فکر می‌کنم حکم حکومتی آقای رهبر، یکی از معدود مواردی است که ما با دوستان ذوب در ولایت بر سر آن بحثی نداریم. یعنی اصلا چه بحثی، چه کشکی؟ ما هی می‌گیم آقاجان اصلا مجلس و اداهای دمکراسی رو بگذارید کنار. این مملکت همه‌اش روی سرانگشت آقا می‌چرخد. به جای این که بخواهید یک مدل رنگ و رو رفته و شل و ول از حکومت مردمی ارائه دهید، یک مهر بسازید با نشان آقا، و روی پیشانی هر بچه که به دنیا می آید بکوبید. خلاص! یاد یک کتاب علمی-تخیلی افتادم که در بچگی می‌خواندیم. همه بچه‌ها پس از تولد یک کلاه آهنی روی سرشان کار گذاشته می‌شد که دستورات یک روبات را می‌بایست دریافت و اجرا کنند. حالا دوستان حزب اللهی هم در این هیچ بحثی ندارند. آن‌ها هم معتقدند مجلس و این لوس بازی‌ها در مقابل اراده اقا هیچ است. اصلا، اصل اراده اوست، اراده اراده اوست. او تشخیص داده سئوال مجلس به ضرر است. دشمن را شاد می‌کند. شادی دشمن هم طبعا حرام است. الان دوستان حزب اللهی ما از صدور این حکم خیلی خوشحال هستند. ما هم الان خوشحال هستیم. هر دو مان ظاهرا معتقدیم در این مملکت، چیزی به نام مردم وجود ندارد. تفاوت ما البته با دوستان حزب اللهی این است که ما معتقدیم، روزی صدای این مردم را خواهید شنید.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)