بر روی نیمکتی در اتاق کوچک خوابگاه نشسته ام و صفحات آخرین شماره نشریه Vogue* را ورق می زنم. دوستم در آشپزخانه مشترک خوابگاه در حال ریختن چای کُردی است. از اینکه چای من تلخ باشد نگران است و با آب آن را رقیق می کند. میزبان کاملی است و مهمان نوازی او به مانند یک کُرد واقعی است. نامش “فِرات یعقوب تاش” است و قبول کرده که با من درباره کُرد بودن و گی بودن صحبت کند.

“من همیشه می دانستم که یک همجنسگرا هستم، همیشه می دانستم. ترجیح میدهم بگویم که همیشه می دانستم متفاوت بود، فقط نمی دانستم که چرا متفاوت بودم”.

“در حین بزرگ شدن متوجه شدم که تفاوت من به خاطر تمایلات جنسی ام  است”.

“کلاس هفتم بودم٬ فکر کنم سیزده سالم بود که در یک اردوی مدرسه به طور اتفاقی صحبت پسرها را در مورد فیلم های بزرگسالان شنیدم. آنها به [فیلم ] پورن گی ها اشاره می کردند. منظورم پورن همجنسگرایان بود و [اینجا بود که] من فکر کردم این تمایل [جنسی] من است”.

“این اولین تلنگر به من بود. [ وقتی] کلمه گِی را شنیدم و با بخش جنسی ترکیب شد و به ناگاه  احساسی برای من ساخت. من معنی کلمه را با دقت بررسی کردم. هرچه را که به دستم می رسید می خواندم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که: این همان چیزی است که من بودم؛ و این زمانی بود که فهمیدم همجنس گرا هستم”.

“در واقع ابتدا فکرم این بود که نمی خواستم گی باشم. [یعنی] آن زمان نمی خواستم باشم. من می خواستم متفاوت تر از آن چیزی که بودم باشم، حالا می توانم اضافه کنم که [حتی فکر می کردم که]همجنس گرایی کثیف، پلید و البته شرم آور نیز بود”.

“من به هر خدایی دعا می کردم. تنها می خواستم این نفرین از بین برود. احساس می کردم این یک نفرین یا آزمونی از یک قدرت برتر بود”.

“به مرور زمان با این مساله کنار آمدم. پروسه ای طولانی بود. هرگاه در برابر آینه می ایستادم و به آن نگاه می کردم، آن چیزی را که می دیدم دوست نداشتم. این را شرم آور دیده و احساس بدی هم نسبت به خودم داشتم. اینسوی وجودم را پنهان می کردم و درباره اش با کسی حرف نمی زدم. می ترسیدم آنها همجنس گرایی و یا “زنانگی” من را بیابند که این مرتبط با همجنسگرا شدن بود. ازعکس العمل مردم واهمه داشتم، بنابراین پنهان نگه اش داشتم”.

“سالها بعد، نیازمند این بودم که با خودم مبارزه کنم. نوزده ساله بودم که تصمیم گرفتم و گفتم که اینک زمانی است که باید خودم را بپذیرم”.

سال آخر دبیرستان به دوستان نزدیکم گفتم. سپس به دوستان دیگرم، خواهرم و پسرخاله هایم گفتم. اواسط همان سال هم والدینم را در جریان گذاشتم.

نایلا: عکس العمل آنها چکونه بود ؟
ابتدا به پدرم گفتم. آن زمان سخت ترین دوره ای بود که طی آن مدت داشتم. اما می خواستم آن را انجام دهم. احساس تحت فشار بودن نداشتم. به او گفتم  و همه دلایل را مطرح کردم، او داشت کارش را انجام می داد. در انتهای صحبتمان از او به کردی پرسیدم: “پدر میتونی با من کنار بیای؟” او پاسخ داد: “چطوری میتونم نپذیرمت؟ تو پسرم هستی.”

نایلا: فکر میکنی دگرباشان کُرد (لزبین، گی، بایسکشوال و ترنسسکشوال) چه نقشی می توانند در مبارزات آزادی خواهانه و هویتی کُردها ایفا کنند؟
معتقدم که جامعه دگرباشان در مبارزات کُردستان می توانند بستری برای در هم کوبیدن دیوارهای تابو ارائه کنند. این می تواند درک درستی از تفاوت ها نه تنها تفاوت های سیاسی و دینی  بلکه حتی تفاوت ها در گرایش جنسی نیز به دست آورد.

نایلا: چرا حمایت یکسانی در داخل جنبش آزادیخواهی کُردی آنچنان که برای زنان وجود دارد برای دگرباشان وجود ندارد؟
من نقل قولی از عبدالله اوجلان دارم. او می گوید: یک جنبش بدون حضور زنان جنبش نیست. هنگامی که تو می بینی زنان در خط مقدم هستند، زمانی که آنها حضور دارند، پس شما یک جنبش موفق خواهید داشت.

پ.ک.ک سکینه جانسز را داشت. ما نباید زنانی را که راه را برای حقوق زنان هموار کردند فراموش کنیم. در ساختار اجتماعی جامعه کُردی انقلابی در زمینه جنسیت شده است؛ اما درباره گرایش جنسی یا فقط روابط جنسی در هیچ کجایی اشاره ای نشده است.

نایلا: چرا اینگونه نیست؟
نیاز برای این وجود دارد. اما همین اواخر است که به این موضوع اشاره می شود. صباحت تونجل [نماینده کُرد پارلمان ترکیه از حزب ه.د.پ ] حامی حقوق دگرباشان کُرد و غیر کُرد است. او آشکارا در مورد همجنسگرایی صحبت می کند، اما وقتی به مناطق کُردنشین می رود اشاره ای به آن نمی کند. به این دلیل است که هنوز هم شرم آور محسوب می شود. هنوز تابو است.

مشابه آن در دهه 1980 بود، زمانی که پ.ک.ک درباره ایدئولوژیی که من با آن موافقم جلساتی داشت؛ زنان محلی در آن جلسات حضور نداشتند و مردان به عنوان اعضای خانواده به آنها اجازه حضور نمی دادند. چراکه این فضا به آنها تعلق نداشت.

حضور دگرباشان نیز به همان صورت است. ما باید فضا را ایجاد کنیم. در طول انتخابات محلی که شهردارانی از احزاب حامی کُردها نیز حضور داشتند، نشان دادیم که افرادی از جامعه دگرباشان نیز حضور دارند.

نایلا: چرا جنبش کُردی یک سخنگوی بی پروا برای حقوق دگرباشان که خود او نیز دگرباش باشد ندارد؟
این بسیار خوب می شود مدلی داشته باشد که یکی بتواند تکریم کند و بتواند بگوید “من اینجا هستم.” این همان چیزی است که ما می خواهیم. جنبش کُردی کمبود کسی را دارد که بتواند حقوق دگرباشان را در برنامه کارش قرار دهد. ما کمبود یک سخنگو داریم.  چراکه دگرباش بودن همچنان تابو است.

نایلا: آیا تو فکر میکنی این تغییر خواهد کرد؟
اگر وضعیت به گونه ای باشد که اکنون شاهدیم خیر. اما در جنبه های اجتماعی بله. ما می بینیم که افراد دگرباشِ بیشتر و بیشتری با پس زمینه کُردی برای زندگی دوگانه شان پیشقدم می شوند.

این یک بیماری نیست. چیزی نیست که آنها انتخاب کرده باشند. انسان ها نمی توانند انتخاب کنند که لزبین باشند. آنها نمی توانند انتخاب کنند که همجنسگرا باشند. شما اینگونه به دنیا آمده اید.

به محض اینکه کُردها متوجه شوند و بپذیرند که این چیزی است که شما با آن متولد شده اید، همانطور که آنها دگرجنس گرا (هتروسکشوال) بدنیا می آیند، به عنوان یک انسان برابر پذیرفته می شوند؛ آنگاه ما مشکلی نخواهیم داشت.

فکر نمی کنم نیازی به این باشد که جنبشی جداگانه در درون جنبش کُردی داشته باشد، اما باید به آنها (دگرباشان) فضای بیشتری داده شود.

نایلا: درباره بحثی که بعضی از کُردها مطرح می کنند که اکنون زمان آن نیست به حقوق دگرباشان پرداخته شود چه فکر می کنی؟ آیا موضوعات مهمتری برای خلق کُرد در دستور کار وجود دارد؟
چند سال پیش هم زمان مناسبی برای پرداختن به حقوق زنان نبود. این پاسخ من خواهد بود.
چرا شما از چیزی متنفری که درباره اش نمی دانی؟ اگر برادر شما همجنسگرا نیست، اما دوست شما است. اگر خواهر شما همجنسگرا نیست، اما همسایه شما که است.

ما در حال حاضر باید درباره این موضوع بحث کنیم. مشکل این است که مردم لازم نمی بینند درباره همجنس گرایی بحث و گفتگو کنند. اما ما نیاز داریم که این نگرش را از بین ببریم. می توانیم درباره همجنسگرایی  صحبت کنیم و اطلاعات را به اشتراک بگذاریم. با خانواده هایتان درباره آن صحبت کنید شاید یکی از آنها همجنسگرا باشد. من نمی گویم که درباره سکس صحبت کنید، منظور من این است که در رابطه با یک هویت صحبت کنید.

همجنسگرایی بخشی از هویت است. پیام من این است که ما باید پافشاری کنیم [و بگوییم] که “ما که هستیم”. راهی که ما به عنوان کُرد برای استقلال و دمکراسی مصمم  برآن ایستاده ایم و همچنین ما باید بر هویت و حقوق دگرباشان اصرار بورزیم.


*نخستین مجلهٔ مصور ویژه مد و شیوه زندگی و یکی از مشهورترین و تاثیرگذارترین مجلات مد در جهان است.
منبع: alliance for kurdish rights

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)