نفرت پراکنی احزاب راست علیه مهاجران و تکدی گران
تلاش بورژواها برای ایجاد شکاف را به عقب برانیم

نویسنده:‌ ژاکوب گوئن
برگردان: سروش دشتی

سیاستمدران اروپا که مانند پناهجویان در مدیترانه بی‌پناه مانده اند

شرایط برای پناهندگان بیش از هروقت اضطراری شده است. امروزه تعداد بیشتری برای فرار از جنگ و فجایع جاری سعی می‌کنند خود را به اروپا برسانند. اخیرا تنها در یک حادثه ۹۰۰ پناهجو در راه اروپا در دریای مدیترانه جان خود را از دست دادند. نماینده گان طبقه سرمایه دار برای کشته شدگان اشک تمساح می ریزند اما اظهار می‌کنند که از پس مخارج مهاجران بیشتر «برنمی‌آیند» و بهتر است در دریا بمیرند یا به صورتی جلوی خروجشان از آفریقا گرفته شود. آنها از نگرانی اروپایی ها برای بدتر شدن خدمات و رفاه اجتماعی برای تحریک علیه پناهجویان استفاده می‌کنند. ما(چپ‌ها و مردم عادی) باید این استدلال راسیستی جناح راست‌ را طرد کرده و تلاش‌شان برای قرار دادن کارگران در مقابل هم را درهم شکنیم. ما باید نشان دهیم «انگل‌ها» – که به واقع سرمایه داران هستند – را بر نمی تابیم.

تنها در سال گذشته مجموعا ۱۶۰۰ پناهجو در حوادث دریای مدیترانه غرق شدند، این درحالیست که هنوز «فصل پناهندگی» که ماههای تابستان است، شروع نشده است. اما در حقیقت اینها حوادث نیستند و قتل نام دارند. سیاستمداران اروپایی دقیقا می دانند چه می‌کنند، در دم برای کشته شدگان اشک تمساح می‌ریزند و در بازدم پیشنهادی را مطرح می‌کنند که چطور می توان جلوی پناهجویان را گرفت که به اروپا نیایند، و یا پیشنهاد برگرداندن بیشتر پناهجویان غیرقانونی را مطرح می کنند، و غیره و غیره. ما به روشنی این را در رسانه ها بعد از اتفاق اخیر دیدیم.

نمایندگان سیاسی طبقه سرمایه‌دار چندین باره استدلالات کلبی مسلکانه شان را تکرار کردند: ما به همه جهان نمی توانیم کمک کنیم !، ما از عهده مخارج برنمی‌آییم!، ترغیب کردن عده بیشتر برای آمدن به اروپا به «تراژدی‌های ‌مرگ» بیشتری منجر می‌شود!، اگر بر مدیترانه نظارت داشته باشیم می توانیم پناهجویان را از مرگ نجات دهیم!.

حتی کسانی که از مهلکه آب و دریا جان سالم به در بردند باید منتظر زندگی مثل یک پناهجوی غیرقانونی یا در بهترین حالت با اجازه اقامت، باشند. این شرایط به همراه سرکوب راسیستی موجود موجب می شود به پناهجویان امکان کمتری در زندگی داده شود و آنها را به سمت لایه هایی از طبقه کارگر که شدیدترین درجه استثمار در آن جاری‌ست، غربال شوند. قرارداد احزاب راست و حزب محیط‌ زیست درباره مهاجرت نیروی کار در بهار ۲۰۱۴ دقیقا به این علت بود که تعداد مهاجران با دستمزدهای پایین را افزایش دهد که به این ترتیب بتواند دستمزد همه طبقه کارگر را پایین نگه دارد.

در مناظرات راجع به دوره موج جدید مهاجرت به اروپا، مهاجرستیزی به طور واضح جریان خود را به گفتار باز کرد. یکی از نتایج بحران سرمایه داری در دوره حاضر، مهاجرت در داخل اروپا به کشورهایی با شرایط اقتصادی بهتر به امید درآوردن نان شب برای خود و خانواده شان که در کشورشان هستند، بوده است.

امروزه بر در ورودی فروشگاههای مواد غذایی کشورهای مرکزی و غربی اروپا تکدی گران دیده می شوند. بورژواها از این مسئله برای دامن زدن به کمپ نفرت پراکنی علیه تکدی گری استفاده کرده اند که منجر به مواردی مانند کتک خوردن تکدی گران، آزار و اذیت های هر روزه و همچنین به آتش کشیدن چادرهای زندگی شان در مالمو و استکلهم شد، اقداماتی که بیشتر توسط تندروهای راست انجام شده است.

تحریک راسیستی راست ها و حزب دموکرات‌های سوئد
جواب راست‌ها به شرایط ناامیدکننده تکدی گران عملی به واقع مجرمانه است. برای مثال مدرات ها(حزب محافظه‌کار سوئد) اخیرا شعار انتخابی حزب دموکرات‌های سوئد(حزب راسیست سوئد) را بازتکرار کردند. این شعار این بود: «تکدی‌گری سازمان‌یافته را متوقف کنید.» و منظورشان به اصطلاح این بوده که قانون گذاران می بایست از تکدی گران از مقابل سازمان‌های تبه‌کارانه «محافظت» کنند. اما باید توجه کرد که اولا نمونه ای دال بر این موجود نیست که تکدی گران به این صورت که بیان می شود، سازمان یافته اند و ثانیا یک قانون جدید با توجه به اینکه آنها در حال حاضر توسط قانون بر ضد پااندازی حفاظت شده اند، کاملا بی ارزش است.
اگر این بلف را بررسی کنیم، می بینیم که تمرکز آن بر دامن زدن به شرایط کینه توزانه علیه تکدی گران و رنگ کردن و نشان دادن شان مانند بزه‌کاران است. مع ذالک از همه بیش بزه‌کارتر وزیر سوسیال دموکرات، «اُسا اگنر» است که پیشنهاد ضد تکدی گران که از جانب حزب محافظه کار مطرح شد را با گرمی پذیرفت.

اینجا طبقه بورژوا و نمایندگان‌شان چهره های واقعی خود را نمایان می‌کنند. حرف از دموکراسی و حقوق بشر کاملا به کناری گذاشته شده و باقی تماما کلبی مسلکی واضح و بی ملاحظه است. بعد از اینکه جناح راست با کم کردن بودجه عمومی و رفاه اجتماعی و بالا بردن استثمار تماما بی اعتبار شد، تلاش می کند که فضایی راسیستی را دامن بزند که توجه اصلی را از سوالات اساسی منحرف کرده و تکیه گاهی برای خود پیدا کند. اینکه سوسیال دموکرات ها پیشنهاد و استدلال راسیستی راستها را افشا نمی کنند چیزی جز یک رسوایی نیست.

همه احزاب جناح راست غیر از حزب سنتر خودشان را با این فاکت منطبق کردند که رای دهندگان‌ کلاسیک‌شان در انتخابات گذشته حزب راسیستی دموکرات‌های سوئد را انتخاب کردند، و برای همین آنها دست به کار شدند و پیشنهادهای مختلف راسیستی نظیر «اجازه اقامت موقت در صورتی که پیدا نکردن شغل» را مطرح می کنند. سوال اینجاست با وجود آمار بالای بیکاری چطور همه پناهجویان باید کار بیابند؟‌

مسئولیت با امپریالیسم است
برای جواب دادن به استدلال بی مایه بورژواها باید برای یک سوال جواب پیدا کنیم. چرا ما امروزه با نرخ بالای پناهندگی مواجه ایم؟‌ طبیعتا این مربوط به شرارت و فقر و بربریت که برای مثال با بوکوحرام و داعش گره می خورد. موجوداتی که ساخته و پرداخته جنگ و استثمار امپریالیستی، در صدر آمریکا و در رده های بعدی اروپا و نیروهای کوچک امپریالیستی که در جنگ عراق، افغانستان، سوریه و لیبی شرکت کردند. این جنگ ها به طور کامل منطقه را ناپایدار کرد و راه برای نیروهای ارتجاعی چون داعش فراهم کرد که اکنون پا روی گلوی مردم گذاشته است.

اما این نیروهای ارتجاعی تنها ساخته غیرمستقیم و ناخواسته امپریالیست‌ها نیستند. اول از همه آمریکا در دهه‌های گذشته همواره مشغول سرمایه گذاری کردن، سازمان دادن و تمرین دادن نظامی گروههای بنیادگرا بوده که علیه انقلاب و انقلابیون در خاورمیانه باشند. آنهایی که فرار می کنند چاره دیگری ندارند. دقیقا همان سیاستمدارانی که می گویند از پس مخارج پناهجویان بیشتر برنمی آیند همانهایی هستند که مسئول وضعیت کنونی در خاورمیانه و آفریقا هستند.

امپریالیست های غربی نه تنها توسط جنگ هایشان بلکه با استثمار اقتصادی و حمایت از نیروها و احزاب ارتجاعی، انسانهای آن مناطق را از خانه بی‌خانه کردند. طبق گزارش «کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاران تحقیقی» و «هافیگتون پست» پروژه های سرمایه گذاری بانک جهانی به طور تخمینی در دهه های اخیر، به طور فیزیکی یا اقتصادی ۳،۴ میلیون نفر را از خانه هایشان رانده است.

بر طبق این گزارش بانک جهانی و بنگاه مالی بین المللی که دست خصوصی وام دهی بانک جهانی ست، دست به تجهیز مالی دولت ها و شرکت‌هایی زده اند که متهم به نقض حقوق بشر مانند تجاوز و قتل و شکنجه هستند. در برخی موارد حتی بعد از اثبات جرم نیز بانک جهانی از سرمایه گذاری در این دولت ها و شرکت ها دست نکشید. برای مثال به تازگی توسط شخصی که قبلا برنامه ای از بانک جهانی را در اتیوپی اجرا می‌کرد، فاش شد که دولت اتیوپی میلیونها دلار که از برنامه ای که بانک جهانی از آن حمایت می‌کرد را برای برنامه راندن قومی و توده ای مردم اختصاص داده است.

از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ سازمان قرض دهنده ی متصل به بانک جهانی ۵۰ میلیون دلار در پروژه ای پمپ کرده که بالاترین درجه نتایج اجتماعی و محیط زیستی درجه بندی می شود و نتایج اش بدون بازگشت و پروژه ای بدون مشابه قبلی می باشند که این دو برابر بیشتر از دوره پنج ساله قبلی خود است.

همزمان میلیونها انسان در عراق و سوریه و لیبی و افغانستان و غیره کشته و از خانه هایشان رانده شدند. اخیرا یک گزارش از «پزشکان برای مسئولیت‌های اجتماعی» افشا می‌کند که این جنگ ها، مستقیم یا غیرمستقیم باعث مرگ ۲ میلیون نفر در عراق، ۲۲۰,۰۰۰ نفر در افغانستان و ۸۰,۰۰۰ نفر در پاکستان شده است.

این شرایط امروزه روز نه تنها ادامه می یابد که به طور مداوم بدتر می‌شود. بمباران‌های بربرمنشانه یمن تاکنون به مرگ هزاران نفر و رانده شدن ۱۵۰,۰۰۰ نفر از خانه هایشان منجر شده است. در کشورهای آفریقایی که جنگ‌های داخلی بیشماری در جریان است و کشورهای غربی در آن شرکت دارند، وضع فرق چندانی ندارد.

حقه بازی طبقه بورژوا کاملا توسط این اعداد و ارقام افشا می‌شود. اینها اثبات بلاتکلیفی کامل سرمایه داری است. با تحریک و دامن زدن به جو راسیستی و نفرت پراکنی تلاش می‌کنند کارگران و مستمندان کشورهای مختلف را بخش بندی کرده و آنها را در مقابل یکدیگر قرار دهند و همزمان نقش خود را در این موضوع پنهان می‌کنند، برای اینکه حمایت بخش بیشتری از مردم را که به سرمایه داری باور ندارند را به دست بیاورند.

سرمایه داری را براندازیم

انگلهای واقعی پناهجویان نیستند. دلیل بیکاری، کمبود مسکن، بدتر شدن شرایط زندگی پناهجویان نیستند. این پناهجویان نیستند که باید در جایگاه جواب به سوال از بین رفتن دولت های رفاه در غرب بایستند. این پناهجویان نیستند که حقوق ها را کم و کارگران را اخراج می‌کنند. این پناهجویان نیستند که که از دادن مالیات طفره می‌روند یا وقتی که شرکت ها یا بانک هایشان ورشکسته می شود مستقیم و غیرمستقیم میلیاردها دلار و یورو و کرون به عنوان کمک مالی و پاکت های نجات می گیرند.

حتی یکی از بیشماران رئیس های شرکت‌ها و سیاستمدرانی که در رسوایی فساد و تقلب های بی نهایت زیاد دخالت داشتند، در زندان نیست اما با یک کارگر ساده یا جوانی که کمی قوانین را دور بزند که چند صد کرون بیشتر دربیاورد به شکل یک فرومایه رفتار می‌شود. یکی از خویشاوندان نزدیک من که در صندوق بیمه اجتماعی کار می کند می تواند مانند بقیه کارمندان این سازمان شهادت بدهد که آنهایی که از قوانین و کمک هزینه ها سواستفاده می کنند نه در مناطق کارگری نشین که در مناطقی هستند که مرفه ترین بخش های جامعه زندگی می کنند. اما این چیزی را در رسانه ها عوض نمی کند که ۲۴ساعته این تصویر را به مغز مخاطبین پمپاژ کند که پناهجویان مثل انگل اند و فقط گیرنده خدمات اجتماعی هستند.

طبقه سرمایه دار مثل یک کفتار، خود را از خصوصی کردن پذیرش پناهجویان غنی کرد و توانستن سودهای کلان از این راه به جیب بزنند. شرکت «یوکاریو» که بزرگترین کارگزار خانه های پناهجویان اداره مهاجرت است و دارنده آن فرزند «بارت کارلسون» هست و توسط خود «بارت» اداره می شود. در این خانه های پناهجویی خصوصی شرایط پست و کثیفی در جریان است و ما هر از چند روز با گزارش های تکراری از سوء رفتار و سوء نگه داری از پناهجویان مواجه می شویم که به نظر می آید ابدا پیگری نمی شوند.

پناهجویان دستشویی های خراب، تل زباله و مبلمان و تخت خوابهای داغان را شاهد هستند. بعضی مهاجران مجبورند در زیرزمین زندگی کنند که طبق قوانین اداره مهاجرت کسی نباید در آن زندگی کند. اما با وجود این گزارش ها هیچ اتفاقی در راه بهبود وضعیت اتفاق نمی افتد و بارت کارلسون بی مزاحمت به درو کردن میلیون ها کرون از صندوقهای دولت مشغول است در حالیکه این کارها باید دولتی باشند.

دشمن طبقه کارگر در کشورهای غربی نه پناهجویان که طبقه سرمایه دار این کشورهاست. غل و زنجیر بر پای کارگران ما تلاشهای ناامید سرمایه داران است که از امتیازات و سودهاشان محافظت کنند.

در جهانی که این ظرفیت تولیدی را داراست که تمام چیزهایی که لازم داریم و می خواهیم را داشته باشیم، جهانی که ظرفیت تولیدی اش می تواند فقر و بیکاری را محو کند، طبقه بورژوا تنها وضعیت را بدتر می کند و بر سر راه توسعه و پیشرفت جامعه است و آن را به عقب برمی‌گرداند. تنها راه برای کارگران در همه کشورها پایان دادن به سیستم موجود برای یک بار و شروع به ساخت جامعه ای بهتر برای همه مردم جهان است.

  • تلاش راسیستی جناح راست را عقب برانیم
  • برای مهاجرت آزاد بایستیم
  • برای ملی کردن بانکها و شرکتهای بزرگ که می توانند کار و رفاه و مسکن برای همه به ارمغان بیاورد، بایستیم
  • برای یک انقلاب سوسیالیستی که به جنگ امپریالیستی و ظلم پایان دهد، بایستیم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)