تصمیم ناگهانی دولت روسیه در مشروط کردن توافق بر سر بازسازی برجام به معافیت تحریمی آمریکا برای مبادلات تجاری، هسته‌ای و مالی روسیه و ایران مذاکرات برجام را با مانع جدیدی مواجه ساخت. این عامل در کنار اختلافاتی که بر سر برخی از موضوعات بین هیئت‌های نمایندگی ایران و آمریکا باقی مانده‌است باعث شد در شرایطی که گفتگوهای وین در پیچ آخر نهایی شدن بود دچار یک وقفه شود. مقامات وزارت خارجه کماکان عدم توافق کامل بر سر بازگشت به برجام را متوجه دولت آمریکا می‌کنند. دولت آمریکا نیز فرجام برجام را منوط به تصمیمات سیاسی دانسته‌است که باید در تهران و مسکو گرفته شوند.

طبیعی است دولت روسیه به دنبال منافع خودش باشد اما تامین یک‌طرفه منافع و دیکته کردن خواست خود به بهای ایجاد بن‌بست در پرونده برجام و بی‌ثمر کردن آن برای ایران امر غیرقابل قبولی است. ظاهرا زمامداران کاخ کرملین به استفاده از کارت ایران در تعاملات خارجی خود معتاد شده‌اند! اما آنچه باعث شرطی شدن برجام به تصمیم مقامات روسیه شده است، دیدگاه و عملکرد مخرب و مغایر با منافع ملی جمهوری‌اسلامی در تعقیب سیاست خارجی مبتنی بر آمریکا ستیزی و اتکا راهبردی به شرق است. این دیدگاه که با نادیده گرفتن نظم جهانی و مناسبات دولت- ملت از ابتدای انقلاب با فراز و نشیب به دنبال گسترش پارادایم بنیادگرایی اسلامی شیعه‌محور در خاورمیانه و دنیا بوده‌است بستر اصلی مشکلات کشور در عرصه روابط بین‌الملل را تشکیل می‌دهد که پیامدهای منفی بزرگ و جبران‌ناپذیر در عرصه سیاست داخلی و اقتصادی کشور نیز داشته‌است.

سید علی خامنه‌ای در سخنان خود در دیدار اخیر خود با اعضای مجلس خبرگان رهبری در تلاشی ناکام کوشید ماجراجویی هسته‌ای و توسعه‌طلبی منطقه‌ای نظام را در چارچوب «لزوم استفاده از فناوری‌های پیشرفته» و «استحکام قدرت ملی و تعمیق عمق راهبردی ایران در منطقه» توجیه کند. اما اعتراف ناخواسته او در مزیت برنامه هسته‌ای در ایجاد توان چانه‌زنی نشان داد که هدف از این سیاست‌های تحریم‌آفرین ایجاد مزیت راهبردی برای نظام در تقابل با غرب و تقویت جریان بی‌ثبات‌ساز بنیادگرایی اسلامی در عرصه بین‌المللی بوده‌است. در عالم واقع این سیاست‌ها هزینه‌های سنگینی را بر اقتصاد و منافع ملی کشور تحمیل کرده و با کوچک‌کردن سفره‌های مردم باعث گسترش مناسبات اقتصاد زیرزمینی و فساد ساختاری شده‌است.

اگر راهبرد دشمنی با آمریکا و تقابل با نظم بین‌المللی در سیاست خارجی ایران وجود نداشت دیگر نیازی نبود که کشور به جای روابط متوازن با قدرت‌های جهانی به دولت‌های روسیه و چین عملا وابسته شده و استقلال ایران دچار خدشه شود. اگر هدف از برنامه هسته‌ای مسائل راهبردی در چارچوب سیاست‌خارجی ستیزه‌جو نبود ایران می‌توانست بدون پنهانکاری در قالب «پیمان عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای» از مزایای انرژی هسته‌ای در مصارف صلح‌آمیز برخوردار شود بدون آنکه متحمل میلیاردها دلار هزینه‌های جاری و فرصت شود. در واقع نیاز به برجام و فرایند طولانی وکشدار مذاکرات آن محصول سیاست‌های غلط نظام بود. هم در جریان برجام و هم در جریان بازسازی برجام زیرساخت‌ها، معیشت مردم، نظام مالی و فضای کسب‌وکار گروگان روند مذاکرات و فرجام آن شده است. دولت رئیسی نیز بر خلاف ادعاهای اولیه و مواضعی که مسئولان آن علیه برجام در زمان انعقاد آن در سال ۱۳۹۳ اتخاذ کرده‌بودند، نگاه اصلی‌اش به مذاکرات وین دوخته شده‌است. این وضعیت غیرطبیعی محصول ریل‌گذاری غلط سیاست خارجی ایران در بعد از انقلاب است.

امتناع از مذاکره مستقیم با آمریکا باعث شد تا بستر توافقات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها گروه ۱+۵ در گذشته و ۱+۴ در دوره ریاست جمهوری جو بایدن شود. در حالیکه از ابتدا دو طرف اصلی اختلافات دولت‌های ایران و آمریکا بودند و نیازی به حضور دولت‌های روسیه و چین نبود. الان نیز راه حل خنثی‌سازی اختلال روسیه در روند مذاکرات گفتگوی مستقیم با امریکا و حل و فصل اختلافات است که اتکای راهبردی جمهوری‌اسلامی ایران به روسیه و ملاحظات ایدئولوژیک جلوی استفاده از این ظرفیت را گرفته‌است.

البته برجام اگر احیا شود باز در شرایط کنونی و بخصوص بعد از حمله موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اربیل که آشکارا حاکمیت ملی عراق و قوانین بین‌المللی را نقض کرد، باز چالش‌ها به صورت کامل حل نخواهد شد. حل بحران هسته‌ای بدون در نظر گرفتن بستری مجزا برای رسیدگی به مشکلات در حوزه سیاست‌های منطقه‌ای و بخصوص نظامی‌گری سپاه پاسداران در خاورمیانه و مشکلاتی که در حوزه حقوق بشر وجود دارد، ظرفیتی برای کاهش پایدار ریسک‌های امنیتی نخواهد داشت. همانطور که برجام به صورت شکننده تصویب و اجرا شد و در نهایت نیز با خروج یک‌جانبه دولت آمریکا موجودیت واقعی‌اش را از دست داد، احیای برجام نیز می‌تواند وضعیت مشابهی پبدا کند. تا زمانی که سپاه پاسداران افراطی‌گری و رفتارهای تهاجمی تحریک‌کننده را کنار نگذاشته و تعدیل نشده‌است رفع محدودیت‌ها تاثیر منفی بر ثبات منطقه و صلح جهانی خواهد داشت.

در این راستا همبستگی جمهوری‌خواهان ایران ضمن محکومیت سیاست خارجی جمهوری‌اسلامی ایران که هم برجام و هم احیای برجام را دیر و ناقص اجرا و جلو برده‌است از مردم ایران دعوت می‌کند به هر وسیله‌ای که مناسب می‌دانند مخالفت خود با سیاست آمریکاستیزی و اتکای راهبردی به روسیه و چین را نشان دهند. ساختار هسته‌ای کشور و موقعیت منطقه‌ای بدست آمده که ناشی از زیرپاگذاشتن موازین انسانی و هنجارهای بین‌المللی بوده و پایداری آن معلوم نیست، هیچیک ارزش تاب‌آوری در برابر تحریم ها و تضعیف فزاینده زیرساخت‌های کشور و قربانی کردن معیشت مردم بخصوص اقشار ضعیف از نظر مالی را ندارد.

هیئت سیاسی – اجرائی همبستگی جمهوری‌خواهان ایران

۲۴ اسفند ۱۴۰۰، ۱۵ مارس ۲۰۲۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)