در واگن مترو ایستاده بودم، بوی عطر و عرق و اسپری و موهای چرب، این عطرهای دلپذیر انسانی را به یاد دارم. همان موقع بود که یکی ، یک مرد، یک مرد جوان گفت  به معنای واقعی فمینیست نیست. من او را ندیدم، نمیشد صورت را باصدا تشخیص داد، اما باعث شد من به فکر فرو بروم. چرا مردمانی هستند که فمینیست نیستند؟ آنها چه کسانی هستند؟ انگیزه‌شان چیست؟

feminism symbol 1

فمینیسم، تا انجایی که من فهمیده ام، مکتبی است که از حقوق زنان برای برابر شدن با مردان در سیاست، اقتصاد و اجتماع دفاع میکند. اما فمینیسم از حقوق مردان برای برابر شدن با زنان هم دفاع میکند. چرخیدم، و آن عطر را استشمام کردم و سعی کردم که جایی که صدا از آن امده بود را پیدا کنم اما نشد. پنجشنبه روزی بود، در مترو.

آنهایی که عقیده دارند زنان از دنده مردان یا آپاندیس مردان ساخته شده اند برایشان سخت است که بپذیرند مرد و زن حق برابر دارند، این را خودشان بیان میکنند. اما آیا واقعا هستند کسانی که هنوز به طور جدی باور دارند که زنان از دنده مردان بیرون آمدند؟ من کاملا متقاعد شده بودم که چنین تفکری در دهه شصت دفن شده است.

برخی میگویند فمینیسم با برابری یکی نیست. اینها ضد فمینیسم اما طرفدار برابری به صورت طبیعی هستند. اینها همانی هستند که میگویند سومین ماه مرخصی بعد از زایمان[1] برای پدران به حق انتخاب خانواده لطمه میزند، همانطور که برای ماه اول و دوم میگفتند. همانهایی که میگویند بازار، خودش مسئله کمبود حضور زنان در هیئت مدیره ها را حل میکند، و اگر زنها میخواهند درامد یکسان برای شغل یکسان با مردان داشته باشند تنها راهش این است که نحوه صحبت کردن درباره حقوق را یاد بگیرند!

فمینیست

نیم قرن از زمانی که سوئد کنوانوسیون سازمان ملل درباره دستمزد یکسان برای زنان و مردان در شغل یکسان را امضاکرد گذشته است. اما هنوز در تقریبا بیشتر مشاغل، مردان از زنان دستمزد بالاتری دریافت میکنند، حتی در برخی مشاغل میلیونها بیشتر از دستمزد تمام دوران کار.

دری بسته شد، سگی پارس کرد، دوچرخه سواری از کنارم گذاشت و من به مردی فکر میکنم که در مترو صدایش را شنیدم. مردی که فمینیست نیست  مردی است که هراس دارد، انسانی است که نمیخواهد منفعت هایی که مردان دارند را از دست بدهد. اول و مهمتر از همه قدرت و پول بیشتر نسبت به زنان.

اما آیا بیشتر اضافه کاری کردن، وقت کمتری با کودکان خود سر کردن، رمان کمتری خواندن و دوستان کمتری داشتن یک امتیاز است؟ آیا جرات ابراز احساسات و عواطف را نداشتن، درخواست کمک نکردن به وقت نیاز مزیت است؟ اینکه در آمارها ۸۰ درصد جرمها، ۷۰ درصد خودکشی ها را به خود اختصاص دادن ، کوتاهتر و دلگیر تر زندگی کردن چیزی است که که برای داشتن و نگه داشتنش تلاش و مبارزه میکنیم؟

آن انسانهایی که فمینیست هستند، دریافتند که حتی مردان از یک جامعه برابر سود میبرند، یا به هر حال امیدوارند که این اتفاق در گوشه ای از این جهان پیش آید. آنجا، آنجا، نمیبینی‌اش؟

منبع: اکسپرسن

———————————————————————————————————————————–

[1] در سوئد ۴۸۰ روز مرخصی با حقوق برای والدین محسوب میشود که میتوانند با هم تقسیم کنند یا تمامش را یکی از والدین بردارد. اما برای مشارکت بیشتر زنان در اجتماع بعد از زایمان، و همچنین سهم پدران از نگهداری کودکان ۶۰  روز مرخصی اجباری برای پدران بوده که اکنون به نود روز یه سه ماه افزایش یافته است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)