مقایسه وضعیت کنونی در هند ، آمریکا و آفریقای جنوبی سه کشوری که راه صلح و بخشش را برای تغییرو مبارزه انتخا ب کردند با چین، ویتنام، ایران، الجزایر، زیمبابوئه، آنگولا، نیکاراگوئه و کوبا که همگی راه خشونت انقلابی و انتقام را برگزیدند به روشنی نشان میدهد که کدام روش به سرنوشت بهتر و آرمانی تری برای تحولات اجتماعی منجر میشود و باید مورد توجه آزادیخواهان عدالتجوی جهان به عنوان الگوی مبارزاتی قرار گیرد .

     مجازات یا بخشش ؟

    ماندلا با نگاهی عمیق به تجربیات گاندی و کینگ ، اصل را بر بخشش نژاد پرستان  گذاشته بود. در حالیکه همه آفریقا به کشور افریقای جنوبی به سان یک جبهه جنگ سیاه و سفید مینگریستند  و در طول همه سالهای مبارزه آماده روز انتقام از نژادپرستان بودند ، وقایع سال ۱۹۹۴ در آن کشور راه دیگری را پیمود که کمتر کسی بجز ماندلا انتظار آن را داشت. در طول تمام ۲۶ سالی که ماندلا از درون زندان جنبش را به وسیله حزب کنگره ملی اداره میکرد به فکر هنری بود که باید در حرکت آخر ارائه دهد و آن چیزی نبود جز بخشش. او وقتی از زندان آزاد شد با اعلام پیام بخشش به عوض انتقام، دور باطل خشونت را در آن منطقه از جهان شکست و اینگونه هم نژاد پرستان را برای همیشه شرمسار کرد و هم درس بزرگی به همه جهانیان داد که از یاد نبرند بخشیدن گناهکاران تا چه اندازه میتواند آرامش را به ارمغان بیاورد.

      ماندلا به خوبی میدانست که بخشش نه آسان است و نه یک معنی مطلق. کسی که بخشیده میشود باید از عمل خود ابراز ندامت کرده باشد و شرایطی باید ایجاد شود که بار دیگر برای تکرار آنچه کرده است موقعیتی نداشته باشد. بخشش بسیار سخت است چون با طبیعت بدن انسان سازگاری ندارد. ولی بخشش درست همان چیزی است که روح انسان برای رهایی خود نیاز دارد تا بتواند از خشونت خود را دور نگه دارد. برای اینکه بتوان دیگران را بخشید باید آ ن را مدام تمرین کرد تا آنجا که قبول آن برای بدن عادی و سازگار شود. چنانکه برای یافتن مهارتهای ورزشی نیز تمرین وتلاش سخت لازم است تا بدن بتواند آن توان لازم را برای  شرکت در در یک مسابقه پیدا کند که به پیروزی در آن نیاز دارد.

       وقتی پیروزی حاصل شد و آپارتاید با همه زشتیهایش از صفحه روزگار محو گردید و به تاریخ پیوست، اولین اقدام ماندلای به قدرت رسیده شریک کردن سفید پوستان در قدرت و تضمین مال و جان آنها بود. او در جواب برخی معترضان این سیاست خود که او را متهم به سازشکاری میکردند، گفت : ” ما حق خودمان را میخواهیم ، اما نمیخواهیم و نباید حق آنان را سلب کنیم . ” ، او از همه سیاه پوستان آفریقای جنوبی خواست تا نژاد پرستان را ببخشند . اما بسیاری از مردم و رهبران سیاهپوست میگفتند که” دکلرک ” آخرین رهبر رژیم آپارتاید باید ابتدا بخاطر نژاد پرستی خود عذر خواهی کند ، درحالی که دکلرک ابداٌ تمایلی به این کار نداشت.

      سایر رهبران حزب کنگره  ملی عقیده داشتند که هیچکس نمیتواند از طرف قربانیان دیگران را ببخشد ، قربانیان هستند که باید  خود جنایتکاران را ببخشند . آنان اضافه میکردند هیج بخششی نباید بدون افشای کامل هر آنچه اتفاق افتاده و دانستن اینکه چه کسی عامل آن بوده ، صورت بگیرد. اول باید معلوم شود هرکسی چه کاری کرده است و کسانی که دست به جنایت زده اند پیش از بخشیده شدن باید تقاضای بخشش بکنند. ماندلا نیز از این جهت تا حدودی به آنها حق میداد و میگفت که میداند که زخم وارد شده از آپارتاید بر پیکر آنها تا چه حد عمیق و دردناک است  اما از آنها میخواست که بزرگوارانه ببخشند و از این طریق صلح و  آشتی را به  جامعه  خود تقدیم کنند . او شرط خوشبختی و ایجاد یک جامعه پر از مهر و صفا را امنیت و آسایش برای سفید پوستان در کنار سیاه پوستان میدانست که بدون بخشش میسر نمیشد.

      سرانجام پس از اینکه اسقف سیاه پوست و فعال مبارزات ضد نژادپرستی “دزموند توتو” اعلام کرد که بدون عذر خواهی دکلرک را بخشیده است ، دکلرک که  خود و خانواده اش همیشه طرفداران پر و پا قرص آپارتاید بودند، چنان شرمنده شد که آمد و رسماٌ به خاطر جانبداری  از نژادپرستی خطاب به همه جهان که آن را لکه ننگی بر دامان خود میدانستند و به خصوص از سیاه پوستان آفریقای جنوبی، عذر خواهی کرد.

       چنان بخشش بزرگوارانه و چنین عذرخواهی فروتنانه ای بود که باعث شد کشور آفریقای جنوبی منزلت بسیار والائی در جامعه جهانی بیابد و دنیا به جای دیدن صحنه های کشت و کشتار مورد انتظارش مردمی را ببیند که در حال انجام رقصهای شاد با لباسهای رنگی زیبا به پای صندوقهای رای رفتند تا به دور از هرگونه خونریزی، قاطعانه و بدون هیچ کم وکاستی حق خودشان را باز ستانند.

   هرچند در لابلای انجام این سه مبارزه بدون خشونت، در طی سالهای پس از جنگ دوم جهانی، خشونتهای زیادی به وقوع پیوست و انقلابیونی دیگر باز هم به همان روش اسپارتاکوسی برای نابودی ستمگران تلاش کردند و به نتیجه رسیدند ،اما مقایسه وضعیت کنونی در هند ، آمریکا و آفریقای جنوبی سه کشوری که راه صلح و بخشش را برای تغییرو مبارزه انتخا ب کردند با چین، ویتنام، ایران، الجزایر، زیمبابوئه، آنگولا، نیکاراگوئه و کوبا که همگی راه خشونت انقلابی و انتقام را برگزیدند به روشنی نشان میدهد که کدام روش به سرنوشت بهتر و آرمانی تری برای تحولات اجتماعی منجر میشود و باید مورد توجه آزادیخواهان عدالتجوی جهان به عنوان الگوی مبارزاتی قرار گیرد .

 ( پایان )

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)