یادی از پدر چاى ايران

شازده محمد ميرزا كاشف السلطنه (پسر ارشد شازده اسدالله ميرزا نايب الاياله ، نوه شازده مشهور به نام سيف الملوك ميرزا به عنوان داماد وليعهد شازده عباس ميرزا نايب السلطنه و پسر ارشد شازده عليشاه ظل السلطان ، نتيجه شازده عليشاه ظل السلطان ، نبيره فتحعليشاه قاجار)

10985656_869871606405748_7024199707880655979_n

شادروان شازده محمد ميرزا كاشف السلطنه مشهور به چايكار در شهر تربت حيدريه (جايگاه اصلى خاندان جد بزرگ من: “قرايى” و “قهرمان”) به تاريخ ١٢٤٤ شمسى به دنيا آمد. او پسر ارشد شازده اسدالله ميرزا نايب الاياله بود كه حكومت شهر تربت حيدريه را به دست داشت و در نهايت ، به خاطر شورش مشهور پدر بزرگش ، شازده عليشاه ظل السلطان و نيز شورش مشكوك نسبت شده به پدرش ، شازده سيف الملوك ميرزا توسط درباريان دارالسلطنه طهران مورد سوء ظن قرار گرفته و با دستور شاهانه ناصرالدين شاه قاجار ، از شهر تربت حيدريه به تهران احضار شده و سپس در منزل واقع در ارگ – جوار گلخانه كاخ گلستان – تحت نظر به حالت زندان سكونت يافته است تا آن كه درگذشت. بعد از مرگ پدرش ، شازده محمد ميرزا كاشف السلطنه پس از اتمام دروس سرخانه ، وارد دارالفنون شده و به فراگيرى علوم جديد و زبان فرانسه پرداخت و سپس به استخدام وزارتخانه امور خارجه درآمد و به شهر پاريس فرانسه رفت و همانند اغلب شاهزادگان خاندان “ظلى” بر زبان فرانسه كاملا مسلط بود لذا مدرك ليسانس حقوق را از دانشگاه مشهور سوربن گرفت كه جزو اولين گروه ايرانيان تحصيل كرده با مدرك دانشگاهى صادره از دانشگاههاى غربى محسوب مى شود.

10614360_869872363072339_875105771582475187_n

او طى سفر سوم ناصرالدين شاه قاجار به اروپا ، دعوت پادشاه ايران را كه ديد خوبى نسبت به خاندان مشهور “ظلى” را نداشت ، پذيرفت و با او و همراهان سلطنتى به تهران برگشت. اما بعد از مدتى ، به خاطر شورش شازده مؤيد الدوله (پسر شازده مشهور و فاتح هرات افغانستان امروزى به نام شازده سلطان مراد حسام السلطنه) در شهر تربت حيدريه بلافاصله توسط ناصرالدين شاه قاجار مورد سوء ظن قرار گرفت لذا به ناچار رو به فرار به قلمرو امپراتورى تزار روسيه شد و از آنجا ، به سرزمين عثمانى و سپس شهر پاريس فرانسه رفت و در آنجا تا زمان قتل ناصرالدين شاه قاجار به دست ميرزا رضا كرمانى ماند.

11760072_10153494666648622_7428240506529247713_n

در دوران سلطنت مظفرالدين شاه قاجار ، شازده محمد ميرزا كاشف السلطنه توسط صدر اعظم ايران به نام ميرزا محسن خان مشيرالدوله به سمت سركنسول در كشور هند منصوب شد. لذا او دوباره از محل تبعيدگاه ، شهر پاريس بيرون آمد و از بغداد و بوشهر عبور كرده و به شهر بمبئى (مركز ايرانيان زردشتيان و اسماعيليان به رهبرى آقا خان سوم) كه ساختمان كنسول ايران در آنجا مستقر بود ، رفت. پس از مدتى اقامت در شهر بمبئى ، به مكان اقامتگاه تابستانى مخصوص نمايندگان سياسى كشورهاى مختلف دنيا كه داراى روابط ديپلماتيكى با امپراتورى بريتانياى ويكتوريا و كشور هند بودند ، سرى زد كه در آنجا ، با نحوه كشت چاى آشنا شد و يك ذهن بديع به نظرش رسيده كه صنعت چاى در وطن خويش را ترويج بدهد. اين قصد شازده محمد ميرزا كاشف السلطنه با توجه به آن روزگار واقعا شاهكار بود زيرا صنعت چاى شديدا انحصارى بود و در دست انگليسيها بود كه از جانب ملكه كبير ويكتوريا از انگلستان به هند فرستاده مى شدند جهت اداره صنعت عظيم و پر سود چاى. لذا شازده محمد ميرزا كاشف السلطنه به ناچار هويت ايرانى خويش را پنهان كرده و به خاطر تسلط عالى بر زبان فرانسه كه داشت ، خود را يك تاجر فرانسوى به صاحبان صنعت چاى معرفى مى كرد و بعد از شركت در يك موسسه مخصوص چاى زير نظر انگليسيها ، به تحصيل پرداخت و در نهايت ، موفق به دريافت يك گواهينامه شد و مقدارى تخم چاى را به همراهى با چهار هزار گلدان چاى ، قهوه ، انواع تخم گياهان مانند: كنف ، دارچين ، فلفل ، ميخك ، هل ، انبه ، گنه گنه ، كافور و ريشه زردچوبه و زنجبيل و غيره به ايران آورد آنهم با مكافات و دردسرى زيادى به تاريخ سال ١٢٨٥ شمسى (كه مى شود صد و ده سال پيش). مظفرالدين شاه قاجار به نيت قدردانى ، امتياز چاى را به شازده ميرزا محمد كاشف السلطنه واگذار كرد و او به عنوان پدر چاى ايران خالصانه و با حوصله زياد نحوه واداشت و كشت ، چيدن و خشك كردن چاى را به مردمان گيلان از جمله لاهيجان آموزش داد. او علاوه بر چاى ، نيز تخم ابريشم و بذر برنج را نيز وارد ايران كرد بعد از بازديد از كشورهاى چين و ژاپن.

11817064_10153494659458622_1286953114244836951_n

از ساير خدمات مهم شازده ميرزا محمد كاشف السلطنه ، شهردارى تهران مى باشد. او به عنوان اولين شخص انتخاب شده توسط نمايندگان اولين دوره مجلس شوراى ملى مامور راه اندازى يك سازمان جديدى به نام ” بلديه طهران ” شد و در اين زمينه ، اولين كتابچه قانون بلديه را نوشت لذا او را به عنوان اولين شهردار پايتخت ايران مى شناسند. خدمات مهم شهردارى از جمله: نامگذارى خيابانها و كوچه هاى تهران ، شماره گذارى خانه ها ، روشنايى خيابان هاى مهم با چراغ برق ، رسانيدن آب آشاميدنى به خانه ها با گارى شبكه دار ، اداره پليس ، سرويس درشكه اسب كرايه اى به منظور استفاده همگان ، استخدام رفتگران ، نظافت معابر ، آب پاشى خيابانها و درختان و غيره توسط مديريت شهردارى او انجام شدند آنهم براى اولين بار.
بعد از مرگ مشكوك به قتل شازده ميرزا محمد كاشف السلطنه در گردنه ملو واقع در مسير اصلى بين بندر بوشهر و شيراز ، جنازه اش را به گيلان آوردند و او را طبق وصيتش بر تپه هاى چاى در شهر زيباى لاهيجان به خاك سپردند كه مشهور به آرامگاه كاشف السلطنه است و اكنون موزه ” تاريخ چاى ايران ” مى باشد.

11813488_10153494662198622_4285544479295048516_n

11703115_10153494662188622_3102559464344609628_n

11760095_10153494667078622_4033575887356536274_n

يادآورى: شازده ميرزا محمد كاشف السلطنه نوه شازده مشهور سيف الملوك ميرزا مى باشد كه جد پدرى همه ما – نوادگان عليشاه ظل السلطان – نيز است. يك لينك شامل اطلاعات جالبى در مورد چهار نسل مهم قاجار: شازده عليشاه ظل السلطان ، شازده سيف الملوك ميرزا ، شازده اسدالله ميرزا نايب الاياله ، و خود شازده ميرزا محمد كاشف السلطنه به شرح زير است جهت مطالعه توسط علاقمندان:
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120419204418-5165-1380.pdf

روح شازده ميرزا محمد كاشف السلطنه هميشه شاد كه اكنون مردمان ايرانى چاى محصول لاهيجان گيلان را مى نوشند! تعدادى از عكسها شامل خود پدر چاى ايران ، ساختمان زيباى آرامگاه اش ، و در نهايت منزل زيباى او در شهر تهران كه متاسفانه رو به ويرانى و نابودى كاملى جهت تغيير به انبوه سازى ساختمان است ، در اينجا مشاهده مى شود.

11218915_10153494660953622_8347535054792096855_n

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)