اگر بعنوان شریک زندگی، مادر و پدر و همینطور فرزند و برادر و خواهر و قوم و خویش و دوست و غریبه… دست از قیومت و تعیین و تکلیف کردن و کنجکاوی و باصطلاح دلسوزی و رک گویی در زندگی دیگران بر نداشته و نخواهیم با عقل کل دانستن خود، حریم خصوصی آنان را در هر بخشی از زندگی خدشه دار کنیم، نتیجه آن میشود که علاوه بر بهم خوردن رابطه ها و بی اعتبار و بی احترام شدنمان، درک ضعیفی نیز از “شعور انسانی” را به نمایش گذاشته ایم. ما باید درک کنیم که هر چه فاصله زندگی خصوصی ما با دیگران بیشتر باشد امکان دخالت های بیجا و ناخواسته و همچنین اصطحکاک با کسانی که بنام دلسوز و رک گو، بخود اجازه اظهار نظر و انتقاد از دیگران را میدهند، کمتر خواهد شد. در نتیجه باید برای بیان هر مطلبی دوبار فکر کرد. افراد به اصطلاح رک گو و بعضا دلسوز جزو مردمانی هستند که از حداقل شعور اجتماعی بر خوردارند ولی از دیدگاه خودشان، این یکی از صفات مثبت آنان است. یک مثال بسیار ساده : با شخصی روبرو می شوید که بدون مورد پرسش قرار گرفتن به دیگری می گوید : «ببخشید ولی این آرایش مو برای شما مناسب نیست و یا این رنگ بلوز به شما نمیاید و…البته من چون آدم رکی هستم میگم.»؛ تا بالاخره وی جواب درخور خود : «آیا کسی نظر شما را پرسیده است؟» را از طرف مقابل می شنود. یا تا زمانیکه این نوع اشخاص سعی در تحمیل عقاید و نظرات خود به دیگران هستند جمله : « لطفا در حریم خصوصی و شخصی دیگران دخالت نکنید! » را، مجبور به شنیدنش هستند. البته با این اعتراض منطقی، دخالت کننده معمولا خشمگین شده و بجای پذیرش خالصانه این واقعیت، آنرا توهین بخود نیز تلقی می کند.

به باور من و در ابعادی دیگر، بدون اینکه بخواهید خود را از گرفتن پند و انتقال تجربه ها و حمایت بحق یکدیگر محروم کنید، دقیقا در جایی که مطلب مربوط به ابراز مشکلات در حریم شخصی خود و یا دیگران میشود، از “گفتن و شنیدن” حتا با نزدیکترین افراد زندگیتان پرهیز کنید. و یا بعبارت دیگر مودبانه و با تاکید بر ٱن، اجازه ادامه سخن در حیطه بسیار شخصی را ندهید. در صورت نیاز به حل یک مشکل ضروری، به مشاور بیطرف و متخصص رجوع کنید. در دراز مدت این “پرهیز” فواید زیادی برایتان خواهد داشت که یکی از کمترین آنها حفاظت از شخصیت خوب شما خواهد بود.
حقیقت گویی و بیان واقعیات و لاپوشی نکردن جزو خصوصیات بسیار مثبت یک انسان آزاده و دلیر است ولی ربطی به تعدی به حریم شخصی و دخالت در حوزه زندگی کاملا خصوصی افراد بعنوان تحمیل عقیده و دلسوز ندارد. انسانها باید در برخورد با نزدیکان خود و دیگر مردمان جامعه، قوه تشخیص داشته و حد و مرز خود را بشناسند. این نقش مخربی که این نوع دخالت ها، حال چه دانسته و یا نادانسته، به خود می گیرند، گاهی می توانند با شناخته شدن نقاط ضعف افراد، موجب سواستفاده دیگران شوند و همچنین با تلقی توهین بخود نیز سالها موجبات ناراحتی اشخاص را فراهم بیاورند.

استمرار فرد در ادامه این نوع روش در برخورد با اشخاص و یا کنجکاوی و تعیین و تکلیف کردن و سواستفاده از موقعیت خانوادگی واجتماعی خود، برای این گونه دخالتها، در نهایت موجب این خواهد شد که فرد در گروه مردمان مزاحم برای اطرافیان و گاها در محیط کار و جامعه قرار بگیرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)