کارمندان خیابانی . نویسنده ؛ احمد خلیلی

چکیده ؛ در این نوشتار به مناسبت دوازدهم ژوئن _ روز جهانی منع کار کودکان _ نگاهی می اندازیم به بی تفاوتی جامعه ی دین مدار و خلأ قوانین نسبت به عدم سازماندهی ، نگهداری و درمان کودکان فلج شده و بعضاً عقب مانده ی ذهنی که از پاکستان به ایران قاچاق می شوند . همانا این پدیده ی شوم حاصل فقر ، سوء تغذیه ، ناپایداری خانواده ها ، وضعیت بد اقتصادی _ اجتماعی ، محرومیت های فرهنگی و استرس های مکرر و فوق تحمل در محیط زندگی کودک است که در این بردگی نوین ، افراد سودجو با وابسته نمودن چنین افراد بی دفاع با شیوه ی معتاد نمودن آنان حتی با ایاب و ذهاب منظم تحت تکدی گری در راستای اکتساب پول کثیف ، آنان را در سطح شهرها رها می سازند . قابل ذکر است این اقدام غیر اخلاقی مغایر با 4 اصول پایه ای پیمان نامه حقوق جهانی کودک می باشد ؛

* هیچ کودکی نباید از تبعیض رنج ببرد .
* زمانی که در رابطه با کودکان تصمیم گیری می شود ، باید منافع عالیه آنان در رأس قرار گیرد .
* کودکان حق حیات داشته و باید رشد کنند .
* کودکان حق دارند آزادانه عقاید و نظرات خود را ابراز کنند و این نظرات در تمامی اموری که به آنها مربوط می شود ، باید مورد توجه قرار گیرد .

زیر گنبد سیاه پایتخت دود و ترافیک ، سکه ی زندگی به شکلی متفاوت ضرب می گردد . امت ناجی بشریت در سرزمین الله باوران ، با دیدن نقیصه ای در کالبد و یا رفتار دیگر هم نوعان خود ، با پیشداوری خرافاتی ، آن را به یکی از فاکتورهای مقدرنگری ، جبرگرائی ، سرنوشت ، تقدیر ، قضا و قدر ، دست غدار طبیعت و کائنات ، تاوان کارمائی ربط می دهند تا الله مورد پسند خود را از زیر سئوالات بزرگ به دور و در امان باشد . یکی از چنین موارد بی شمار ؛ کارمندان خیابانی _ وارداتی است . کودکان به اسارت گرفته شده که در تجارت کثیف سهم استعمارگران سکه پرست شده اند و بدور از منزلت اجتماعی ؛ تکه مقوائی میز کارشان می باشد و یونیفورم اداری آنان همان لباس ژنده ای است که بر تن دارند تا شاید احساسی را قلقلک دهند که در شرایط تحمیلی و غیر انسانی روی سنگفرش خیابان ها ، زیر سایه ی گلدسته های مساجد … در نگاه عابران بی عاطفه ؛ لاشه ای بدبو و از پس نگاه نمازگزاران در پی الله ؛ میوه ی ممنوعه و مسموم در نظر جلوه می کنند .
انسان مقلد هزاره ی سوم در عصر بینش و آگاهی چنان در پی تقلید پروری است که الله خود را در اعماق آسمان ها می جوید و برای رسیدن به بهشت خیالی باید در کنکور فقه اسلامی سربلند بیرون آید . اعم از رعایت آداب بیت الخلأ و نحوه ی ریختن آب روی آرنج در وضو گرفتن که بر مونث از جلو و بر مذکر از عقب واجب است !! و جائی که نشان از سکه پرستی به نفع خود باشد ، وصله ی دروغین فتوا بکار می آید مثل حلال اعلام شدن ماهی اوزون برون ( از ترکی به معنای ؛ دراز دماغ ) که در فتوای علماء جاهل عیان شد که یک فلس زیر دم آن ماهی یافته اند ، و چنین می شود که این ماهی قیمتی ؛ پینوکیوی دراز دماغ نام می گیرد . اما صد حیف که چنین کودکانی ، نگاهشان کلماتی ادا نشده است که دیگر آدمیان ؛ حرف آنان را نمی فهمند ، گو این که زبان جدیدی اختراع شده که واژگان آن بسی نامأنوس است . حرف چنین کودکانی ، نبود پول نیست که با اکتساب آن ، ارباب و کارفرمایان استعمارگر آنان منتفع گردند و پورسانت آن برای کودکان متکدی چند پک دود مواد مخدر و وابستگی بیشتر و عمیق تر باشد !!

در این شهر شلوغ ؛ هرکه راه خود می رود . آدمیان خسته ، در التماس پازل سنگفرش خیابان ها به رفتن ها چونان کلاف سر در گم می مانند . آن جا که قاب نگاه ها همه در دود و صدا ، منجر به انکار آدم ها از بودن ها ؛ حاصلش ندیدن ها و بی تفاوتی هاست . بی تفاوت به حس یک دیگر ؛ فریاد و داد و بوق و ترمز ماشین ها در هم گره ی کور خورده است . تن خسته ی خیابان ها هم عجول در رفتن و خالی شدن از این غوغای پرتلاطم ! شهری که صدای بوق و نعره ی ترمز از نرفتن ها و بازی پا روی پدال گاز از رفتن ها ، گیج می زند . هرکه می خواهد زودتر عبور کند . عابران در لابلای این آهن پاره های سیار در پی آنند تا به مقصد برسانند شروعی دوباره !! اما مقصد کجاست ؟! آیا مقصد انسانیت همان نگاه معطل مانده نیست که از کودک میخکوب شده روی کارتن بر سنگفرش خیابان ها ، سیلی خور نگاهها شده است ؟!

فراموش نکنیم این روند بی تفاوتی ها ، مطلوب حاکمیت پلیدی است که کمر همت به نابودی میهن بسته است اما کوتاه ترین و کم هزینه ترین مسیر ؛ ایجاد نمودن یا پیوستن به NGO های مستقل و حامی کودکان است تا در شناساندن و تفهیم این حقوق به عموم جامعه ، به برداشته شدن موانع عینی و ذهنی حقوق کودک و در برخورداری هرچه سریع تر کودکان این سرزمین از این حقوق یاری می رسانند . از این طریق ؛ چنین انجمن هایی می کوشند تا در بهبود وضعیت عمومی زندگی کودکانه فعالانه شرکت نمایند . تلاش انجمن ها برای شناسائی و هموار ساختن راه های رسیدن به یک حداقل زندگی مناسب برای همه کودکان در ایران در زمینه های رشد جسمی ، ذهنی ، عاطفی و اجتماعی در ارتباط با آموزش ، اطلاع رسانی ، امور تعلیم و تربیت ، بهداشت و درمان و کمک های عملی به کودکان آسیب دیده از بلایای طبیعی و شرایط سخت ، کودکان کار و خیابان ، کودکان آزار دیده و نیز ارائه خدمات مشاوره به خانواده ها تلاش می کنند .

بیکاری عامل دهها معضل اجتماعی است اما آرزو داریم در لوای آگاهی ، امنیت و آرامش و رفاه ؛ هیچ کارمند خیابانی در هیچ جائی از این کره ی انسان زیست وجود نداشته باشد .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)