هر از گاهی در لابلای صفحه حوادث روزنامه، تجربه ای می خوانیم مربوط به ربوده شدن یا مورد تجاوز قرار گرفتن زنی یا زنانی. مردی گوشه ای از شهر را هدف قرار گرفته و تحت عنوان تاکسی، مشغول آزار و اذیت زنان است. یا تجربه ای از زبان رفیقی می شنویم که حاکی از مورد آزار قرار گرفتن دختری است، از متلک پرانی در محل های عمومی گرفته تا دنبال شدن توسط غریبه ای در دل شب و کوچه ای خلوت که بر حسب شانس و اتفاق طرف جان سالم به دربرده، یا شاید هم اسیر حادثه شده است. آزارهای خیابانی همیشه هم شنیدنی نیست.

به گزارش مهرخانه، کمتر دختری است که تجربه بیرون رفتن از خانه برایش مساوی با تجربه مورد آزار خیابانی قرار گرفتن نباشد و مسئله ای از این دست برایش پیش نیامده باشد.

آزارهای خیابانی چیست؟
خشونت و آزار زنان به طور کلی در دو حوزه عمومی و خصوصی اتفاق می افتد. برخلاف خشونت در حوزه خصوصی که تنها در محیط خانه و از طرف خویشاوندان زن اتفاق می افتد، خشونت در حوزه عمومی عرصه های گسترده تری را در بر می گیرد؛همچون: خیابان، محل کار، مراکز آموزشی، تلویزیون و دیگر رسانه های جمعی، و…. اما آنچه در این گزارش مورد بحث قرار می گیرد، آزارهایی است که تنها در خیابان بر زنان اعمال می شود و امنیت روحی و جسمی آنها را به مخاطره می اندازد.
این آزارها معمولاً شامل آزارهای جنسی و روانی می شوند و بعضاً در اشکال حادتر، خشونت جسمی و فیزیکی را هم در بر می گیرد. در حالت کلی آزارهای خیابانی به دو شکل آزارهای گفتاری و رفتاری اعمال می شوند. این آزارها از رفتارها و گفتارهایی چون خیره شدن و نگاه سنگین شروع می شود و تا نهایت آن که تجاوز است، ادامه می باید. در واقع کلیه رفتارهایی چون خیره شدن، متلک پراندن، لمس کردن، بوق زدن، دنبال کردن، اصرار بر شنیدن یا دیدن آنچه شخص مایل نیست و در نهایت تجاوز، همگی رفتارهایی هستند که شامل آزارهای خیابانی می شوند.
آزار زنان در خیابان، از تلخ ترین و ماندگارترین تجربه های آنان است که از سال های نوجوانی و چه بسا کودکی با زنان همراه می شود و در طول عمر همراه آنهاست. خاطره این آزارها، نه تنها موجب تحقیر و تخریب عزت نفس و اعتماد به نفس زنان می شود، بلکه ذهنیت و وجود آنها را با ترسی دائمی و مرضی همنشین می کند؛ ترسی که ناشی از احساس گناه و ناامنی است و شخص را همواره در حالتی از انتظار و هراسِ مورد آزار واقع شدن قرار می دهد.

آنچه معمولاً به دنبال این گونه ترس و اضطراب زنانه ناشی از آزارهای خیابانی می آید، علاقه مندی ناخودآگاهانه زنان به دوری از جامعه است. دوری از مکان های شلوغ و پرازدحام و نداشتن ارتباط با افراد، ساده ترین حسی است که هر زنی که در معرض آزار قرار گرفته است، به آن تمایل پیدا می کند. از جمله آسیب هایی که پیامد آزارهای خیابانی در زندگی زنان است، گوشه گیری و انزواطلبی، ترس و فرار از داشتن هر گونه ارتباطی با جنس مخالف، از دست دادن اعتماد به نفس، احساس اضطراب و استرس، بدبین شدن به جامعه، کاهش مشارکت اجتماعی و آشفتگی در روابط اجتماعی است. در واقع، داشتن زندگی سالم و رفت و آمد راحت در اجتماع که حق هر انسانی است، در چنین موقعیتی از زنان سلب می شود.

زنان روایت می کنند
آنچه به عنوان روایت های زنان از آزارهای خیابانی می آید، نتیجه مصاحبه گروهی با تعدادی از زنان ساکن شهر تهران است که از تجربه های زیسته شان در مواجهه با آزارهای خیابانی می گویند.
“مسئله امنیت در خیابان، به نظر من شامل 2 بحث می شود، احساس ناامنی و ترس و یا آزاری که عملاً با آن روبرو می شویم. اخیراً چیزی که بیشتر من را آزار میدهد حس انتظار است؛ اینکه این احساس ناامنی آنچنان در ذهن من ایجاد شده که من مثلاً وقتی سوار تاکسی می شوم، هر لحظه منتظرم اتفاقی برایم بیفتد، راننده حرف نامناسبی بزند، مسافری جوری بشیند که ناخوشایند باشد و یا چیزی ببینم و بشنوم که مایل نیستم! این حس انتظار و ترس برای اتفاقی که هنوز نیفتاده، بدتر از خود حادثه است و همیشه با من همراه است…”
اینها را مهسا می گوید. 28 سال سن دارد و شاغل است. به نظرش مسئله آزارهای خیابانی در طول زندگی زنان با آنهاست و هر روز پررنگ تر و تخریب کننده ترمی شود. وی معتقد است شنیده هایش از تجربه های دیگران در مواجهه با آزارهایی چون ربوده شدن و تجاوز، ترس عمیقی در ذهنش ایجاد کرده و هر آنچه از این گونه خشونت ها را هم که تجربه نکرده باشد، شنیدنش کافی است تا برایش هراسی دائمی ایجاد کند.

بهار 29 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد است. می گوید نسبت به مکان هایی که خودش در آنجا تجربه ناخوشایندی داشته و خاطره ای از آزارهای خیابانی دارد، دارای احساس ترس و اضطراب شده و این ترس تا همین حالا با وی است. “من تا 15 سالگی اصلا از خیابانمان نمی ترسیدم. بعد از اینکه یک بار صبح در راه مدرسه آقایی مزاحمم شد، تا همین حالا نسبت به این خیابان احساس ترس و دلهره دارم و زمان های تاریکی و خلوتی ترجیح می دهم طول خیابان را بدوم. یا مثلاً بخاطر تجربه های بدی که از نشستن روی صندلی عقب تاکسی دارم، همیشه سعی می کنم صندلی جلو بشینم و یا حتی در قسمت عقب کرایه 2 نفر را بدهم تا خیالم راحت تر باشد!”
اما زهرا در لا به لای تجربه هایش از آزارهای خیابانی به نکته دیگری اشاره می کند:”تقریباً همه دخترها از دوران کودکی با همچین تجربه هایی رو به رو بوده و هستند. اما چیزی که در میان هست و ما را بیشتر آسیب پذیر می کند، این است که ما در مورد این تجربه ها و آزارها با کسی صحبت نمی کنیم. فضای فرهنگیمان به گونه ای است که دخترها این اجازه را به خود نمی دهند که این مسائل را با خانواده در میان بگذارند؛ چرا که اگر این اتفاق را مطرح کنیم اول خودمان متهم می شویم و بعد کسی که ما را آزار داده است. پیامد گفتن این موضوع به خانواده، در درجه اول محدودیت خودِ دختر است”. وی که خود 25 سال دارد و کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی است، به تجربه اش از مزاحمت های تلفنی اشاره می کند. فرد ناشناسی که با تماس با وی وقتی 10 ساله بوده، موجب ترس و اضطراب زهرا از تلفن تا همین امروز شده و حالا هم هنوز علاقه ای به جواب دادن به تلفن ندارد!
مینا از تجربه اش در سوار تاکسی شدن در هفته گذشته می گوید. وقتی که کلی منتظر شده تا حتما “تاکسی” پیدا کند و با دیدن راننده سن و سال دار، با خیال راحت روی صندلی جلو می نشیند.”در طول مسیر طولانی، بخاطر کارم مشغول تلفن حرف زدن بودم و احساس می کردم محتویات کیفم در حال فشار وارد کردن به پایم است. نزدیک محلی که باید پیاده می شدم، کیفم را برای برداشتن پول از روی پا برداشتم که دیدم دست راننده روی پایم است. خوشبختانه در ترافیک بودیم و تنها کاری که توانستم بکنم این بود که سریعاً از ماشین پیاده شدم. از فردای آن روز، تا مدتی به شدت مضطرب و پریشان بودم و حتی چند روزی با لباس های تماماً مشکی به خیابان می آمدم. دقیقا چند روز پیش دوباره با همین لباس ها وقتی در حال عبور از پیاده رو بودم، آقایی حین عبور مرا لمس کرد که این بار توانستم فریاد بلندی بزنم!” مینا کارشناس ارشد مطالعات زنان و شاغل است و 27 سال سن دارد. وی معتقد است این آزارها ناشی از انحراف جنسی مردان و عدم ارضای صحیح نیازهای جنسی است.

به نظر می رسد مسئله ای که برای خیلی از دختران آزاردهنده و مشکل زا است، عبور از پیاده رو و وجود شمشادهای بلند کنار آنهاست که در کنار هم مکان بی دفاعی را تشکیل می دهند و بسیاری از دختران تجربه رفتارهای ناخوشایند مردان در این گونه مکان ها را دارند. ریحانه 26 ساله است و دقیقاً چنین تجربه ای را دارد: “5 سال پیش نزدیک خانه مان بودم و داشتم از پیاده رویی پر از شمشادها رد می شدم که احساس کردم کسی از پشت سر دنبالم می کند. برگشتم دیدم دارد به سمت من می آید و نزدیکم می شود. همانجا از میان شمشادها به سختی پریدم کنار خیابان که ماشینی هم همزمان برایم ترمز کرد. تا آمدم برای فرار از شرایط سوار شوم، راننده دیگری گفت اینها همدست هستند و چند لحظه بعد از اینکه من سوار نشدم همان پسر سوار ماشین شد و رفت. فکر اینکه اگر سوار ماشین شده بودم ممکن بود چه اتفاقی برایم بیفتد، تا چند روزی شدیداً آزارم می داد.”
اما آنچه تجربه مشترک همه دختران در مواجهه با اولین آزارهای خیابانی در سنین معمولاً نوجوانی است، سکوت و حس خود متهم انگاری است. اینکه فرد نه تنها از شرایط پیش آمده احساس ترس و نگرانی می کند، بلکه دچار عذاب وجدان و شرم از خویشتن نیز می شود و خود را مقصر اصلی می داند. این احساس، البته که تا زمانی طولانی با فرد خواهد  بود. تا وقتی که فرد بر ماهیت آزارهای خیابانی و به طور کلی خشونت آگاه شود و سعی در مقاومت در برابر خشونت کند. این احساس خود مقصرپنداری، چه بسا برای برخی از زنان تا آخرعمر ادامه پیدا کند.
الهه 26 ساله و مددکار اجتماعی است. “حدود یک سال قبل هنگام عبور از پل هوایی بود که مردی در کل مسیر پل به دنبالم آمد و با حرفای رکیک و متلک پرانی به شدت مرا تحت فشار قرار داد. از طرفی هم روی پل هیچ امکانی برای عوض کردن مسیرم نداشتم و کسی هم نبود که از او کمک بخواهم. همین مسئله برای همکارم نیز مدتی پیش اتفاق افتاد که بخاطر شدت بیشتر مزاحمت، از آن پس برادرش دم پل هوایی می آید دنبالش!” الهام معتقد است این گونه مزاحمت ها دختران را به شدت محدود می کند و امکان فعالیت های اجتماعی را از آنها سلب می کند. در چنین شرایط دختر نمی تواند در هر جایی کار یا تحصیل کند و باید امکانات رفت و آمدش را نیز در نظر بگیرد.

تاثیر منفی این گونه آزارها در ارتباط با جنس مخالف مسئله دیگری است که نگار 23 ساله به آن اشاره می کند. وی همچنین از عدم حمایت نهادهای امنیتی و دولتی در این شرایط نسبت به زنان گله مند است. “یکی از اتفاقاتی که برای من افتاده، وقتی بود که در مسیر خانه در حال پیاده روی بودم، در مسیر چند جوان پشت سرم شروع به زدن حرف های رکیک و جنسی کردند و من شدیداً به خاطر تاریکی و خلوتی خیابان و تنها بودن ترسیده بودم. در همان حال زنگ زدم 110، اولاً که چند دفعه اشغال بود، و بعد هم اپراطور بعد از پرسیدن آدرس، از من خواست که گوشه ای بیاستم تا پلیس برسد! در آن شرایط پر از استرس و با وجود چندین پسر پشت سرم غیرعقلانی ترین کار همین بود و من اصلاً نمی فهمیدم منظور اپراطور چیست. بعد از اینکه گفتم نمی توانم بیاستم، ایشان گفتند برایشان امکان ندارد در طول مسیر مرا پیدا کنند! نهایت اینکه خود پسرها با این تلفن حرف زدن من، مسیرشان را عوض کردند و من بدون هیچ کمک و حمایتی از طرف پلیس رسیدم خانه.”
همچنین سحر که دانشجوی ادبیات و 22 ساله است، به پیامدهای روحی این آزارها اشاره می کند. احساس ضعف و ناتوانی که زنان در این شرایط با آن رو به رو می شوند و عملا هیچ اقدام مناسبی نمی توانند بکنند و تنها چیزی که همیشه با آنها می ماند، احساس تحقیر و ناتوانی است.

آزارهای خیابانی؛ دلایل و راهکارهای مقابله
آزارهای خیابانی پدیده ناهنجاری است که در سطح جهان قربانیان فراوانی دارد و امروزه یکی از دغدغه های قابل توجه کارشناسان مسائل اجتماعی و فعالان حوزه زنان است، به طوری که با رویکردهای متفاوتی این مسئله را تبیین نموده اند. در چنین شرایطی با توجه به آسیب های فردی و اجتماعی آزارهای خیابانی و تکثّر روزافزون و متنوع آن، ضرورت طرح و بررسی و برنامه ریزی در مواجهه با آن ضروری به نظر می رسد.
به نظر می رسد ما از یک سو با مردانی رو به رو هستیم که به علت تربیت نامناسب و فرهنگ غلط اولاً خود را محق در انجام این رفتارها می دانند و مزاحمت برای زنان برایشان تبدیل به ارزش شده، و از سوی دیگر با فروپاشی اخلاقیات هم برای زنان و هم برای مردان جامعه مواجهیم؛ چرا که در گذشته ایجاد مزاحمت برای زنان تنها متعلق به افراد خاص و اندکی بود که دارای سابقه شرارت بودند و در صورت مزاحمت نیز افراد دیگر سریعاً مداخله و فرد مزاحم را شماتت می کردند. اما امروزه نه تنها مردان در همه قشرها و طبقات اجتماعی به ایجاد مزاحمت، به مثابه حقی برای خود و نوعی سبک زندگی می نگرند، بلکه حتی مردان یا زنان حاضر در صحنه نیز دخالتی در این خصوص نکرده و حمایتی از قربانی نمی کنند. در واقع آنچه از میان رفته است، حس مسئولیت و وجدان تک تک افراد جامعه نسبت به موضوعی مهم و حساس است.
اما اینکه چگونه می توان این گونه آزارها را کاهش داد و محیطی امن تر برای زنان در جامعه ایجاد کرد، بحث دیگری است که راهکارهای متفاوتی دارد و در دو سطح پیشگیری و درمان قابل بررسی است؛ در مورد پیشگیری که همواره بر درمان مقدم است، می توان گفت اولین قدم آموزش خود زنان و دختران است؛ مخصوصاً آموزش عمومی از سنین کودکی و صحبت کردن با دختران در مورد احتمال این گونه آزارها و اینکه در چنین موقعیتی چه باید بکنند، آگاهی بخشی به نیمی از افراد جامعه است که در معرض آسیب هستند. با این حرکت، هم از احساس قربانی بودن و خودمقصر پنداری زنان جلوگیری می شود و هم به آنها آموزش داده می شود که چگونه در چنین موقعیت هایی به جای سکوت و تحمل منفعلانه، اعتراض کرده و فرد خاطی را سرزنش کنند.
قدم بعدی تربیت پسران از سنین کودکی و در مدرسه است و همچنین آموزش به مردان جوان. گویا بسیاری از مردان از پیامدهای این گونه رفتارهای خود بی خبرند و همانطور که ذکر شد، به این گونه رفتارهای خود اساساً به عنوان نوعی تفریح و سبک زندگی می نگرند. گوشزد کردن این موضوع که اینگونه رفتار و گفتار، آزار محسوب می شود و نه تنها حق مسلمشان نیست، بلکه تجاوز به حق آسایش دیگران است، قطعاً گام مهمی برای پیشگیری از این رفتارهاست.

اما درمان آزارهای خیابانی که نیاز روز جامعه است و مسئله ای اولویت دار و فوری به نظر می رسد، در درجه اول نیازمند شکستن تابوی وجود مزاحمت های خیابانی و مطرح شدن این موضوع در رسانه های جمعی به عنوان یک معضل اجتماعی است. طرح صورت مسئله، اولین و مهمترین راهکار کاهش آزارهای خیابانی است. و قدم بعدی وجود حمایت های دولتی هم در سطوح قانونی و هم در سطوح ارائه مشاوره های روانشناسی رایگان به آسیب دیدگان این گونه حوادث است. ایجاد راهکارهای قانونی برای سهل و آسان کردن امکان شکایت و اعتماد به زنان به جای نیاز به راه های عجیب و غریب اثبات ادعا، و حمایت از آسیب دیدگان مزاحمت هایی چون تجاوز- که تا مدت ها زندگی فرد را دچار اختلال می کند-، همگی راهکارهایی جهت کاهش آسیب ها و پیامدهای مزاحمت های خیابانی است.
در نهایت اینکه مقابله با آزارها و مزاحمت های خیابانی وظیفه و مسئولیت همگانی اعضای یک جامعه است و زنان و مردان همگی دارای حدی از مسئولیت در مقابل ایجاد و افزایش آن هستند و بنابراین هر یک برای کاهش آن باید اقدامی انجام دهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)