11052525_10153778690865130_5996142362670859729_nبار دیگر زرادخانه های لجن پراکنی پروامپریالیستهای وطنی، هجمه ای را علیه تاریخ جنبش چپ و کمونیستی ایران آغاز کرده اند. مجلات نئولیبرال چند سالی است بخش تعطیل نشدنی ای با موضوع تاریخ چپ و با محتوی حمله به جنبش کمونیستی بین المللی و داخلی دارند. یک یاوه نویسی تمام عیار با اهداف کاملا طبقاتی و مشخص؛ تلاش برای بی آبرو کردن چپ در نظر مردم، بستن همۀ آن صفاتی که لایق خودشان و حامیان مالی و سیاسی شان در جناحی از بورژوازی ایران است، به کمونیستها و پیشگامان انقلاب مردم و پرولتاریای جهانی. یک روز لنین و کرونشتات و “قتل میلیونها نفر در جنگ داخلی”، یک روز استالین و “چهل میلیون آدمی که کشت”، یک روز مائو و “ده میلیونی که فقط در یک فقرۀ انقلاب فرهنگی نابود کرد”، یک روز هم حیدر خان و پیشه وری و سازمان انقلابی و فداییان و جزنی و احمدزاده و پویان و اشرف و الی آخر.

آنها کار خودشان را می کنند. آگاهانه و با نقشه و هدف و استراتژِ و ابزارِ توانمند. امثال قوچانی و خجسته رحیمی و بارسقیان و علی ملیحی و بابک بیات و تورج اتابکی و عباس میلانی و حمید شوکت و هوشنگ ماهرویان و غیره و غیره و غیره، مسئولیت طبقاتی شان به عنوان سخنگویان یقه سفید و یقه طلایی دستگاه سرکوب دولت بورژواها جز این نیست. حمله به تمامی ظواهر و نمادهای انقلاب و چپ و کمونیسم، با بالاترین سطحِ بی اخلاقی و شارلاتانتاریسم نئولیبرال-اصلاح طلبانه. یک ترکیب کامل از مکتب وین و دوم خرداد؛ معجونی از هلن کارر دانکوس [1] و روح الله حسینیان و عطا الله مهاجرانی.

آنها کار خودشان را می کنند، اما سوال این است که روشنفکران و مبلغین و محققین و نویسندگان و مترجمین و روزنامه نگاران و هنرمندان طیف چپ در قبال تاریخ کمونیسم و واقعیت آن و این همه لجن پرانی و گند افشانی و کثافت گستری چه کرده و چه میکنند؟ سهم روشنفکر چپ از این همه رانده شدن تاریخ کمونیسم و انقلاب به گوشۀ رینگ مجلس ضربت زنیِ نئولیبرالها و پروآمریکایی ها چیست؟ مایی که سی سال است چشم بر واقعیت تاریخ کمونیسم بستیم و نه تنها در افشای ترهات آنتی کمونیستی راست قلمی نزده و سخنی نگفتیم، بلکه خجولانه و گاه مفتخر با این موج دروغ پراکنی همنفس و همکلام شدیم. مایی که استعلاجویانه و غیر ماتریالیستی، تاریخ واقعیِ کمونیسم و چپ چه در ایران و چه در جهان را از بستر مادی و عینی اش تهی کردیم و به صف همسرایان چپ ستیزیِ جهانی پیوستیم. مایی که از لنین فقط کرونشتات و ممنوعیت فراکسیونیسم را دیدیم، چشم بسته آمار سرتاپا دروغ دستگاه تبلیغاتی گوبلز و سپس CIA در مورد “40 میلیون کشته به دست استالین” را تکرار کردیم، انقلاب کبیر فرهنگی پرولتری مردم چین را تسویه حساب مائوی “قدرت طلب” با رقبای درونی اش و کلاه بوقی ها و “روشنفکر کُشی ها” تعبیر کردیم، تصویرمان از دولتها و جوامع سوسیالیستی همان اردوگاه کار اجباری و دالانهای مخوف سازمانهای امنیتی شد که در فیلمهای آنتی کمونیست دوران جنگ سرد پخش می شد. مایی که میان لنین و استالین با تزار و هیتلر تفاوتی قائل نشدیم و خاطره نویسی های مان از زندان و مبارزه فقط شد کلکسیونی از ذکر ندانم کاری و نادانی و سطحی بودن و ناتوانیِ چپ. ما همان موقع قافیه را به نوچه های هاشمی رفسنجانی و سعید حجاریان و شیخ مهدی کروبی در صفحات تاریخِ مهرنامه و اندیشۀ پویا و شهروند و شرق و کلمه و جرس باختیم. همان موقع که در برابر سیل ضد انقلابی گری و کمونیسم ستیزی، موضع تدافعی گرفتیم و برای لاطائلات روشنفکرنمایان لیبرال-دمکرات، حقانیت علمی و تاریخی قائل شدیم. همان موقع که چپترین سنگرمان شد جیغهای دمکرات مأب و البته میان تهیِ تروتسکیسم، این جناحِ چپ تریبون کمونیسم ستیزی جهانی. مایی که در نقدِ انقلاب پرولتری و دولتهای سوسیالیستی مرز و خط تمایزمان با پروفسورهای لفت-فوبیای کرسی های تاریخ بافی غرب را مخدوش کردیم و شدیم منتقد خُلّص دمکراتِ چپ و کمونیسم. مایی که در حقانیت «قدرت از لوله تفنگ بیرون می آید» و «شورش علیه مرتجعین بر حق است» و «مبارزه مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتیک» تردید کردیم و در هوای آلودۀ دوم خرداد شدیم اپوزیسیون قانونمدار و ضد خشونتِ جامعه مدنی و گفتگوی تمدنهای سرداران سپاه و رؤسای وزارت اطلاعات. یا آن بخشی از چپ که باد مسموم سالهای نکبتی 76 تا 84 و بعد جنبش خطِ امامیِ سبز و سپس دولت تدبیر و امید او را نیز با خود برد و در بخش سرخ ویترین لجنیِ نخست وزیر شصت و هفتیِ خمینی و شرکایش نشاند تا جنس فریب توده ای سبزها جور شود. بخشی از چپ در همه این روزها و همه این سالها با دست و سکوت و سازشش، حُکم “جهل” چریکهای فدایی خلق و “تروریست بودن” انقلابیون و “خائن بودن” کمونیستها و فشل بودن تاریخ کمونیسم داخلی و بین المللی را صادر کرد و به سهم خود بر این تحمیق سراسری، مهر تأیید نهاد.

این همه هرگز به معنای امتناع از نقد تاریخچۀ واقعی انقلابها و دولتهای سوسیالیستی و جنبشهای پرولتری در قرن بیستم و از جمله در جنبش کمونیستی و چپ ایران نیست. تمام آن تاریخ، با همۀ دست آوردهای درخشان و غرروانگیزش و همۀ کاستی های فرعی و گاهاً دردناک و تراژیکش باید به زیر تیغ تیز نقد علمیِ چپ کشیده شود. نه برای اثبات بی گناهی در دادگاه چپ کُشی و کمونیست ستیزیِ راست جهانی و داخلی، بلکه برای برافروختن چراغی فراراه جنبشهای هزار بار قهرآمیزتر و انقلابی تر آتی. نقد علمی، ماتریالیستی دیالکتیکی و مسئولانۀ تاریخچه تجارب پیشین مبارزات، انقلابها و دولتهای سوسیالیستی و پرولتری در 160 سال گذشته در درجه اول باید به لحاظ ایدئولوژیک از موضع دفاع و انفعال در برابر تهاجم همه جانبۀ راست و ایدئولوگها و سخنگویانش چه در داخل و چه در سطح جهانی بیرون بیاید، دستان بالا برده به نشانۀ تسلیم و سرافکندگی از آنچه کمونیستها و انقلابیون کردند را پایین بیاورد، بر واقعیتِ عمده بودن دست آوردها و وجه مثبت آن تجارب از کمون پاریس و مارکس و انگلس تا لنین و استالین و مائو، سربلند پای بفشرد و با نگرشی علمی و نکته بین و دقیق به نقد کاستی ها و خطاها و اشتباهات آن بپردازد. فقط با اتخاذ این خط ایدئولوژیک و این رویکرد علمی است که هم می توان به شناخت واقعی تاریخ چپ در ایران و جهان خدمت کرد و گامی به پیش نهاد و هم یاوه های توپخانه های ایدئولوژیک ارتجاع راست را افشا کرد.

جهشهای بلند و پیشروی های مهمی در تدوین این خط و ریوکرد علمی به گذشتۀ جنبش کمونیستی در سنتز نوین کمونیسم توسط باب آواکیان و شارحین و طرفدارانش برداشته شده است. [2]

یادداشت

  • هلن کارر دانکوس از مورخین و کارشناسان تاریخ روسیه شوروی بود که ده ها کتاب با روحیه جنگ سردی و چپ ستیزانه علیه تاریخ کمونیسم و البته شوروی سوسیال امپریالیست نوشت. اکثر تابهای وی به فارسی ترجمه و در ایران انتشار یافت.
  • در مورد نگاه سنتز نوین کمونیسم به تاریخ واقعی دولتها و انقلابهای سوسیالیستی به لینکهای زیر رجوع کنید:

لوتا، ریموند (2006) – سوسیالیسم میلیون ها بار بهتر از سرمایه داری است و کمونیسم جهانی از آن هم بهتر است – ترجمه و انتشار از حزب کمونیست ایران (مارکسیست – لنینیست – مائوئیست)

http://cpimlm.com/showfile.php?cId=1043&tb=bobr&Id=11&pgn=2

لوتا، ریموند (2012) – واقعیت کمونیسم چیست؟ – ترجمه و انتشار از نشر آتش

http://cpimlm.com/showfile.php?cId=1051&tb=ataash_g&Id=54&pgn=1

صبوری، سیامک (1393) – نکاتی در پاسخ به پرسشهای حسن مرتضوی پیرامون تجربۀ پیشین دولتهای سوسیالیستی

http://siyasiya.blogfa.com/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)