خشایار دیهیمی، نویسنده و مترجم شناخته‌شده‌ی حوزه‌ی فلسفه‌ی سیاسی در ایران در نامه‌ای کوتاه اما شدیداللحن، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را مورد خطاب قرار داده و نوشته که او «نباید آمال هفتاد میلیون نفر را به پای غرور و کین‌توزی شخصی‌اش قربانی کند».

Khamenei-Deyhimi-300x236

آقای دیهیمی که از جمله روشنفکران لیبرال ایران به شمار می‌رود در این نامه سرگشاده که آن را «مصاف مستقیم-سخن آخر» نام نهاده، نوشته است:


آقای خامنه‌ای

تا کنون با نوکرانت و مزدورانت حرف زده‌ام . و شاید خیال کرده ای که شهامت حرف زدن مستقیم با تو را ندارم . کور خوانده ای . شهروند نمیترسد . تازه به آن خدایی که خدای من است قسم میخوررم که حتی به فکر عاقبت تو هم هستم نمیتوانی و نباید آمال هفتاد میلیون نفر را به پای غرور و کین توزی شخصی ات قربانی کنی . من از خارج از کشور نمینویسم . من همینجایم . در محضر مزدورانت . اما با با همه ی اعتدالم و دندان به جگر فشردنم دیگر نمیتوانم شاهد بدبختی مردم به خاطر هوا و هوس تو باشم . من برانداز نیستم . تو براندازی . تو نوکری . من آزاده ام . مزدورانت را بفرست . زیر شکنجه میمیرم . اگر قانون سرت میشود من تو را به محکمه میخوانم . تا از محکمه کی سر بلند آید بیرون . نمیتوانم دیگر اینهمه خفت و دروغ را تحمل کنم . مرد میدانی اگر بیا . وگرنه همان مزدورانت را بفرست سراغ من هم . فرزندان پاک اندیشم در بندند . چه باک . . یکی به آنها اضافه کن . گرچه پیرم و دوام نمیاورم اما سخنم باید با عملم یکی باشد . جز خیر و صلاح مردم نخواستم و فرای قانون سخنی نگفتم .. به خلاف تو . نام و نشانم معلوم و منتظر مزدورانت . ..

والسلام


 

این نویسنده‌ی ۶۰ ساله پیش‌تر نیز در مهرماه گذشته در نامه‌ی سرگشاده‌ی دیگری خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، به سخنان تهدیدآمیز او درباره‌ی رسانه‌هایی که فساد را پیگیری می‌کنند، واکنش نشان داده بود.

خشایار دیهیمی در بخشی از آن نامه نوشته بود: «تو تهدید هم می‌کنی؟ از تو بزرگ‌تر‌هایش در طول تاریخ، لاف‌های بزرگ‌تر زده‌اند. اما عاقبت‌شان را دیده‌ایم. من از قانون سخن می‌گویم. از‌‌ همان چیز فراموش شده در این مملکت. اگر راست می‌گویی به قانون و به همین گزافه‌گویی‌ات عمل کن. من تو را به دادگاه تحت امرت به حکم قانون اساسی فرا می‌خوانم. بیا در دادگاهی علنی حاضر شو و به اتهاماتی که یک شهروند یک‌-لا-قبا متوجه تو می‌داند جواب بده. وگرنه من که می‌دانم تو کهریزک‌ها داری. گمان مبر که شهامت مدنی مرده است. نه از تو می‌ترسم نه از لاف و گزافت.»

خشایار دیهیمی متولد ۱۳۳۴ در تبریز است. او را بیشتر به عنوان مترجم و ویراستار آثار فلسفی‌ می شناسند. او بیش از هشتاد اثر ترجمه دارد و ویراستاری بالغ بر نود کتاب را انجام داده‌است. از ترجمه‌هایش می‌توان به مجموعه کتاب‌های «نسل قلم»، «فلسفه غرب» و «فلسفه سیاست» و «گفت وگو با مرگ»، «یادداشتهای یک دیوانه»، «دیالکتیک تنهایی» و ده‌ها کتاب دیگر اشاره کرد.  او دارای مدرک مهندسی شیمی است و هم‌اکنون در مؤسسه رخداد تازه و مؤسسه پرسش تدریس می‌کند. دختر او نازنین نیز در حوادث پس از انتخابات سال هشتاد و هشت ایران توسط نهادهای امنیتی بازداشت و پس از محکومیت از سوی مراجع قضایی مدتی را در زندان سپری کرد. نازنین دیهیمی متولد سال ۱۳۶۷ مترجم و دانشجوی رشته تئاتر دانشگاه تهران، کتاب‌های زیادی را تاکنون ترجمه کرده است که از آن جمله می‌توان به «ازدواج مادرم و بدبختی‌های دیگر»، «از من نخواهید لب‌خند بزنم»، «برادرم این‌جا بود»، «ترس و لرز»، «در زندان»، «عملیانت دک کردن کپک»، «میک هارته این‌جا بود»، «دفترچه خاطرات یک بی‌عرضه حرف حرف رودریکه» و «کنتاوروس» اشاره کرد.

پیش از این نیز افرادی چون محمد ملکی، عبدالکریم سروش و محمد نوری‌زاد نیز اقدام به نوشتن نامه‌های انتقادی به شخص رهبر جمهوری اسلامی کرده بودند.

 

توضیح: یک روز پس از انتشار این یادداشت در فیسبوک شخصی خشایار دیهیمی، این صفحه با انتشار یادداشتی کوتاه اقدام به حذف این نوشته کرد. متن این یادداشت کوتاه به این شرح است:

«در پی تذکرات مشفقانه ی دوستان و تامل ثانوی خودم دو یادداشت اخیر را شخصا حذف کردم چون کلماتش زیبنده ی قلم یک شهروند نبود -با سپاس از همه ی دوستان و پوزش»

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)