساده ترین شکل ممکن آنها را تأیید یا رد مى کنیم یا شاید بهتر است بگوئیم که ما داریم با این کارمان ،آدمهاى جدید با نیازهاى جدیدى مى سازیم.آدمهایى که با یک click کردن به هزاران آدم دیگر مرتبط مى شوند اما هرگز احساس تنهایى شان پایان ندارد.استفاده از شبکه هاى اجتماعى ،فرصت هاى بى نظیرى را نصیب ما کرده است که شاید تصورش تنها در کتاب هاى تخیلى-علمى امکان وجود داشت. این شبکه ها در کنارِ نوآورى هاى فوق العاده شان بخشِ مهمى از زندگى انسانها را هدایت و کنترل مى کنند.مانند تمامِ اختراعات بشرى ،مغز انسان ،نیاز به شرایط و فرصتى دارد که خود را با موقعیت جدید سازگار کند.گرچه توانایى هاى مغز انسان بسیار گسترده و قدرتِ انطباق آن ،مثال زدنى ست ،اما روش و میزانِ سازگاى براى همه ى انسانها به یک اندازه نیست .
درواقع تفاوت هاى رفتارى انسانهاست که زندگى را زیبا و هیجان انگیز مى کند،اتفاقى که در شبکه هاى اجتماعى رخ میدهد ،منجر به کاهشِ تفاوت هاى رفتارى انسانها مى شود و رفتارهاى ماشین وارى در انسانها ایجاد مى کند که نه به وسیله ى تحریکات واقعىِ محیط طبیعى ،بلکه به وسیله ى فرمان هایى که توسطِ alarm,light,sounds ها ازشبکه ها إرسال مى شوند،شکل مى گیرد.
مفهومِ مقایسه که عنصر کلیدى در تعریف پدیده هاست ،به موضوعِ ساده ى online-offline تبدیل شده و موقعیتِ وجودى انسانها را به دو حالتِ وجود دارد،وجود نداردِ مجازى خلاصه و محدود مى کند.گویى آدمها در دنیاى واقعى هر اندازه تلاش کنند به اندازه ى روشن شدن چراغِ آنلاین شان دیده نمى شوند.جذابیت هاى دیدارى و حضورِ همیشگى و متنوع این شبکه ها،رفتارها و زندگى فردى ما را در کنترل درمیاورند و روابط اجتماعى ما را در قالب like ها یا dislike ها ى دیگران شکل میدهند .روابطى که در فقدانِ عمق و شناختِ آگاهانه مى تواند به بازتولیدِ روابطِ مکانیکى منجرشود که در آن ،اخلاق و دانش و ویژگى هاى شخصیتى ما بوسیله ، لایک ها و کامنت ها شکل مى گیرد یا درتودرتوى حجیمِ اخبار و داده هاى تازه ،سرگشته و گم و گورِ مى شود،درحالیکه زمان، بهترین بسترِ براى تعیین میزانِ روایى عقاید مى باشد ،به دلیل سرعت زیادِ به روز شدن اطلاعات جدید،یا همان عقاید،هیچ ایده ایى فرصت به بار نشستن را نمى یابد و میوه ى دانایى قبل از رسیده شدن در تند باد اطلاعات جدید ،از شاخه جدا مى شود.
نیاز بشر به دنیاى مجازى یک نیاز واقعى ست و دانش روان شناختى سایبرىِ ما حتى از دانش روان شناسى مان هم کمتر است،نحوه ى استفاده ى انسانها از دنیاى مجازى بایستی که از حالت مرگ و زندگى (آنلاین-آفلاین )فاصله بگیرد و بر اساس برآیندى واقعى از توانایى ها و تفاوت هاى فردى آنها ،با زندگى شان منطبق شود.وضعیت آنلاین باید قادر باشد براى انسانها به اندازه ى مفهوم زنده بودن ، تنوعِ رفتارى ایجاد کند .شبکه هاى مجازى اگر به ابزارى براى کنترل و هدایتِ باورها،ترس ها و رفتارهاى آدمها تبدیل شوند،هویت آنها را در دو موقعیت مجازى آنلاین -آفلاین تعریف کرده و تقلیل خواهند داد، در آن صورت است که مى توانند ما را افسرده و دلمرده نموده و با یک دلبستگى معتادوار ،به اعماق سیاه چاله ایى هدایت کنند که در آن مانند مترسک هایى پوشالى در مزارع خشک و بى حاصل مجازى ،خواهیم ایستاد و احساسات مان را باید به وسیله ى صورتک ها و استیکرها براى یکدیگر تعریف خواهیم کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)