سالهای بسیار طولانی است که (احتمالا به اشتباه!) تصمیم گرفته ام که خودم باشم و از حقوق خودم، که در برخی از اسناد ملی و تمام اسناد بین المللی (که ایران متعهد به اجرای آنان است) تاکید شده است، استفاده کنم. با اسم واقعی خود مسئولیت خوب و بد نوشته هایم را بر عهده بگیرم. در ضمن طبیعی است که اگر کار مناسبی انجام داده باشم و نوشته هایم مورد توجه قرار گرفته باشد، نام من نیز شناخته می شود و از اعتبار این نوشته ها بهره مند می شوم. علاوه بر آن فکر کرده ام که شاید استفاده از نام واقعی، سبب شود که به ترتیبی نام عزیزانم که جان باخته و یا دشواری های زیادی را تحمل کرده اند، نیز مورد توجه قرار گیرند و شاید فراموشی دردها،رنج ها و بی عدالتی ها و جنایتهای هولناکی که به واسطه تصمیم ها و دستورات بلند پایه ترین مسئولان جمهوری اسلامی ممکن شده است، اندکی دشوارتر شوند.
اما به تجربه دریافته ام که اسم مستعار فواید بسیاری دارد. کسی نمی تواند بداند که تو کیستی، پس با آزادی بیشتر آنچه دل تنگت بخواهد می گوئی. به ویژه از چشم و گوش نیروهای امنیتی که تمام وب را برای یافتن سر نخی از منتقدان و دگر اندیشان، جستجو می کنند، پنهان می مانی. درست است که از اعتبار کارهایت بهره ای نمی بری و شاید تنها در حلقه نزدیکترین دوستانت، به پچ پچ و با احتیاط گفته باشی که “فلانی”، “من” هستم.
اما به کار بردن اسم واقعی در ایران و در میان ایرانیان بیش از آنکه برای فردی مستقل اعتباری بیاورد، احتمالا سبب می شود که ماموران امنیتی مزاحمت شوند. می شوی طعمه ای دم دست که هر وقت خواستند تکه ای از گوشتت را می کنند. مزاحم خانواده و دوستانت می شوند. بعد عذاب وجدانش برایت باقی می ماند. چرا که در بیشتر موارد از اعضای خانواده نپرسیده اید: آیا حاضرند، در جمهوری اسلامی که یک خانواده میتواند قربانی فعالیت های سیاسی و اجتماعی یکی از اعضایش شود، برای دفاع از حقوق مشروع تو، رنج ها و محرومیت های جانبی فعالیت های مطبوعاتی، اجتماعی و سیاسی “تو” را پذیرا شوند؟
من سالهای طولانی است که با اسم و رسم خودم، می نویسم. به موضوعاتی می پردازم که توجه تعداد معدودی را به خود جلب می کند و از جانب بسیاری، از حکومتی ها گرفته تا آنها که “قدرت” را در میان منتقدان و مخالفان در اختیار دارند، موضوعات ممنوعه به حساب می آید و احتمالا در نزد بسیاری، “عنصر ناباب” تلقی می شوم.
حتی اگر نمی خواستم مانند بسیاری در خفا از حکومت و مخالفان “خودی” آن و یا از مخالفان پر و پا قرص حکومت انتقاد و در صحن علنی جامعه از آنها ستایش یا حتی با آنها همراه و هم کاسه شوم، میتوانستم دندان روی جگر بگذارم و سکوت اختیار کنم. یا در تمام این سالها با اسم مستعار مطالبم را می نوشتم (احتمالا تعداد خوانندگان آن تفاوتی چشمگیر نمی کرد) و تنها اندک مطالبی را در زمینه حرفه ام (آب و محیط زیست) با اسم واقعی خودم منتشر می کردم. تقریبا با اطمینان می گویم که از مقبولیت و احترام بیشتری برخوردار بودم و به ویژه فشاری بر خانواده ام وارد نمی شد.
حتی اگر فردا مشخص شود که “من” در زندگی خصوصی خودم به آنچه نوشته ام پایبند نبوده ام، باکی نیست. با نوشتن به نام مستعار، کسی نمی داند که “من” همان “فلانی” هستم. پس مسئولیت نوشته “فلانی” بر عهده “من” نیست و آن نوشته ها انتظاری از “من” به وجود نیاورده است.
استفاده از اسم واقعی حتی در روابط فردی و دوستی های خانوادگی هم میتواند تاثیر داشته باشد. کسی هستی که از مسائلی می گوید که چندان خوشایند نیست. کسی که از حقوق بشر، حنایت، دادخواهی و پاسخگوئی می نویسد، میتواند حتی مخل آسایش دوستانش شود. وجهی از سیاست خشونت، در نزد حکومتیان و حتی در نزد اکثریت مخالفان، ایزوله کردن منتقدان است.
خلاصه، برای کسانی که در “بورس” نیستند و با جریان ها و گفتمان های حاکم (چه در پوزیسیون و چه در اپوزیسیون) هم کاسه نشده اند، بهتر است که از اسم مستعار استفاده کنند و عطای اعتبار ناچیز نوشته هایشان را به لقای آرامش خود و خانواده ببخشند. در این حالت سعادت ابدی نصیب آنان خواهد شد!
نتیجه گیری: با نام واقعی در مورد مسائل بحث برانگیز و مزاحم احوال جناح ها و گفتمان های حاکم (چه در پوزیسیون و چه در اپوزیسیون) ننویسید. رستگاری ابدی در استفاده از اسم مستعار است. از من که گذشته است، اما شما اگر هنوز فرصت دارید، این توصیه را از من بپذیرید!
6 جون 2015- جعفر بهکیش

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)