حکایت زندگی یک پزشک متخصص درس خوان و با وجدان جوان که تخصص نادری خوانده و خودش و خواهر پرستارش، از مال دنیا سرجمع یک پراید اوراقی دارند و نه کار دارند و نه حمایت.

حکایت زندگی استاد محبوب این پزشک متخصص که مرد وارسته ای است و مطب اش غلغله است. چون که ویزیت از مریض نمی گیرد! و مریض هایش به این قصد آمده اند که دکتر برایشان داروها و قرص های سفارشی شان را بنویسد!

حکایت زندگی یک متخصص زبردست و ثروتمند جراحی زیبایی، که همه برایش کیسه دوخته اند! خانواده اش او را سرکیسه کرده اند و از خانه بیرون انداخته اند. مریضش شکایت کرده و مطب اش را پلمپ کرده، وکیل قلابی اش شارلاتان است و به بهانه های مختلف او را تیغ می زند.

Dar-Hashie

حکایت زندگی یک جوان علاف بی مایه و بی استعداد که رفته ظرف پنج سال! در دانشگاه سطح پایین یک کشور خارجی مثل فیلیپین مدرک دکترا و تخصص گرفته و آمده اینجا قصد طبابت دارد. حتا اسم رشته اش را بلد نیست بگوید. سواد پزشکی پیشکش! نخندید! واقعیت دارد!

و آن دکتر باوجدان با سواد جوان متخصص بی پول، برای راه انداختن حرفه اش، سعی می کند پراید قراضه خواهرش را بفروشد، سعی می کند از اقوام ثروتمندش پول قرض کند، به هر دری می زند الا اینکه برود وزارتخانه اش و سازمان نظام اش و بگوید که: عالی جنابان! مگر من دانش آموخته ی کوشا و فرزند با استعداد این مرز و بوم نیستم؟ مگر من طرح در مناطق محروم نگذرانده ام؟ مگر من خدمت نکرده ام؟ چه تسهیلاتی برای من دارید که بتوانم کار کنم؟ چه فکری برای آینده من کرده اید؟

باری با کمک آن استاد وارسته اش، ملکی در حاشیه ای پیدا می کند که آن جا را بیمارستان کند.

و در ادامه داستان، کسی که گوسفند می فروشد و در حیاط ملک اش صافکاری بدون رنگ راه انداخته، می گوید «اینجی ملکش واس ماس»!

قصد توهین به صاحبان هیچ شغل شریفی ندارم. اما وقتی که یک گوسفند چران یا یک دلال یا یک شارلاتان بخواهد بشود صاحب بیمارستان، و پزشکان و کادر تخصصی بیمارستان مجبور باشند در جلسات هیئت مدیره، با ایشان که به واسطه پول و ملک شان تصمیم گیرنده شده اند، حرف آنها را اطاعت کند، متولی امور صنفی پزشکان نباید احساس شرم کند آیا؟

آقای دکتر زالی! درست گفتید. این سریال طنز نیست. بلکه درد است. غصه است.

بیشتر از یک سال است که صدا و سیما تخریب وسیعی را برای مخدوش کردن چهره ی قشر فرهیخته و لایق اجتماع (پزشکان) سازمان دهی کرده و با برنامه هایی غیر طنز. برنامه هایی جدی، گزارش های جدی مردمی، آمار و ارقام خزعبل و نادرست در باره درآمد پزشکان و …، به صورتی آشکار به نبرد با هر چه لیاقت و تخصص و صلاحیت است برخاسته.

حالا همه کاسه و کوزه ها سر یک برنامه طنز انتقادی شکسته است.

darhashie

این اعتراض ها و این امضا جمع کردن ها و این نامه نوشتن ها، آن روزی باید شروع می شد که هر مجری و گزارشگر نامودب برنامه های تخریبی در طول یک سال و نیم گذشته، در برنامه های خبری و بعد از خبری ساعت های اصلی تلویزیون و رادیو، به بدترین لحن و به بی شرمانه ترین شکل، پزشکان را «زیرمیزی گیر» و بی وجدان و میلیاردر و «مالیات نپرداز» جلوه می دادند.

الان هم جامعه ی مظلوم  پزشکی، ناخواسته و نادانسته، می شود چماق دست کسانی که نمی خواهند لبخند بر لبان مردم ببینند. اجازه ندهیم که اندک آبروی باقیمانده ی صنف پزشکی هم با این اقدام ها برود. تا نگویند پزشکان هم بی وجدان اند و هم میلیاردر و هم زیرمیزی گیر و هم «بی جنبه» که جنبه ی طنز و نقد هم ندارند! نگذارید مدیر شبکه سه تلویزیون ما را به ریشخند بگیرد و بگوید که چرا «روحانیت» برای پخش سریال اعتراض نکرد و شما اعتراض کردید! نشود طوری شود که ایشان بگوید که جامعه نیازمند شادی و نشاط است! انگاری که پزشکان مخالف شادی و نشاط اجتماع هستند!

ریاست محترم سازمان نظام پزشکی!

در یافتن مشکل و حل مسائل شغلی و صنفی «دکتر صحرایی» ها بکوشید. این ها فرزندان نخبه ی کشورمان هستند. جمع می کنند می روند استرالیا یا جاهای دیگر!

مجال جولان دادن «دکتر بهروز عشقی» ها را بگیرید. که نروند از هر موسسه بی در و پیکر مجهول المکان یک تکه کاغذ بیاورند و مقداری پول واریز کنند و بشوند دکتر فلانی فارغ التحصیل از خارج!

دست دلال ها و ملاک های بی سواد را از اعمال نظر و کاسبی در رشته های پزشکی کوتاه کنید.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)