محمود خادمی
04سمبه پر زور بود ؛ ولی فقیه و آخوندها وا دادند و برنامه اتمی رژیم ؛ دود شد و به هوا رفت و از بساط اتمیِ رژیم که بقول احمدی نژاد رئیس جمهور بر گزیده ولی فقیه تا فتح قله ــ یعنی رسیدن به آستانه تولید بمب اتم ــ تنها یک ” یا حسین ” باقی مانده بود و برنامه ای که بقیمت فقر و سیه روزی مردم ؛ صدها میلیارد دلار از سرمایه های ملت در پای توسعه و گسترش آن هزینه شده بود ؛ مشتی آهن پاره بی مصرف چیزی بجا نمی ماند . این تصمیم در شهر ” لوزانِ ” سوئیس گرفته شد .
فعالیت پنهان هسته ای رژیم حدودا” 12 سال پیش از زمان ریاست جمهوری آقای محمد خاتمی ــ باصطلاح اصلاح طلب ــ با هدایت و همدستی ولی فقیه شروع شد . پس از افشای مقاصد اتمی رژیم از غنی سازی اورانیوم ؛ رژیم سعی نمود که این فعالیتها را تحت عنوان تولید صلح آمیز انرژی هسته ای لاپوشانی نماید و آن را موجه جلوه دهد که علیرغم همه فریبکاریها موفق نشد و مورد قبول جامعه جهانی قرار نگرفت .
حاصل این سیاستِ مشکوک و حساسیت برانگیزِ ضد ملی و ضد میهنی که به تحریمهای گسترده منتهی گردید باعث به هدر رفتن ثروت و سرمایه های کشور ؛ اضمحلال و نابودی ساختارهای زیر بنائی ؛ عقب ماندگی در عرصه پیشرفتهای جهانی ؛ سقوط ارزش پول ملی ؛ فقر و فلاکت بیشتر مردم ؛ انزوای کشور و …. گردید .
بعد از سالها هزینه پردازی و ماجراجوئی های لجوجانهِ ولی فقیه و کارگزاران نظام ؛ نهایتا” در حالیکه در باتلاق بحرانهای لاعلاج اقتصادی و اجتماعی گرفتار شده بودند ؛ برای فرار از فروپاشی و سرنگونی نظام ؛ به سوپاپ اطمینانِ عقب نشینی روی آوردند و به تسلیمی خفت بار و خائنانه در راستای خلع ید از دارائی های هسته ای و گشودن دروازه های کشور به روی بیگانگان برای زیر پا گذاشتن استقلال کشور ؛ تن سپردند .
14 ماه تلاش برای دست یابی به چارچوبی قابلِ قبولِ طرفین برای ادامه مذاکره و رسیدن به توافق نهائی ــ میان ایران و 5+1 ــ ؛ سرانجام در این دوره و بعد از 8 روز مذاکرات فشرده و در وقت اضافی ــ دو روز بعد از فرصت تعیین شده ــ روز 5 شنبه 2 اپریل ؛ به نتیجه رسید و ایران و 5+1 به چارچوبی برای رسیدن به توافق نهائی نائل شدند. بعد از این تفاهم مقدماتی ؛ دو طرف تا 10 تیر ماه فرصت دارند تا به توافق جامع و نهائی دست یابند .
واقعیت این است که ؛ آنچه در این 8 روز تحت عنوان مذاکرات اتمی میان ایران و 5+1 جریان داشته است ؛ چیزی جز چانه زنی وزیر خارجه رژیم آخوندی بر سر دامنه ی عقب نشینی اجتناب ناپذیر و شرط و شروط تسلیم ذلت بار نبوده است ؛ که در محور جداگانه توضیح میدهم .

الف ــ ماهیت تفاهم نامه لوزان :
باراک اوباما رئیس جمهور امریکا از این تفاهم نامه ابراز رضایت کرد و با شادمانی گفت این توافقی تاریخی است و ” چنانچه ایران دست به فریب کاری بزند ؛ جهان خواهد فهمید ” و جان کری وزیر خارجه امریکا نیز گفت ” ما در لوزان گامی بسیار بلند و تعیین کننده بر داشتیم ” .
چند روز بعد از ایراز رضایت باراک اوباما از توافق لوزان وی در مصاحبه با ” توماس فریدمن ” خبرنگار ارشد سابق نیویورک تایمز ؛ علت ابرار رضایت و تاریخی بودن توافق را ؛ عقب نشینی تام و تمام خامنه ای اعلام کرد ؛ و گفت ” …… خامنه ای در این مذاکرات به مذاکره کنندگانش آزادی عمل داد ؛ این اختیار را داد که امتیازات مهمی بدهند که امکان به ثمر رسیدن این چارچوب توافق فراهم شود … او تشخیص میدهد که نظام تحریم هایی که ما ایجاد کرده ایم در حال تضعیف ایران است ” . از سخنان باراک اوباما روشن است که ولی فقیه بامید لغو تحریمها در آینده ؛ امتیازهای زیاد و عقب نشینی اساسی نموده و بقول معروف جام زهر را سر کشده است .
سفیر سابق فرانسه در ایران ــ فرانسوا نیکو لو ــ و تحلیلگر سیاست بین الملل در باره علت حمایت ولی فقیه از مذاکرات اتمی میگوید ” آیت الله خامنه ای با وجود آنکه خود کاملا” محافظه کار است از مذاکرات هسته ای حمایت کرد ……. زیرا دریافت کشور در باتلاق تحریمها گرفتار شده و این برای مردم ایران غیر قابل تحمل است ” .
بله ؛ همانطور که آقای اوباما و سفیر فرانسه هم گفته اند ؛ این عقب نشینیِ تحمیلی آخوندها که بر اثر آثار فرساینده تحریمها و وضعیت انفجاری جامعه انجام شده ؛ آشکارا در تعارض با مبانی و الدرم ملدرم ها و خط قرمزهای اولیه ولی فقیه است ــ حتی خط قرمزهایی که چند روز پیش از رسیدن به تفاهم سیاسی ؛ وضع کرده بود ــ . عقب نشینی که بر تمام بلند پروازیها و عربده کشی های قبلی خط بطلان کشیده و ناچارا” به تمام ساز و کارهای بین المللی و در خواستهای قدرتهای برتر ؛ گردن گذاشته است .
امری که در بالاترین سطوح در مدیریت نظام ــ نه تنها ولی فقیه بلکه هر سه قوه نظام ــ بر سر آن توافق شده بود . آنها به این نتیجه رسیده بودند که ادامه مسیر گذشته و لجاجت و رویاروئی با قدرتهای بین المللی میتواند خطرات جبران ناپذیری برای کل نظام داشته باشد و حتی هستی کل نظام را در هم بپیچد . بنابراین باید به رجز خوانی ها و تهدیدهای بی محتوا پایان بدهند و با تن سپردن محترمانه به دستورات قدرتهای غربی با پروژه اتمی فاجعه باری که بقیمت فقر و سیه روزی ملت ؛ 12 سال ادامه داشته است خداحافظی کنند .
واقعیت این است که تفاهم نامه اتمی لوزان قراردادی میان دو کشور همطراز و هموزن به لحاظ قدرت نبود و نیست ؛ ضمن اینکه رژیم ایران هیچ کارت برنده ای برای چانه زنی در این مذاکرات ؛ در آستین نداشت ندارد .
این توافق ؛ توافقی میان قدرتهای برتر جهان و کشوری ضعیف ؛ منزوی و ورشکسته است که ناچار است برای راضی کردن طرف مقابل امتیازهای زیادی از دست بدهد تا شاید بتواند به لغو تحریم ها که به بقاء و حیات رژیم گره خورده و بشدت بدان محتاج است ؛ دست یابد . درخواستی که اتفاقا” برای طرف مقابل هم بسیار با اهمیت است و تنها برگ برنده با ارزش و تنها اهرم تضمین کننده عقب نشینی هایی پی در پی رژیم میباشد و بعبارتی آخرین سلاحی است که طرف مقابل به از دست دادن آن ؛ رضایت خواهد داد .
یعنی رژیم ایران در حالی پای میز مذاکره نشسته که کشور دچار بیکاری مزمن ؛ تورم 40 در صدی ؛ کاهش 70 در صدی ارزش پول ملی ؛ تنزل و نابودی تولیدات و تعطیلی بسیاری از کارخانجات صنعتی ؛ پائین آمدن قیمت نفت بعنوان تنها منبع درآمد ؛ فساد و بی کفایتی مدیران و کارگزاران نظام و …. که تماما” شاخص های یک نظام ورشکسته است مواجه است و از طرف دیگر خطر شورش گرسنگان هم پایه های نظام را تهدید میکند .
بنابراین پیشاپیش روشن بود و میباشد ؛ که برای رژیمی که زیر فشار تحریمهای نفتی و بانکی و سایر معضلات بپای میز مذاکره کشانده شده است ؛ رژیمی که زیر فشارهای تحریمها به تنگی نفس افتاده و به میز مذاکره پناه برده است ؛ توافق معنائی جز تن دادن به نوعی عقب نشینی ذلت بار و تخته کردن دم و دستگاه اتمی اش ؛ ندارد . یعنی عملا” هیچ راهی برای رژیم جز تن سپاری به قیمومیت قدرتهای برتر باقی نمی ماند .
” جان برنان ” رئیس ” سازمان اطلاعات مرکزی امریکا ” ــ سیا ــ از اینهمه امتیازاتی که ایران در جریان مذاکرات اتمی لوزان برای راضی کردن طرف مقابل داده تعجب کرده و میگوید ” افرادی که میگویند این توافق راهی در برابر ایران میگشاید تا به سمت بمب هسته ای برود ؛ تظاهر میکنند ” .
یعنی این بار بر خلاف مذاکرات دوره های گذشته که مذاکره کنندگان نظام آخوندی چنان مغرورانه و رجز خوانان در صحنه مذاکره ظاهر میشدند که گویا نمایندگان یک نظام قدرتمند و با ثبات هستند و تمام جهان را در ید قدرت خود به مهمیز کشانده اند ؛ تمام شواهد نشان میداد که یک رژیم در هم شکسته ؛ نیازمند و ورشکسته ــ که بسیار هم به تفاهم و توافق نیاز دارد ــ به پای میز مذاکره آمده است و طرف مقابل هم از این افلاس و درماندگی با خبر بود .
بهر حال ؛ در حالی که مذاکرات اتمی با نظارت کامل ولی فقیه صورت گرفته و خود وی مدیریت عقب نشینی گام به گام را بعهده داشته است . اما دامنه عقب نشینی ذلت بار آخوندها به حدی گسترده و وسیع است ؛ که ولی فقیه حیران و سر گردان هنوز که هنوز است جرأت نزدیک شدن و تائید نتایج آن را نداشته و با بهانه واهی اینکه هنوز مذاکرات به توافقی منجر نشده است در قبال نتیجه بدست آماده ؛ موضعی خنثی اتخاذ کرده است .
خامنه ای مستقیما” نمی خواهد ؛ برای تصمیم گیری در مورد مسائل جدی و اساسی نظام مسئولیت بعهده بگیرد ؛ کما اینکه در جریان مذاکرات هسته یی سالهای 88 و 89 معروف به مذاکرات سعد آباد هم در قبال بیانیه صادره بعدا” گفت ” در همان زمان هم بدبینی خود را به غرب اعلام کردم ؛ اما خواستم که این راه هم امتحان شود ” ؛ تا قضایا از هر طرف که چرخید او بتواند مانور لازم را بدهد .

ب ــ مفاد تفاهم نامه :
اگر چه قبلا” به ظاهر خامنه ای خط قرمز های خود را برای مذاکره کنندگان مشخص کرده و از آنها خواسته بود که توافق یک مرحله ای باشد ؛ تحریمها یکجا لغو شود و کشور به 190 هزار سو سانتریفوژ نیاز دارد و ….. . اما در عمل و در نتیجه مذاکرات هیچ یک از این خط قرمزها رعایت نشد . در عمل پروژه اتمی رژیم به غنی سازی اورانیوم در سایت نطنز محدود شد ؛ آنهم نه 190 هزار سانتریفیوژ بلکه 5060 سو و با غلظت 3/5 در صد غنی سازی ؛ آب سنگین اراک هم دیگر پلوتونیم تولید نمی کند و تغییر کاربردی میدهد ؛ فردو هم عملا” تعطیل میشود و …. . موارد مهم این تفاهم نامه بقرار زیر است :
ــ کاهش سانتریفیوژها به رقم 5060 سو
ــ سانتریفیوژهای استفاده شده هم باید از مدلهای قدیمی ــ نسل اول ــ باشد
ــ در صد غنی سازی اورانیوم باید 3/67 در صد باشد
ــ ذخیره اورانیوم غنی سازی شده ایران در 15 سال آینده از 10 هزار کیلو گرم باید به 300 کیلو گرم کاهش یابد
ــ طی 15 سال آینده ؛ ایران نباید هیچ نیروگاه هسته ای جدیدی برای غنی سازی اورانیوم بسازد
ــ نیروگاه اتمی فردو به مدت 15 سال فعال نخواهد بود ؛ بعدا” برای کاربردهای صلح آمیز باز سازی خواهد شد
ــ طی 10 سال آینده ایران تنها اجازه دارد در نیروگاه اتمی نطنز با استفاده از 5060 سانتریفیوژ نسل اول اورانیوم غنی سازی کند
ــ ایران مطابق پروتکل الحاقی اجازه بازرسی سر زده به همه مراکز هسته ای را میدهد
همین طور که ملاحظه میشود مفاد این تفاهم نامه تماما” بر خلاف خط قرمزهای ولی فقیه و خواسته های اولیه کارگزاران رژیم میباشد . و تازه در مورد لغو تحریمهای در خواستی رژیم ؛ تحریمها هم نه تنها سریع و یکجا برداشته نمی شوند بلکه تدریجی و آنهم بعد از پایان راستی آزمائی آژانس بین المللی اتمی خواهد بود و مضافا” بر اینکه در صورت کوچکترین تخلف رژیم و نقض مفاد تفاهم نامه ؛ تحریمها مجددا” اتوماتیک برگشت میخورند .
یعنی برنامه ای که رژیم برای تضمین بقاء خود با هر قیمتی در پی آن بود به مصداق ضرب المثل ایرانی ” ترتیزک کاشتم قاتق نانم بشود ؛ قاتل جانم شد ” با شکستی خفت بار دامن گردانندگان آن را گرفت و میرود که قاتل جان نظام ضد ملی و ضد میهنی حاکم بر کشور شود .
بنابراین روز 13 فروردین ــ روز رسیدن به تفاهم سیاسی ــ بعنوان روزی تلخ و مرارت بار در خاطره مردم ایران حک خواهد شد ؛ روزی که ولی فقیه و نظام آخوندی کشور ما را با شدیدترین نظارت ها و تفتیش های آمرانهِ قدرتمند ترین دولتهای جهان ــ برای دست از پا خطا نکردن رژیم یاغی و سرکش حاکم بر کشور از مفاد توافق نامه لوزان ــ مواجه کرده است ؛ و استقلال و حاکمیت ملی مردم ایران خدشه دار و غرور ملی آنان را جریحه دار کرده است .
و تازه در مقابل چنین عقب نشینی خفت بار و چنین سرافکندگی ؛ ممکن است و شاید ــ قطعی نیست ــ دارایی های مسدود و مصادره شده مردم آزاد شود و تحریمهایی که زندگی مردم را به خاک سیاه نشانده است کاهش یابد . که در صورت آزاد شدن پولهای بلوکه شده و لغو تحریمها هم این امتیاز نه در جهت رفاه ؛ بهبودِ معیشت مردم و پیشرفت کشور بلکه وارد چرخه غارتها و چپاولگریهای تاکنونی و یا حمایت از تروریسم و کمک به سوریه ؛ عراق ؛ یمن و لبنان و حزب الله می شود .
علی یونسی مشاور ارشد رئیس جمهور ــ حسن روحانی ــ در آستانه توافق اتمی برای درآمدهای احتمالیِ حاصل از لغو تحریمها و پولهای مسدود شده کشور پیشاپیش برنامه ریزی میکند و میگوید : ” ما در حال حفظ منافع تمام مردم منطقه از جمله مردم ایران هستیم ” وی در ادامه میگوید ” ما باید بار دیگر پرچم گسترش وحدت اسلامی ـ ایرانی و صلح را در منطقه بدست بگیریم ؛ این وظیفه ایران است ؛ در گذشته هم اینکار صورت گرفته ” . یعنی برای رژیمی که از رشد تروریسم و بنیادگرائی ؛ بعنوان ابزاری برای سلطه بر کشور استفاده میکند ؛ با برداشتن تحریمها ؛ فرصت برای گسترش تروریسم و هژمونی بر منطقه با پولها و درآمدهای نفتی فراهم میشود .
البته هر گونه توافقی که استبداد دینی را از دستیابی به سلاح اتمی باز دارد ؛ مسلما” به نفع ملت ایران است چرا که ؛ رفع خطر اتمی شدن نظام جمهوری اسلامی ؛ نه تنها خطر حمله خارجی به کشور و تأسیسات اتمی ــ که باعث ویرانی کشور و آسیب رسیدن به مردم میشود ــ را بر طرف میکند بلکه خطر حاصله از بی کفایتی کارگزاران نظام در اداره امور مربوط به تأسیسات اتمی را ــ که ممکن است به نابودی مردم و محیط زیست کشور منجر شود ــ را نیز کاهش میدهد . کشور ایران نشسته بر ذخایر وسیع نفت و گاز و برخوردار از انرژیهای سالم بالقوه خورشیدی و باد ؛ میباشد ؛ انرژی هسته ای برای چه ؟!
ایکاش این عقب نشینی و تن دادن به تسلیم و توافق در اثر یک جنبش اعتراضی وسیع مردمی صورت میگرفت ؛ یعنی خشمِ اعتراضات مردم رژیم را وادار به دست برداشتن از ماجراجوئی های اتمی اش میکرد و در این صورت توافق حاصله با مداخله قدرت مردم ؛ تضمین می یافت . در غیاب چنین تضمینی ؛ باید تأکید کنم ؛ رضایت از دفع خطر اتمی و پیامدهای زیانبار ادامه این مسیر ؛ به معنای رضایت با تسلیم خفت بار و خائنانه کارگزاران رژیم در برابر قدرتهای غربی نمی باشد …. ادامه دارد

15.04.2015
26 فروردین 1394
arezo1953@yahoo.de

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)