مهاتما گاندی: وقتی نا امید میشوم به خاطر می آورم که در طول تاریخ راه حق و عشق همواره پیروز بوده است . حکمرانان  و زورگویان  در برهه ای شکست ناپذیر جلوه میکنند ، ولی در نهایت همه آنها سقوط کرده اند . همیشه به این واقعیت فکر کنید.

فدائیان  حقیقت !

     مهاتما گاندی رهبر کبیر انقلاب هند تحت تاثیر تعالیم برهمائی کشش بسیار زیادی به حقیقت گرائی در زندگی داشت . مطابق تعالیم آن مکتب فکری تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت در زندگی انسان اصل است و ساده زیستن و پرهیزکاری از مهمترین راههای رسیدن به حقیقت میباشد . گاندی به دلیل همین پایه فکری بود که فلسفه ضد خشونت خود را  ” ساتیاگراها “نامید که در زبان سانسکریت به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت میباشد و معنی روزمره کاربردی آن  محکم گرفتن حقیقت است.

     گاندی در خاطرات خود مینویسد:

وقتی نا امید میشوم به خاطر می آورم که در طول تاریخ راه حق و عشق همواره پیروز بوده است . حکمرانان  و زورگویان  در برهه ای شکست ناپذیر جلوه میکنند ، ولی در نهایت همه آنها سقوط کرده اند . همیشه به این واقعیت فکر کنید .

او میگفت که پیروی از نظریه  “ضربه در برابر ضربه و چشم در برابر چشم”  دنیا را کور میکند.اما به خوبی میدانست که عدم توسل به خشونت مستلزم داشتن اعتقادی راسخ و شهامتی باورنکردنی است که در همگان وجود ندارد . اما به پیروان خود تعلیم میداد که ” باید با پرهیز از خشونت  سلاح خشونت که تنها تکیه گاه مخالفان ما میباشد از دستشان بگیریم . ” و در توضیح آن در جائی نوشت :

نیروهای ناحق چیزی جز سرکوب ندارند که ارائه نمایند . به همین دلیل دوست دارند که حرکتهای اجتماعی به خشونت گرایش یابد تا آنها بتوانند از تنها سلاح خود استفاده کنند .

    مارتین لوتر کینگ رهبر فقید جنبش مدنی برابری سیاهپوستان آمریکا یک کشیش پروتستان بود که مطالعات عمیق تاریخی و حقوقی خود را به  خدمت آموزه های مسیحیش درباره پرهیز از خشونت گرفت وتلاش کرد بین دو مقوله آزادی و آنچه انجیل درباره دوست داشتن دشمنان به عنوان یک اصل در زندگی روحانی انسانها تعلیم میداد رابطه ای عملی برقرار کند . او به دفعات تاکید میکرد که  ” مبادا بخواهیم عطش خود برای آزادی را با نوشیدن از جام تلخی و نفرت فرونشانیم . ” او و همرزمانش عقیده داشتند:

هدف واقعی ما این نیست که دشمنانمان را شکست دهیم ، بلکه هدف ما بیدار ساختن احساس شرم در فرد ظالم و به چالش طلبیدن حس خود برتر بینی اوست بطوری که از عمل زشت و عقیده ناپسندش دست بردارد .هدف مصالحه و رهائی است . هدف ایجاد یک جامعه پر مهر و صفا ست.

      کینگ در حالیکه همگان را از خشونت باز میداشت ، ضرب و شتم و زندان و دیگر وحشیگریها را به جان میخرید ودر حالیکه اوباش خشمگین تحریک شده در بیرون زندان بیرمنگام یکصدا خواهان حلق آویز کردنش بودند و پلیس نیز حامیان بی دفاع او را با باتُن مورد حمله قرار میداد در نامه ای از زندان نوشت که ناگزیر شد چند روز روزه بگیرد تا سرانجام بتواند توانائی روحانی لازم را برای بخشیدن دشمنانش به دست آورد .

      حکایت نلسون ماندلا که از یک زندان بسیار طولانی مدت قفس وار حزب کنگره ملی آفریقای جنوبی را هدایت میکرد  نیز در مورد مبارزه بدون خشونت بسیار شنیدنی و آموزنده است. ماندلا که یک حقوقدان و وکیل دادگستری بود ، در دوران جوانی شاهد مبارزات هندیهای مقیم آفریقای جنوبی به رهبری گاندی بود که آنزمان در آفریقای جنوبی زندگی میکرد ودر واقع پایه های سیاست عدم خشونت خود را در آنجا بنیاد گذاشت و بعدها به هند رفت وآن را به مرحله اجرا در آورد . این روش مبارزه بر روی ماندلا تاثیر بسیاری گذاشت ضمن اینکه او با گرایشهای زاهدانه مسیحیان آفریقائی در کلیساهای  اصلاح شده هلندی نیز که بر پرهیز از هرگونه تند روی و خشونت با تکیه بر قدرت روحانی و دوری از گناه تاکید داشتند ، به خوبی آشنائی داشت.

     او در یکی از نامه های خود که از زندان سفید پوستان به همرزمانش نوشت ، تاکید کرد:

هدف ما یک هدف انسانی است ، ما میخواهیم بذر محبت را در دلهای دشمنانمان بکاریم ، به گونه ای که یادبگریند و بخواهند ما را دوست داشته باشند . پس باید آنقدر با آنها با محبت رفتار کنیم تا متوجه شوند برخوردشان با ما تا چه حد غیر انسانی است و از رفتار خود دست بردارند.

او در حالی چنین عقیده ای داشت که با نظام آپارتاید که مبتنی بر نژاد پرستی قانونی و برتری مقام انسانها بر اساس رنگ پوستشان بود دسته و پنجه نرم میکرد و آنهائی را دوست داشت که برای سیاه پوستان حقوق انسانی قائل نبودند.

(ادامه دارد – قسمت سوم را بخوانید)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)