میشکند ، چرخ دندەهای سرمایە ، استخوانها را ، میشنوید ؟
میبلعد ، موج ، موج ، مدیترانە ، فوج ، فوج ، انسانها را ، می بینید ؟
کودکان در کورە پزخانەها ، بر روی خشت خامها
جان حکاکی می کنند ، میدانید ؟
سر میزنند ، پای میزنند ، دست میزنند …
در برابر دیدگان مفلوک و بهت ماندە
در صبح روشن ، در برابر دیدگان جهان … باورتان هست ؟
زنان و دختران را چنین :
بە ذلت و قهقرا ، در ‌‌غل و زنخیر
در قرن ما !!!
چون کنیزان و بردگان ، می فروشند
هزار ، هزار ، دریغا …

***

بە آشکار میتوان شنید ، میتوان شنید …
بی آنکە گوش فراخ بسپارید ، آوای مرگ را در
انفجار اعماق زمین ، در معادن
صدای صفیر ، سنگهای سنگسار
صدای ، رگبار گلولەها
صدای ، فوارە خون ز تن ها
ز کردستان ، ز خاوران ، ز دختران دانشجوی آفریقا
ز کودکان در کلاسها … در ، در ، در …
صدای ، چوب حراج دختران و کودکان و بچەها …
میشنوید ، صدای پای راسیسم ، انارشیسم ، آپارتاید … را
در شهرهای اروپا !!
میشنوید ، صدای فغان و فریاد کودکان … در
حلبچە ، شنگال ، بوسنی ، لیبی … و آه ، آه … جهان را
برخیزید ، جهان را از قاعدە بر زمین بگذارید
برخیزید ، فردا از آن شماست .
برخیزید ، میدانها از آن شماست .
کارگران جهان متحد شوید .
کارگران جهان متحد شوید .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)