بوئتیوس در بارۀ ازلیتِ خدا می گوید که «در اختیار داشتن همزمان و کاملِ حیاتِ نامتناهی است». این سخن وی به اعتباری، حداقل قائل شدن به دو نظر است؛ اول، عامل همزمانی برای خدا، دوم عامل فراتر از زمان بودن(کاملیت) برای خدا. این بدان معناست که خدا حیات نامتناهی را داراست(ازلیت)، اما همزمان و کامل؛ یعنی خدا هم همزمان و همراه زمان است و هم از طریق مفهوم کاملیت، فراتر از زمان و مسلط بر زمان است(توجه شود که کاملیت برای خدا مطلق است، چون خدا مطلق است؛ پس کاملیت مطلق، خود به خود، مسلط بر زمان است). این سخن بوئتیوس، خدا را به طور همزمان و مسلط بر زمان نشان می دهد. اما از این حرف ها چه فهم کاربردی می توان داشت؟ اینکه خدا همزمان و مسلط بر زمان است، وجود خدا را در تاریخ(همزمان) و وجود او را فراتر از تاریخ(مسلط بر زمان)، نشان می دهد. اما بوئتیوس حرفهای دیگری نیز دارد:« دراختیار داشتن »؛ نسبت خدا با این وضعیت، به اختیار اوست؛ یعنی اختیار داشتن چنین وضعیتی از بیرون از او نیست بلکه بازگشت آنها به ذات او و طبعا به اختیار اوست.

300px-Boethius_initial_consolation_philosophy*

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)