زبان سواحیلی و اسپرانتو- مقایسه و مقابله( بخش دوم )
برنارد گولدن
( بخش اول این مقاله در تریبون زمانه منتشر شده است )

زبان ادبی سواحیلی

با اینکه شمار سخنگویان زبان سواحیلی و به تبع آن شمار خوانندگان بالقوه ادبیات سواحیلی بی تردید بیشتر از اسپرانتودانان است ولی شعرا و نویسندگان اسپرانتوزبان ،علیرغم کمبود تألیفات در بعضی ژانرها ( گونه های ادبی ) پرکارترند. در حقیقت بازار کتابهای سواحیلی ، از نظر مجموع ژانرها، از بازار کتابهای اسپرانتو بمراتب فقیرتر است. این کمبود نه تنها در کتابهای علمی و فنی و آموزشی ، بلکه حتی در کتابهای عمومی هم مشهود است.

ساده بگوییم، مؤلفان تا زمانی که از امکان فروش کتاب خود در شمارگان معتنابه مطمئن نشوند به سواحیلی نمی- نویسند، چون سودی در این کار نیست!
عامل دوم که بر خلق آثار سواحیلی مؤثر است وضعیت خود مؤلفان سواحیلی –زبان است ؛ آنها تألیف به زبان سواحیلی را انتخاب نکردند بلکه باید به سواحیلی بنویسند چون تک زبانه هستند و نمی توانند به زبان دیگری بنویسند. نویسندگان جوانی که انگلیسی می دانند ترجیح می دهند آثارشان را به انگلیسی منتشر نمایند.

این وضع نمی تواند در اسپرانتو اتفاق بیفتد چون هر اسپرانتودانی حداقل دوزبانه است و اگر مؤلفی به اسپرانتو بنویسد این یعنی اینکه او اسپرانتو را انتخاب کرده و بر نوشتن به زبان پدر/مادری خویش ترجیح داده است.

زامنهوف نمونه خوبی است. او راه تکامل ادبیات اسپرانتو را نشان داد.اشعار زیادی مستقیما به اسپرانتو سروده و آثار بسیاری را هم از متون کلاسیک ادبیات جهانی به اسپرانتو ترجمه کرده است.

این توانایی در خود ساختار زبان اسپرانتو نهفته است. نمونه ای از زبان اسپرانتو را که زامنهوف در سال ۱۸۸۷ منتشر کرد، خود زبانی بهنجار و قابل استفاده ادبی داشت. ترجمه های زامنهوف سبک ساز بود، سبکی که بعدها نویسندگان دیگری آن را پی گرفتند و هنوز هم ادامه دارد. این وضع در زبان سواحیلی اتفاق نیفتاد.

شاید تنها نمونه برجسته و استثنایی، ترجمه کتاب ” ژولیوس سزار ” شکسپیر توسط “جولیوس نایره ره” اولین رئیس جمهور تانزانیا باشد. (۱)
یکی از علل کاربرد کند زبان سواحیلی در ادبیات این است که هنوز زبان هنجار ادبی آن قوام نیافته است. اگرچه قوام نیافتگی زبان هنجار ادبی علت تامه عدم خلق آثار ادبی وزین نمی تواند نباشد. این وضع را با زبان انگلیسی مقایسه کنید؛ نویسندگان و شعرای انگلیسی زبان از زمانی که هنوز حتی املا و دستور زبان انگلیسی قوام نیافته بود و هنجار و سنجه مقبول عام هنوز وجود نداشت شروع کردند به سرودن شعر و تألیف آثار و از این طریق زبان ادبی انگلیسی را تکامل بخشیدند.

اسپرانتو و سواحیلی از نگاه فرهنگمداری و شمولیت عام

یکی از موانعی که سر راه سواحیلی قرار دارد تا آن را به یک زبان رسمی و فرا-قومی تبدیل کند، وابستگی آن به فرهنگ اسلامی جوامع ساحلی شرق آفریقاست. این حواشی فرهنگی اسلامی مشخصه مناطق داخلی شرق آفریقا نیست و به همین خاطر بین فرهنگ سواحیلی و فرهنگ رسمی یا ملی کنیا، تانزانیا و اوگاندا، کشورهایی با صدها زبان محلی و عادات و آداب مخصوص بخود، کشمکشهایی بوجود آمده است.

موارد قرینه ای را می توان بین این وضع در شرق آفریقا و اتهامهایی که گاه به اسپرانتو زده می شود پیدا کرد.
می گویند اسپرانتو زبانی اروپایی است. اگرچه در این اتهام فقط جنبه زبانی اسپرانتو مطمح نظر است ( مجموعه بن-واژه ها و مقولات دستوری) ولی خود زبان اسپرانتو، خواه ناخواه، بعنوان حامل فرهنگ اروپایی عمل می کند.چون از نظر تاریخی و فرهنگی معطوف به اروپاست.

عقاید بشریتگرایی ( هومارانیستی ) که از آغاز اسپرانتو تا کنون با آن عجین است، با عقاید مشابهی است که در قرن گذشته در اروپا منتشر شد مطابقت دارد . قرینه این وضع در سواحیلی ریشه های عمیق آن در فرهنگ اسلامی است.

اسپرانتو از بذرهای کاشته شده در زمین حاصلخیز اروپا رشد کرد و بیشتر از همه اروپائیان بودند که آبیاری و مراقبت آنرا بعهده گرفتند. بعلاوه اگر در تاریخ عقاید و اندیشه های غربی تعمق شود تأثیر بن-مایه های سنت مذهبی یهودی-مسیحی نیز در آنها یافت می شود.

رسمی شدن سواحیلی و اسپرانتو

در دوره قبل از استقلال ممالک شرق آفریقا، چهار گروه اجتماعی عمده که در کاربرد رسمی و غیر رسمی زبان سواحیلی تأثیر گذاشتند، تجار، مسئولان حکومتی، مبلغین مذهبی و آموزگاران بودند.
دوران اولیه اسپرانتو تصویری کاملا متفاوت دارد؛ مسئولان رسمی کمترین نقش را داشتند. در بازه زمانی ۱۸۸۷ تا ۱۹۰۰ رهبری با روشنفکران آرمانگرا بود. شروع فعالیتهای عملگراها از ۱۹۰۰ تا آغاز جنگ جهانی اول در ۱۹۱۴ بود.
نقش و تأثیر اصلی را در تاریخ اسپرانتو، نه مبلغین مذهبی، بلکه فرهیختگان و مذهبی های دیگری داشتند. ظاهرا قرار است سیاستمداران و مسئولان حکومتی در لحظات آخر توسعه و رسمیت اسپرانتو به آن ملحق شوند. وقتی اسپرانتو به زبان اداری و رسمی بین المللی تبدیل شود قابل پیش بینی است که وضعیت آن شبیه زبان سواحیلی در سالهای تحت استعمار آلمان در شرق آفریقا بشود؛ اسباب ترقی در همه سطوح!

نتیجه گیری من این است که باید بر وجوه افتراق اسپرانتو و سواحیلی تأکید شود نه وجوه اشتراک آنها. زبان سواحیلی اینک موفق شد وعلیرغم همه حمله ها، مانع تراشی ها و تهمت ها، در مقیاس وسیعی در سطح فراقومی استفاده می- شود. بعلاوه، در تانزانیا و کنیا (۲) رسمیت یافته و بعنوان زبان رسمی دولتی بکارمی رود.
چشمگیرترین وجه این موفقیت این است که قبل از کامل شدن اتفاق افتاد، قبل از اینکه زبان هنجار آن به بلوغ و کمال قطعی برسد، قبل از اینکه ادبیات متنوع شامل همه ژانرها عرضه شود و قبل از اینکه مباحث فنی یا فرهنگ لغت تشریحی جامع آن منتشر شود.
کسی شمار واژگان آن را نشمرد و کسی نپرسید که آیا می شود آثار شکسپیر را بدان ترجمه یا راجع به فرضیه نسبیت انیشتین در دانشگاه سخنرانی کرد؟
زبان سواحیلی را سیاستمداران عملگرا پیش بردند، نه نحویون لفاظ و دستوردانان فصاحت فروش!

ظاهرا اسپرانتو هم اگر همان راه سواحیلی را برود به موفقیت نهایی نائل خواهد شد.

*ناشر از همکاری پروفسور ” نینو وه سللا ” بخاطر پاورقی ها تشکر می نماید.

۱- نایره ره ترجمه منظوم منقحی نیز از ” عهد جدید” انجام داد. در دوره استعماری ترجمه های زیادی منتشر شد که از آن جمله می توان به ترجمه دوجلدی ” پینو کیو” اشاره کرد. برخلاف کنیا که زبان سواحیلی در آنجا نقش کمتری در استقلال ایفا کرد، نایره ره، بنیانگزار جمهوری و اولین رئیس جمهور تانزانیا، در عمومی کردن سواحیلی بعنوان زبان ملی و رسمی تلاش مؤثری نمود . او طرفدار این بود که سواحیلی در جمهوری مستقل وتازه تأسیس، کاملا جایگزین زبان استعماری انگلیسی گردد . او تا حد زیادی موفق شد. ولی غلبه و گسترش انگلیسی خواه ناخواه آن را اساس مؤسسات مدرن قرار داد. امروزه بین طرفداران سواحیلی و انگلیسی کشمکش های فراوانی وجود دارد. طرفداران سواحیلی معتقدند کاربرد سواحیلی ، که بسیاری آنرا می دانند و بکار می برند، باعث کاهش درگیری های قومی و از این طریق کاهش اغتشاشات در مناطق هم مرز با کنیا، گردیده است. (ناشر)

۲- در تانزانیا و کنیا اکثریت اهالی زبان سواحیلی را ، در کنار زبان محلی یا قومی خود، بعنوان زبان دوم بکار می- برند. ظاهرا شمار جمعیتی که سواحیلی زبان اول آنان است از پنج میلیون نفر تجاوز نمی کند. سواحیلی در مدرسه واحد درسی اجباری است. در تانزانیا زبان آموزشی در مقطع دبستان سواحیلی و در دبیرستان انگلیسی است. در شرق کنگو در مناطق وسیعی بکار می رود و همراه با زبان ” لینگالا ” جزو زبانهای ملی محسوب می شود. در سال ۲۰۰۵ اوگاندا هم بخاطر اینکه جمعیت زیادی به سواحیلی سخن می گویند آنرا جزو زبانهای رسمی خود پذیرفت. سواحیلی از جمله جزو زبانهای رسمی اتحادیه آفریقا هم هست. اگرچه سواحیلی از سالهای دور یکی از زبانهای ملی کنیا بود ولی برابر قانون اساسی سال ۲۰۱۰ بعنوان یکی از دو زبان رسمی این کشور نامیده شد (انگلیسی و سواحیلی).
در سایر مناطق آفریقا هم گویندگانی دارد که آن را بعنوان زبان تجارت بکار می برند. اگرچه تعداد سواحیلی زبانان روز به روز افزایش می یابد ولی کوششها ، مخصوصا در تانزانیا، برای کاربرد رسمی آن بجای انگلیسی موفقیت چشمگیری نداشته است. ( ناشر)
مترجم: مظفری – ۱۷/۰۷/۲۰۱۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)