در یکی از مشهور ترین خاطرات حسن روحانی در دیپلماسی هسته ای خواندم که او معتقد است سیاست جمهوری اسلامی ایران در برخی موارد و برخی ادوار مبنی بر هوچی گری بوده است و این امر موجب گردیده است که قدرت حاکم نتواند سیاست درستی در خصوص مسائل جاری کشور اتخاذ نماید.از این چنین سخنان روحانی،میتوان به شعارهای انتخاباتی او در انتخابات ۹۲ نیز وقوف یافت.او یک اصلاح طلب نیست.ریشه ی افکار حسن روحانی را باید در جریان راست گرای جمهوری اسلامی جست و جو نمود.او را نمیتوان همانند خاتمی یک غرب زده دانست.مواضع تند او در برخی برهه های تاریخی که هیچگاه نمونه آن را از خاتمی سراغ نداریم در طول تاریخ جمهوری اسلامی بسیار است که اساسی ترین نمونه آن را باید اظهارات او پس از ختم قائله ۱۸ تیر و سخنان او در جوابگویی به ادعای انگلیس پس از توافق هسته ای ۸۱ ذکر نمود(او طرح انگلیس را کاپیتولاسیون معرفی میکند و میگوید که این سه کشور باید از ملت ایران عزر خواهی کنند).لکن شباهت روحانی در موضوع اقتصاد به هاشمی رفسنجانی امری است که کسی نمیتواند خلاف آن را ثابت نمود و از هر زاویه که قضیه را بنگریم خواهیم دانست که دیدگاه های حسن روحانی بیش از آن که مبتنی بر مبادی مقاومتی باشد مبتنی بر فن سالاری و تکنوکراسیسم اقتصادی است.کما این که تکنوکراسی سیاسی نیز در افکار او دیده میشود.استحکام دیدگاه های اقتصادی حسن روحانی به تکنوکراسیسم به وضوح در سند جامع اقتصادی ایران که توسط او و رییس دفتر فعلی اش نهاوندیان که او نیز یک اصولگرای تکنوکرات است ترسیم شده است قابل مشاهده است.
اساسی ترین دیدگاه سیاسی حسن روحای که خودش در کتاب دیپلماسی هسته ای به آن اشاره میکند همان فرایند اعتدال است. او تلاش میکند از آنچه نام هوچی گری را بر آن نهاده است پرهیز نموده و سیری عقلانی را در عرصه سیاست خارجی طی کند که دیروز اصلاح طلبان آن را گفتمان اصلاحات مینامیدند و امروز حسن روحانی و سایر اصولگرایان طرفدار او یا منتقد او، نام اعتدال را بر آن مینهد.
اکنون اعتدال یا اصلاحات هر چه که هست یک سری مولفه های خاص خود را دارد که شباهت این گفتمان در بحث نظری اغلب با مبادی اصولگرایی گره خورده است.به بیان دیگر گفتمان اعتدال حسن روحانی را باید نمونه اصلاح شده و معتدل شده دولت اصلاحات رادیکال دانست که با دیدگاه های اقتصادی دوران سازندگی در حال پیشرفت است.آنچه حسن روحانی از دولت اصلاحات وام گرفته است تنها در سیاست خارجی خاتمی خلاصه نمیشود.بلکه او علاوه بر سیاست خارجی،سیاست های علمی و دانشگاهی دولت خود را نیز تحت تاثیر مولفه های دولت اصلاحات پی ریزی کرده است.یا شاید هم اگر خودش بر این باور نباشد این فضا خود به خود متاثر از فضای دانشجویی آن زمان شکل گرفته است.راه یافتگی بازی های سیاسی و رقابت های جناحی به دانشگاه ها و در میان غشر اندیشمند بیش از پیش صدماتی به دانشگاه و فرایند تولید علم وارد آورده و رشد علمی کشور را کند نموده است.این ها دقیقا شرایطی بود که در دوران اصلاحات در صحنه های مختلف اجتماعی علمی و اقتصادی رایج شده بود و از جمله آن همان سیاسی شدن دانشگاه شمرده میشد که این نهاد علمی بعنوان یکی از کانون های اصلی فعالیت سیاسی به حساب می آمد و از این بابت رشد علمی کشور نیز روز به روز رو به ضعف مینهاد.اکنون در دولت روحانی راه یابی گفتمان های سیاسی نیز تشدید گشته و امروز هم این روند ادامه دارد گرچه به نظر میرسد مسوولان خطر این مسئله را دریافته اند اما هنوز اقدام جدی صورت نگرفته است.
علاوه بر موارد گفته شده سیاست مذاکره نیز سیاستی است که حسن روحانی از ابتدای ورود به انتخابات ابعاد آن را ترسیم نمود و پس از گذشت دو سال هنوز آن راه را میپیماید.این مسئله روشن است که حسن روحانی سیاست خارجی دولت نهم و دهم را سیاست هوچی گری میداند و بر این عقیده است که در این دولت ها آن طور که باید از ظرفیت های سیاست خارجی کشور استفاده نشده است.طرح گفتمان اعتدال نیز دقیقا بر مبنای استفاده حداکثری از ظرفیت سیاست خارجی پدید آمده است.پس او نمیتواند مولفه های اصلی دولت نهم و دهم را در زمینه سیاست خارجی در گفتمان خود بگنجاند و این طبیعی است که او مولفه های اصلی سیاست خارجی اصلاحات را در گفتمان خود خواهد گنجاند و این کار را کرده است و در تلاش است تا نقاط ضعف آن دوران را بر طرف نموده و آن را اصلاح نماید تا بتواند یک سیاست خارجی بر اساس منفعت ملی پدید آورد.
نتیجه:باتوجه به مسایل گفته شده بر این باوریم که دولت تدبیر و امید با ساختار ترکیبی و غیر همگن در حال فعالیت است و ممکن است در این ساختار عقاید متفاوت نظیر بنیادگرایی،تکنوکراسیسم،رادیکالیسم اصلاح طلبانه یا رادیکالیسم بنیادگرایانه،و در برخی مواقع تشکیلات ریویژنیستی زیرزمینی نیز در لابه لای عقاید اصیل انقلابی در حال شکل گیری و خزش باشند. اما آنچه امروز در ارزیابی عملکرد دولتمردان دولت یازدهم به آن رسیده ایم یاد آور آن است که روحانی تاکنون سعی کرده است به نوعی با راهیابی افراد با عقاید گوناگون به دولت خود،محبوبیت خود را افزایش دهد و در موضع منفی نیز توانسته است دشمنان بسیاری را از اصلاح طلبان منتقد و اصولگرایان منتقد در مقابل خود قرار دهد.اما در کل نباید دولت تدبیر و امید را یک دولت یک دست همانند دولت نهم و دهم یا دولت اصلاحات دانست.نکته قابل توجه آن است که اهمیت اتحاد ملی در این برهه حساس موجب گردیده است که دولتی با ساختار ترکیبی از عناصری که سابقه نسبتا خوبی در تاریخ انقلاب از خود ثبت کرده اند پدیدآید که این را باید از تاثیرات مثبت فتنه ۸۸ و قربال عناصر متعهد از عناصر خائن برشمرد.البته نکته ای که همچنان باید به آن توجه نمود خطر رخنه افراد یا افکار چپ گرایانه و منافقانه در ساختار دولتی است که در همه اعصار وجود داشته است و با ایجاد فضایی نسبتا باز این فرایند تشدید میگردد که منویات رهبری دامه برکاته و هوشیاری مردم مسئولان و عناصر سیاسی مربوطه و حافظان گمنام موجودیت انقلاب اسلامی این پروژه در حال اجرا را خنثی خواهد کرد.