ماە عسل کوردها با حکومت بعد از “پهلوی دوم” کمتر از ٧ روز بود بعد از ٢٩ بهمن ١٣۵٧ و در پی تسخیر پادگان مهاباد توسط مردم از تریبون‌های رسمی حاکمان تازە بە دوران رسیدە فریاد وا مصیبتا سر دادە شد و در پس همان تسخیر چکمە پوشانی کە سرمست ائتلاف با روحانیت بودن کوردستان را میدان آزمایش خود و جولانگاە تعهد بە حاکمیت نوپا قلمداد کردند. کشتار و سرکوب کوردستان نیازمند تفسیر دینی بود و تفسیر سادەتر از آنچە بود کە تصور میشود و خمینی حاکم مذهبی جمهوری اسلامی سرکوب کوردستان را تقابل کفر و اسلام پنداشت در پس این پندار و در راستای استحکام ادعای مذکور در ٢٨ مرداد ١٣۵٨ فتوا علیە کوردها صادر نمود او بارها اذعان کرد کە ” ما با کفر میجنگیم نە با کورد”
و در بسیاری از مواقع سپاهیان کە در پس فتوا بە کوردستان سرازیر شدە بودند نماز را جهت تبلیغ در خارج از پایگاه‌های نظامی خود، در ملاء عام و دور از مردم و با حضور اسکورت برگزار میکردند و اگر دلیل این رفتار را میپرسید با جواب “جهت آشنایی مردم با دین اسلام” روبرو میشودی این مسئلە جدا از این بود کە در مدارس کوردستان در تمام دهە ۶٠ و تا اواسط دهە ٧٠ چگونگی وضو گرفتن و نماز خواند آموزش دادی میشود تمام دیدگاەها حاکمان و رفتارهای ماموران از ملیشیاهای سپاە تا ماموران آموزشی حکومت گرفتە از یک مسئلە پیروی میکرد “آنها معتقدند کوردها مسلمان نیستند و باید کاری کنند کە کوردها بە اسلام بەگروند”. حاکمان مسلمان تازە بە قدرت رسیدە گفتمان کوردستان را بر اساس تقابل کفر _اسلام تفسیر میکردنند و در تلاش بودن از طریق چنین تقابلی پایگاە مردمی در بین مردم مسلمان کوردستان ایجاد نماید و اندیشەهای حکومتی و اکثرا قومگرایانە حاکمیت بە نماید اسلام تبدیل شدە بود و هر اندیشە کە در ضدیت با اندیشە حاکمیت بود بە نماد کفر قلمداد میشود.
این سیاست با شناخت بیشتر کوردها از حاکمیت و همچنین با ایجاد ارتباطات میان فردی و رسانەی در بین مردم ایران بە بن بست رسید و دیگر نە کوردها حاکمان را نمایندە اسلام قلمداد میکردند و نە دیگر ملل ایران، کوردها را کافر میپنداشتن اما در برابر این مسئلە حاکمان بە هدف خود، “کسب مشروعیت اجتماعی از جامعە کوردستان دست نیافتە بودند؛ در برابر آن گفتمان کوردستان نیز از پایگاە اجتماعی قدرتمندی برخوردار بود و همچنان در تقابل با ارادە حاکمیت نیز رفتار میکرد و میکند.
خامنەای در روز دوشنبە٢٨ اردیبهشت در مراسمی کە برای قدردانی از کشتەشدگان کورد وابستە بە حکومت برگزار شدە بود ادعا نمود کە “مشکل کوردستان” مسئلە “تفرقە بین سنی و شیعە” است و او همچون گذشتگان این مسئلە “تفرقە” را هم بە خارج از مرزهای ایران ربط داد اینکە در ایران سنی‌های بە عنوان یک اقلیت مذهبی از حقوق مذهبی خود برخوردارند یا نە؟ این مسئلە را بررسی نمی‌کنیم اما اذعان “تفرقە بین سنی و شیعە” در شرایط کنونی و در مورد کوردستان از طرف پرقدرتترین فرد حاکمیت جمهوری اسلامی نشاندهندە این مسائل است:
١: حاکمیت هنوز در کوردستان از مشروعیت اجتماعی برخوردار نیست و نمیتواند ارادە خود را بر کوردستان تحمیل نماید.
٢: گسترش جغرافیای گفتمان ملی کوردها در سطح کوردستان شرقی حاکمیت را با وحشت روبرو کردە و در تلاش است گفتمان ملی کوردها را با سنی‌گری پیوند دهد تا از این طریق سدی در برابر گفتمان هویت‌خواهی کوردها در کوردستان شرقی ایجاد نماید.
٣: مسئولین جمهوری اسلامی از مطرح کردن مطالبات هویت‌خواهی در سطح ایران بە دلیل تنوع ملی کە در جغرافیای موسوم بە ایران وجود دارد، در وحشت هستند. و در تلاشند مطالبات ملی در ایران با برچسبهای تقلی شناختە شود
۴: جمهوری اسلامی هم در سطح کوردستان و هم در سطح ایران از مشروعیت دینی گذشتە برخوردار نیست و دیگر نمی‌تواند گفتمان کفر _اسلام را برای توجیە سرکوبهای خود در کوردستان بکارگیرد.
برچسب زدن “تفرقە سنی و شیعە” بر مطالبات هویت‌خواهی کوردها در کوردستان شرقی از طرف آیت‌اللە خامنەای در واقع حاکی از شکست در سیاست‌های تبلیغی گذشتە علیە کوردها است؛ این برچسب جدید، آغاز سرفصلی تبلیغی نو برای ضدیت با کوردستان است در سرفصل جدید سیاست تبلیغی علیە کوردستان کوردها سنی‌های هستند کە توسط کشورهای همسایە هدایت میشوند.
گمانی نیست در آیندە نزدیک در رسانەهای وابستە بە جمهوری اسلامی با مسئلە بولدکردن فعالیت و حضور گروه‌های مذهبی سنی‌گرا در کوردستان شرقی روبرو خواهیم شد.
شکست در سیاست‌های گذشتە جمهوری اسلامی در کوردستان و مشروعیت اجتماعی مطالبات ملی در کوردستان خامنەای را بر این داشتە این دفعە برای پاک کردن صورت مسئلە از برچسب ” تفرقە بین سنی و شیعە” استفادە نماید. اما علی‌رغم این مسئلە فعالین ملی کورد باید برچسب جدید را جدی تلقی نمایند و برای مقابلە با آن طرحهای در دست داشتە باشند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)