کانون شهروندی زنان: مطلب زیر که توسط ژینوس سبحانی به نگارش درآمده، به بررسی «قانون نحوه اهداء جنین به زوجین نابارور» می پردازد:

ماده ۱ – به موجب این قانون کلیه مراکز تخصصی درمان ناباروری ذی‌صلاح مجاز‌خواهند بود با رعایت ضوابط شرعی و شرایط مندرج در این قانون نسبت به انتقال ‌جنین‌های حاصله از تلقیح خارج از رحم زوج های قانونی و شرعی پس‌ از موافقت کتبی‌ زوجین صاحب جنین به رحم زنانی که پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشکی ناباروری‌ آنها (‌هر یک به تنهایی یا هر دو) به ‌اثبات رسیده اقدام نمایند.

‌ماده ۲ – تقاضای دریافت جنین اهدایی باید مشترکاً از طرف زن و شوهر تنظیم و ‌تسلیم دادگاه شود و دادگاه در صورت احراز شرایط ذیل مجوز دریافت جنین را صادر ‌می‌کند: ‌

الف – زوجین بنابه گواهی معتبر پزشکی، امکان بچه‌دار شدن نداشته باشند و زوجه ‌استعداد دریافت جنین را داشته باشد.

ب – زوجین دارای صلاحیت اخلاقی باشند.

ج – هیچ‌یک از زوجین محجور نباشند.

‌د – هیچ‌یک از زوجین مبتلا به بیماریهای صعب‌العلاج نباشند.

هـ- هیچ‌یک از زوجین معتاد به مواد مخدر نباشند.

‌و – زوجین بایستی تابعیت جمهوری اسلامی ایران را داشته باشند.

‌ماده ۳ – وظایف و تکالیف زوجین اهداء گیرنده جنین و طفل متولد شده از لحاظ‌ نگهداری و تربیت و نفقه و احترام نظیر وظایف و تکالیف اولاد و پدر و مادر است.

‌ماده ۴ – بررسی صلاحیت زوجین متقاضی در محاکم خانواده، خارج از نوبت و‌ بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی مدنی صورت خواهد گرفت و عدم تأیید صلاحیت‌ زوجین قابل تجدیدنظر می‌باشد.

‌ماده ۵ – آئین‌نامه اجرائی این قانون ظرف مدت سه ماه توسط وزارت بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی با همکاری وزارت دادگستری تهیه و به تصویب هیأت‌ وزیران ‌خواهد رسید.

از آنجا که در رحم جایگزین، اسپرم شوهر و تخمک زن، بارور شده و به رحم اجاره ای منتقل میگردد، پس در انتساب فرزند به اسپرم بحثی نیست زیرا بر اساس فقه و آیات قرآن نیز نسب متعلق به صاحب نطفه است
آیه ۵۴ از سوره فرقان: «وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرً‌ا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرً‌ا وَکَانَ رَ‌بُّکَ قَدِیرً‌ا»

ترجمه این آیه چنین است: «و او کسی است که از آب، انسانی را آفرید و او را دارای پیوند نسبی و سببی قرار داد [و نسل او را از این دو طریق گسترش داد] و پروردگار تو همواره تواناست»

فقها معتقدند حتی در نزدیکی های غیر متعارف نیز فرزند به صاحب اسپرم ملحق میگردد،، پس سوال اینجاست که در مورد رحم اجاره ای از لحاظ قانون و شرع، صاحب تخمک مادر واقعی کودک است یا صاحب رحم؟

از نظر فقهی دو نظر وجود دارد:
گروهی از فقها معتقدند عرفا مادر به شخصی اطلاق می شود که کودک را در رحم خود حمل کرده و او را به دنیا می آورد و در این مورد استنادشان به آیه دوم از سوره مجادله است:
“الذین یظهرون منکم من نسائهم ما هن امـهـاتـهـم ان امـهـاتـهـم الا الى ولدنـهـم و انـهـم لیـقـولون مـنـکـرا مـن القـول و زورا و ان اللّه لعـفـو غـفور”
“مـادر ایـشـان نـمى شوند. مادران تنها همانهایند که ایشان را زاییده اند و این مردان سخنى ناپسند و خلاف حقیقت مى گویند و خدا داراى عفو و مغفرت است.”

درحالی که این آیه در مقابله با حکم ظهار بوده و یا استنادشان به آیه ١۵ از سوره احقاف است:
“…حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا وَحَمْلُهُ …..”

“مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد…”

اما مشهور فقها نظرشان بر اینست که مادر شرعی کودک، صاحب تخمک است. از آیات مدعی این ادعا می توان به آیه دوم از سوره انسان اشاره کرد:
” إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَهٍ أَمْشَاجٍ ….”
” ما انسان را از نطفا ای اندر آمیخته آفریدیم..”

و یا آیات ۶ و ٧ از سوره طارق :
” خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ ﴿۶﴾ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ ﴿٧﴾”
“انسان از آب جهنده ای خلق شده که از صلب مرد و میان استخوانهای سینه زن بیرون می آید”

پس چون در رحم اجاره ای، جنین از اسپرم مرد و تخمک همسرش تشکیل شده، منتسب به آن زن و مرد خواهد بود.

اما با اینکه زنی که کودک از او متولد می شود و در وجود و رحم او پرورش می یابد شرعا مادر کودک نیست، برخی فقها او را در حکم مادر رضاعی محسوب نموده اند و این درحالیست که چون رابطه ای بین صاحب رحم و پدر کودک وجود ندارد، پس توارثی هم میان آنان (یعنی کودک و مادری که او را متولد نموده است) حاصل نمی گردد.

ماده ١٠۴۶ قانون مدنی:
” قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است مشروط بر اینکه:

اولا – شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد.

ثانیا – شیر مستقیما از پستان مکیده شده باشد.

ثالثا – طفل لااقل یک شبانه روز و یا ۱۵ دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون اینکه در بین غذای دیگر یاشیر زن دیگر را بخورد.

رابعا – شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.

خامسا – مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و از یک شوهرباشد بنابراین اگر طفل در شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد موجب حرمت نمی‌شود اگرچه شوهر آن دو زن یکی باشد. و همچنین اگر زن یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر و یا آن دختر برادر و خواهر رضاعی نبوده ازدواج بین آنها از این حیث ممنوع نمی‌باشد”.

مسئله بعدی که در این باب مطرح می شود مربوط به نفقه است. از آنجا که فرزند متولد از رحم اجاره ای منتسب به پدر است پس در مورد لزوم انفاق به چنین فرزندی شکی نیست. ماده ١٩٩٩ قانون مدنی در این مورد اشاره میکند:
“پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر بوده و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود”

اینکه آیا پدر یعنی صاحب نطفه باید به بانویی که رحم خویش را در اختیار زوجین قرار داده و باردار گردیده، نفقه پرداخت کند؟

بر اساس ماده ١١٠٩ قانون مدنی و برخی نظریات حقوقدانان، زن در چنین حالتی فقط در هنگام بارداری، مستحق نفقه می باشد:

“نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده بر عهده شوهر است مگر اینکه طلاق درحال نشوز واقع شده باشد لیکن اگرعده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت”.

اما در این ماده در مورد اینکه نفقه متعلق به حمل جنین است یا زن باردار اختلاف نظر وجود دارد و نظر مشهور اینست که نفقه برای جنین می باشد. چون به محض ولادت نفقه از زن به خود کودک منتقل می گردد و دیگر بانوی حامل مستحق دریافت نفقه نیست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)